«غم متراکم»◾️ مدینه، شهرِ قصههاست؛ سرزمین ماجراهایی متراکم به قامت یک آیین؛ آیینی تازه که در کوهست…
انتشار: 2026/08/12 07:18 UTCدریافت: 2026/08/14 06:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 06:05 UTC
«غم متراکم»◾️ مدینه، شهرِ قصههاست؛ سرزمین ماجراهایی متراکم به قامت یک آیین؛ آیینی تازه که در کوهستانِ مکه بر پیامبری زیبا و مهربان نازل شد و در نخلستانِ مدینه به کمال رسید. زائرانِ این شهر، در جوارِ حضرتِ رسول حال و احوالی خاص را تجربه میکنند؛ ترکیبی از شوق و شیفتگی، چیزی شبیه لذت سکرآور صبح جمعه. مدینه با زائرانش مهربان است و قصههای شیرینی در گوش آنها میخواند اما همهٔ قصههای مدینه به شیرینی طعم خرمای این شهر نیستند...▪️ تاریخ، صبح دوشنبهای را به خاطر میآورد که شهر، آن خبر سنگین را شنید. وخامت حال پیامبر، گوش زمین را برای همیشه از شنیدن صدای وحی محروم کرد و ۲۸ صفر به آخرین روز اتصالِ زمین و آسمان با کلماتی از عرش تبدیل شد. فردای رفتنِ رسول، مدینه دیگر آن مدینهی همیشه نبود. شهر، پدر از دست داده بود و تمدنی، با بنیانگذار خویش وداع میکرد. جهان حالا هزار سال فرصت داشت قصهٔ مردی را بنویسد که با کودکان مهربان بود، از مال دنیا هیچ نخواست، به همسرانش بینهایت محبت میکرد، در سلام کردن بر همه سبقت میگرفت، حکومت را جز برای رضای خدا نخواست و «مدینهالنبی» را به گهوارهی تمدن تبدیل کرد. ◾️ رفتن او اما آغاز یک روزگار تلخ بود. روزگار بیمهریِ مردمان به وصیت او. یک بیمهریِ طولانی که رشتههای هدایت را از هم گسست و چند سال بعد، بدل به تیر شد و بر پیکر نوهٔ خردمند همان رسول فرود آمد؛ در همان مدینهٔ پیامبر.▪️مدینه شهر قصه هاست؛ قصههایی غالباً شیرین اما نه همیشه دوستداشتنی. شهر پیامبر این روزها نه سبز که مشکیپوش است و داغدار دو مصیبت که هرکدام به تنهایی میتوانند کمر یک روز را برای همیشه در دل تقویم خم کنند و هر دو با هم، ۲۸ صفر را به روزی سنگین و سرد بدل کردهاند؛ روزی که حجم اندوهش، هرگز از یاد مسلمانان راستین نخواهد رفت.🆔 @SharifDaily





