*ترجمهاي در قامت شعر▪️ علیاصغر شعردوست*تا پيش از گرمارودي، كمتر كسي تصور ميكرد كه كلام آسماني را…
انتشار: 2026/08/06 19:02 UTCدریافت: 2026/08/15 06:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 06:42 UTC
*ترجمهاي در قامت شعر▪️ علیاصغر شعردوست*تا پيش از گرمارودي، كمتر كسي تصور ميكرد كه كلام آسماني را بتوان بازباني ترجمه كرد كه هم روان باشد و هم ادبي؛ زباني كه در آن، معنا با آهنگو فضا و تصوير درآميزد. او در سال ۱۳۲۰ در خانوادهاي اهل علم ومعرفتزاده شد و بعدها، در دانشگاه تهران، در محضر استاداني چون مرتضيمطهري و سيدجعفر شهيدي، به عمقِ فرهنگ و ادب فارسي و معارفاسلامي دست يافت. اما آنچه او را در تاريخِ ادب و فرهنگ ايران، ماندگاركرده، ترجمه قرآن اوست؛ ترجمهاي كه در سال ۱۳۹۰، جايزه كتاب سال جمهورياسلاميايران را دريافت كرد و كلام آسماني را با زباني روان و ادبي به مردم عرضه داشت. اين ترجمه، برخلاف بسياري از ترجمههاي پيشينكه به معناي صرف يا لفظ به لفظ بسنده كرده بودند، با تكيه بر فضا و آهنگ و ادبيات كلام، قرآن را به متني زنده و قابل فهم براي مردم امروز تبديل كرد. او همچنين به ترجمه نهجالبلاغه و صحيفه سجاديه همت گماشت و درسيوچهارمين دوره جايزه كتاب سال ايران، در بخش دين و حديث، از اوتقدير شد. اين ترجمهها افزون بر اينكه آثار مكتوبي ارزشمندند، پلهايي نيز ميان كلام كهن و زبان امروز به شمار ميآيند؛ پلهايي كه گرمارودي، با تكيه بر ذوق شاعرانه و دانش عميق خود، آنها را بنا نهاده است. ترجمه او از قرآن، با وجود نقدهايي كه بر آن وارد شده، همچنان يكي از پرمخاطبترين و تأثيرگذارترين ترجمههاي فارسي محسوب ميشود و ايننشان از آن دارد كه او توانسته است ميان وفاداري به متن و رواني كلام تعادلي برقرار كند كه كمتر مترجمي بدان دست يافته است. اين تعادل، راز ماندگاري ترجمه او در ميان انبوهي از ترجمههاي قرآني است؛ ترجمهاي كه هم از عهده انتقال مفاهيم عميق برآمده و هم با روح و ذوق فارسيزبانان، هماهنگي و همدلي يافته است.گرمارودي، در كنار اين ترجمههاي ماندگار، شعرهاي عرفاني و انقلابي و ميهني خود را نيز آفريده است. او كه در دومين جشنواره بينالمللي شعر فجر، برگزيده بخش شعر آييني شد و در سال ۱۳۸۵، به عنوان چهره ماندگار شعر انتخاب گرديد، در غزلها، چهارپارهها و اشعار سپيد خود، وطن را با ايمان و حماسه و عاشورا قرين ساخته است. مجموعههاي «عبور»، «در سايهسارنخل ولايت»، «سرود رگبار»، «چمن لاله»، «خط خون»، «دستچين»، «باراناخم»، «گزيده شعر نيستان» و «تا ناكجاآباد»، هر يك، گوشهاي از اينجهانبيني شاعرانه را بازتاب ميدهند. در «در سايهسار نخل ولايت» و «خطخون»، بهاءالدين خرمشاهي، اوج شعر ديني معاصر را ميبيند و آن را درشعر نو، بيسابقه ميخواند. «خط خون» با تصاوير تكاندهندهاش ازعاشورا و «در سايهسار نخل ولايت» با نگاهِ عرفانياش به امام علي (ع)، نشان ميدهند كه چگونه شعر نو ميتواند مضامين كهن را با زباني تازه و تصاويري بديع بازآفريني كند. گرمارودي در اين آثار، حماسه را از عرفانجدا نميسازد و عاشورا را حقيقتي جاري در هويت ايراني به تصوير ميكشد كه هرگز به يك رويداد تاريخي فروكاسته نميشود. اين رويكرد، او را به يكي از پيشگامان شعر آييني نوين مبدل ساخته است؛ جايي كه سنت وتجدد در كنار هم قرار ميگيرند و از اين همنشيني، شعريزاده ميشود كه هم ريشه در باورهاي ديني دارد و هم با زبان و احساسات مخاطب امروز، بيگانه نيست.«من ميهنم ايران زمين را دوست دارم // اين سرزمين علم و دين را دوستدارم». گرمارودي در اين سروده، ايران را با علم و دين گره ميزند و عشق بهوطن را با ايمان و معرفت قرين ميسازد. او در ادامه، ايران را خاكي ميخواند كه از شهيدان لالهگون است و تاريخش از نقش ستم و خون آكنده. اين تصوير، تمامِ حماسه ايراني را در خود جاي داده است؛ حماسهاي كه درآن، خاك با خون و تاريخ با ستم و شهيدان با لاله در هم تنيده شدهاند. درادامه، از خاوران و نور معانيو هشتمين خورشيد دين آسماني سخنميگويد و ايران را به مهد علم و ايثار و دليري پيوند ميزند: «اينجا كه خاكش از شهيدان لالهگون استتاريخش از نقش ستم، همرنگ خون استاينجاست مهد علم و ايثار و دليرياين سرزمين عشق را آسان نگيرياز خاورانش ميدمد نور معانيزان هشتمين خورشيد دين آسمانيديروز، گلهايي چو حافظ داشت ميهنفردا ازين گل باز خواهد كاشت، ميهنديروز، جاي پورِسينا بود و سعديفردا بود منزلگه مردان بعدي»🔗 لینک یادداشت در وبسایت روزنامه اعتماد▪️ @sheardoost

