حال و روز زنان در بخش شیلاتمهتا بذرافکن امروز برای انجام یه کار پژوهشی در حوزه جنسیت و شیلات مطالعه…
انتشار: 2026/08/13 18:00 UTCدریافت: 2026/08/14 06:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 06:06 UTC
حال و روز زنان در بخش شیلاتمهتا بذرافکن امروز برای انجام یه کار پژوهشی در حوزه جنسیت و شیلات مطالعه می کردم که در نوع خودش خیلی جالبه. داستان این بوده که پژوهشگری به نام Sarah Harper خبری با عنوان “How many women fish in Brazil?” در ۲۹ ژانویه ۲۰۱۶ منتشر کرده و دقیقاً مسئله عجیبی رو مطرح کرد:میخواسته درباره زنان ماهیگیر تحقیق کنه ولی داده ای در این مورد نبوده یا کم بوده و گفت داده درباره زنان در شیلات ناقص است و نقش زنان، بهویژه زنانی که خودشان ماهیگیری میکنند، در آمارها کمنمایی شده است. همچنين گفت که اغلب جاهایی که دنبال اطلاعات رفته توی برزیل تقسیمبندی رایج این بوده که مردان برای صید به آب میروند و زنان در ساحل میمانند و ماهی را فرآوری و عرضه میکنند؛ اما وقتی دقیقتر بررسی شده، این تقسیمبندی نه روشن بوده و نه پایدار و زنان خودشان هم ماهیگیری میکردهاند.این گزارشها توجه FAOجلب کرد و در یک گزارش FAO درباره sex-disaggregated data صراحتاً گفت که استفاده از دادههای تفکیکشده بر اساس جنسیت در پژوهشهای شیلات کوچکمقیاس تقریباً وجود نداشته و دادههای رسمی هم محدود بودهاند. یکی از مشکلات اصلی هم این بوده که روشهای جمعآوری داده بیشتر برای فعالیتهای صید که عمدتاً توسط مردان انجام میشده طراحی شده بود و فعالیتهای پس از صید و بازاریابی که زنان در آنها حضور پررنگ دارند، نادیده گرفته میشد. کم کم توجه تعداد کمی از پژوهشگران مطالعات زنان به سمت شیلات به عنوان یکی از مهمترین اقتصاد های بزرگ جهان در حوزه تولید غذا و شغل جلب شد. مثلا یک پژوهش درباره غنا بعداً همین مشکل را خیلی روشن بیان کردکه اطلاعات رسمی درباره مشارکت زنان، بهخصوص در capture fishing، ناکافی بوده و دادههای قابل اتکای مرکزی برای تعداد زنان فعال در شیلات وجود نداشته است. بعد معلوم شد که مسئله زنان در شیلات «کمبودن مشارکت» نیست؛ مسئله این است که معلوم نیست که چه چیزی اصلاً بهعنوان مشارکت شناخته میشود.!! و توی ایران چه؟ مطالعه خودم در استان بوشهر نشون داد زنان به جز کار در بخش فراوری به صورت روزمزد و فصلی هیچ سهمی از اقتصاد بزرگ و لوکس شیلات ندارند.!! البته واقعا هیچ داده قابل اتکایی هم وجود نداره که بشه درست مطالعه کرد و کلا مطالعات زنان بیشتر غرق در طلاق و ملاق هست تا این بخشها. خلاصه اینکه در این حوزه مشکل فقط «کمبود داده درباره زنان» نیست. خودِ شیوه تولید داده، بخشی از نظم جنسیتی نهادی شیلات بوده است. مثلا اگر ابزار آماری اساساً «ماهیگیر» را کسی فرض کند که صید میکند، به دریا میرود و محصول را میآورد، و این نقش در عمل مردانه تصور شود، آنوقت زنان نه فقط در دادهها، بلکه در تعریف خودِ فعالیت شیلاتی نامرئی میشوند. یعنی هستند؛ اما نیستن. در سال ۲۰۱۶ فائو ازکشورهای عضو برای پرسشنامه مرتبط با Code of Conduct for Responsible Fisheries درخواست کرد که دادههای جنسیتتفکیکشده درباره small-scale fisheries . داشته باشند. اما نداشتند. بعدها یعنی سال 2019 بود که FAO به این مسئله توجه کرده که نمیشود فقط یک گزینه male/female به فرم اضافه کرد؛ باید روش جمعآوری داده را بازاندیشی کرد...همه این داستان نشون میده کهشاید یکی از مکانیزمهای اصلی قدرت در شیلات این نباشد که زنان را مستقیماً منع کند؛ بلکه این باشد که اصلاً آنها را در «تعریف مسئله» وارد نکند. @WaterForUS@shbazneshasteganir

