من دوست میدارم جفا کز دست جانان میبرمطاقت نمیدارم ولی افتان و خیزان میبرماز دست او جان میبرم ت…
انتشار: 2026/08/11 17:25 UTCدریافت: 2026/08/13 02:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 02:05 UTC
من دوست میدارم جفا کز دست جانان میبرمطاقت نمیدارم ولی افتان و خیزان میبرماز دست او جان میبرم تا افکنم در پای اوتا تو نپنداری که من از دست او جان میبرمتا سر برآورد از گریبان آن نگار سنگدلهر لحظه از بیداد او سر در گریبان میبرمخواهی به لطفم گو بخوان خواهی به قهرم گو برانطوعا و کرها بندهام ناچار فرمان میبرمدرمان درد عاشقان صبر است و من دیوانهامنه درد ساکن میشود نه ره به درمان میبرمای ساربان آهسته رو با ناتوانان صبر کنتو بار جانان میبری من بار هجران میبرمای روزگار عافیت شکرت نکردم لاجرمدستی که در آغوش بود اکنون به دندان میبرمگفتم به پایان آورم در عمر خود با او شبیحالا به عشق روی او روزی به پایان میبرمسعدی دگربار از وطن عزم سفر کردی چرااز دست آن ترک خطا یرغو به قاآن میبرممن خود ندانم وصف او گفتن سزای قدر اوگل آورند از بوستان من گل به بستان میبرم#سعدی 🌱🌹