فريدون توللي فريادِ عدالت در كويرِ استبداد علي اصغر شعردوست فريدون توللي در سال ۱۲۹۸ در شيراز، در خ…
انتشار: 2026/07/26 22:26 UTCدریافت: 2026/08/05 13:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 13:17 UTC
فريدون توللي فريادِ عدالت در كويرِ استبداد علي اصغر شعردوست فريدون توللي در سال ۱۲۹۸ در شيراز، در خانداني ادبي و هنري، چشم به جهان گشود. پس از پيمودن مدارج علم در زادگاه خويش، در دانشگاه تهران به تحصيل زبان و ادب فارسي پرداخت و در سال ۱۳۲۰ از دانشكده ادبيات…«تا آخرين نفس / تا آخرين نفسكوشيم و بشكنيم ديوار اين قفساز دامن خليج / تا سينه كوير / تا ساحل ارسفرجام ننگ و / روز جنگ و / جنگ زندگيستآغاز افتخار، پايان بندگيستپايان آن شكنج و رنج و سر فكندگيستدلها پر از اميد/ جانها پر از هوس هنگام گام و گامِ كام و كام آشناست...»او در اين سروده، گستره ايران را از دامن خليج فارس تا ساحل ارس در چشم مخاطب ميگسترد و مردم را به همدلي و همراهي براي شكستن ديوار ستم فرا ميخواند. «پايان بندگي» و «آغاز افتخار»، نويدآور روزي است كه رنج و شكنج، جاي خود را به آزادي و سربلندي دهد. تكرار «تا آخرين نفس»، بر عزمي راسخ و استوار در راه مبارزه و پايداري دلالت دارد و شعر را به سرودي ملي بدل ميكند كه در آن، همه ايرانيان، در يك صف، براي دستيابي به آزادي و عزت، همصدا و همنفس ميشوند.توللي در ادامه، از قدرت مردم و نصرت الهي سخن ميگويد: «نصرت رسيده دوست / دشمن اسير ماست تا مشت خلق و پشت خلق و عزم رهنماستكوشيم و بركنيم و بفكنيم و بشكنيم آن پايههاي درد، آن پايههاي رنجتا آخرين نفرتا آخرين نفسكوشيم و بشكنيمديوار ِ اين قفسهمدوش و، همعنان و، هم شعار و، هم نفس».او در اين بند، «پشت خلق» و «مشت خلق» را تنها پشتوانه پيروزي ميداند و تأكيد ميكند كه رهايي، تنها با تكيه بر تواناييهاي خود و نه انتظار از ديگران، ممكن ميشود. اين نگاه خودبنياد، ريشه در تجربه تاريخي توللي دارد؛ تجربه روشنفكري كه پس از نااميدي از قدرتهاي بيگانه و فساد داخلي، به عزم راسخ مردم و اتحاد آنها روي آورده است و از آن، اميد رهايي را در دل خويش پرورانده است.توللي با تلفيق طنز گزنده روزنامههاي انتقادي و حماسه تاريخ كهن ايران، تصويري از ميهن ترسيم كرد كه در آن، وطن جز با بيداري مردم و غيرتِ ملي معنا نمييابد. دفترهاي او، از «كاروان» تا «كابوس» جستوجويي در ژرفاي هويت ايراني است؛ جستوجويي كه در نقدِ عاشقانه و كلامي ريشهدار در تاريخ و ادب، به بار مينشيند. توللي با چشماني كه در لابهلاي اوراقِ كهن، رگههاي هويت را جستوجو ميكرد، روزگار خويش را چون گوهري در آيينه شعر به نمايش گذاشت. ميراث او، مجموعهاي از سرودههاي نغز و روايتي ماندگار از عشق به ايران است در روزگاري كه عشق به وطن، تنها با فرياد و غيرت، معناي خويش را بازمييافت. اين روايت، توان شگرف ادب پارسي را در بازنمايي تعهدِ ملي و آگاهي سياسي به نمايش ميگذارد و با قلمِ تواناي توللي، به زيباترين و ماندگارترين شكل، در تاريخ ادب معاصر ايران به يادگار نشسته است.📎 لینک یادداشت در وبسایت روزنامه اعتماد▪️ @sheardoost

