💢وقتی برنج را قسطی میخرند؛ سؤال مردم از دولت پزشکیان چیست؟✍️ سهیل میرزائی محرمانیدیروز در یکی از ف…
انتشار: 2026/08/17 22:50 UTCدریافت: 2026/08/18 02:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 02:40 UTC
💢وقتی برنج را قسطی میخرند؛ سؤال مردم از دولت پزشکیان چیست؟✍️ سهیل میرزائی محرمانیدیروز در یکی از فروشگاهها، نوشتهای ساده اما تکاندهنده توجهم را جلب کرد: «خرید اقساطی برنج؛ سهماهه» و «حبوبات؛ چهارماهه». شاید در نگاه اول، این فقط یک شیوه فروش باشد؛ اما پشت همین چند کلمه، میتوان تصویری از تغییر رفتار اقتصادی بخشی از خانوادهها دید؛ خانوادههایی که برای تأمین کالاهای اساسی، ناچارند هزینه امروز را به تعهد فردا تبدیل کنند.وقتی خرید برنج و حبوبات ، نه کالای لوکس و غیرضروری ، به شکل اقساطی عرضه میشود، باید پرسید قدرت خرید خانوار ایرانی به کجا رسیده است؟ مسئله فقط قیمت یک کیسه برنج یا چند کیلو حبوبات نیست؛ مسئله، کوچکشدن تدریجی سبد مصرفی خانوار و افزایش فشار بر کیفیت زندگی است. اگر این روند ادامه پیدا کند، نگرانی درباره کاهش مصرف مواد غذایی باکیفیت، تضعیف امنیت غذایی و گسترش فقر غذایی دیگر یک بحث انتزاعی نخواهد بود.طبقه حقوقبگیر نیز بیش از گذشته در معرض این فشار قرار گرفته است. کارمند یا بازنشستهای که درآمدش متناسب با افزایش هزینههای زندگی رشد نمیکند، عملاً هر سال بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهد. خطر اصلی اینجاست که فاصله میان «داشتن درآمد» و «توان تأمین یک زندگی شایسته» روزبهروز بیشتر شود؛ وضعیتی که میتواند بخشی از طبقه متوسط را به سمت گروههای کمبرخوردار سوق دهد.این وضعیت البته فقط محصول عملکرد یک دستگاه اجرایی یا یک دولت نیست و نمیتوان پیچیدگی اقتصاد ایران را به یک عامل تقلیل داد. تورم، نرخ ارز، سیاستهای پولی و مالی، هزینه تولید، نظام توزیع، تحریمها و ضعف سیاستگذاری در حوزه کالاهای اساسی، همگی در شکلگیری این شرایط نقش دارند. اما همین پیچیدگی، مسئولیت دولت را بیشتر میکند، نه کمتر؛ زیرا مردم انتظار دارند دولت در برابر نتیجه سیاستهای اقتصادی خود پاسخ روشن و قابل سنجش ارائه کند.دکتر مسعود پزشکیان در مسیر انتخابات، از عدالت، نهجالبلاغه و ضرورت اصلاح رویههای ناکارآمد سخن گفت. اکنون که رئیسجمهور به گیلان سفر میکند، پرسش مردم فقط درباره پروژههای عمرانی یا وعدههای جدید نیست. پرسش سادهتر و ملموستر است: برای سفرهای که هر روز کوچکتر میشود چه برنامهای دارید؟ آیا قرار است مردم صرفاً دورهای از ریاضت اقتصادی را تحمل کنند، یا این ریاضت قرار است به اصلاحات مشخص، افزایش بهرهوری، رشد تولید، ثبات اقتصادی و در نهایت بهبود قدرت خرید منجر شود؟مردم زمانی میتوانند سختی را تحمل کنند که بدانند این سختی مقصدی روشن دارد. اگر قرار است سیاستی انقباضی اجرا شود، باید برای جامعه توضیح داده شود که هزینه آن را چه کسانی میپردازند، چه کسانی از منافع آن بهرهمند میشوند و نقطه پایان این مسیر کجاست. عدالت اقتصادی فقط توزیع فشار نیست؛ عدالت یعنی فشارها منصفانه توزیع شوند و نتیجه اصلاحات نیز در زندگی مردم قابل مشاهده باشد.شاید نوشته «خرید اقساطی برنج» در یک فروشگاه، بیش از آنکه یک آگهی تجاری باشد، یک علامت اجتماعی باشد؛ علامتی که میگوید بخشی از جامعه دیگر نمیتواند هزینه زندگی را مانند گذشته تأمین کند. صدای این نشانهها باید شنیده شود. گیلان و شفت نیز بیش از وعدههای تازه، به پاسخهای روشن، سیاستهای قابل سنجش و اقداماتی نیاز دارند که نتیجه آن در سفره مردم دیده شود. اگر قرار است از عدالت و اصلاح سخن بگوییم، نقطه آغاز آن شاید همین باشد: مردم بتوانند غذای اساسی زندگی خود را بدون آنکه مجبور باشند هزینه امروز را با درآمد ماههای آینده بپردازند، تأمین کنند.@shaftjornal




