دست نوشته های خط خطی!چقدر این روزها، قلب من به آواز ورقص دیوانه وار سماع وشعر وشور تار و سه تار و ت…
انتشار: 2026/08/06 10:59 UTCدریافت: 2026/08/15 02:28 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:28 UTC
دست نوشته های خط خطی!چقدر این روزها، قلب من به آواز ورقص دیوانه وار سماع وشعر وشور تار و سه تار و تنبور و دایره دف نوازی بی کلام، نیاز مبرم دارد ،روزگاری قلب من غزال غزل بود،آرام و قرار نداشت ،به چنگ هم نمی آمد و هر روز در فراق یار می سوخت و در کوچه های کودکی ،سالیانی را با خیام می گذراند اما زمان گذشت ولی قلب من در سایه سار مردمان بی قلب ، قلب وقبض موضوع شد وامروزه،شوربختانه ،هنری جز خون پمپاژ کردن ندارد! ودرک درستی هم از همدلی و احساس ودرد دیگران ندارد،قلبی که بیدرد است و سالم نیست وجای خود را به ذهن بیماری داده است که فقط سخنرانی می کند .من آدم های زیادی را می بینم که بی قلب، گذران عمر می کنند و فقط زبان زر و زور وسکه را می دانند،افرادی که در دایره خود محوری و بی فایده گی سر آمدند و پرند از حرف های مفتی که گفتن ونگفتنشان،اثر انگشتی بر دیواره هستی نمی گذارد و این عقل کل ها، کم هم که نیستند اما من در دایره وبستر خرد ورزی به دنبال دیار وکره ایی دیگر هستم که افرادش ،با قلب هایشان با هم مراوده وگفتگوکنند .من چقدر از حرف ها ورفتار هایی که روبه پنجره وخورشید نیست و از آدم های بی قلب صادر می شود ،بیگانه ودورام!زندگی بی تپش قلب ،ارزش زیستن ندارد!هر روز ،بگذار قلبت به بهانه های کوچک ،برای چیزهای هر چند خرد ،ذره ای در خلسه وحضور خود و درک درد دیگران بتپد!باشد که قلب مان، رستگار شود!علی شمیسا ،۱۹ آذر ماه ،طهران،۱۴۰۴


