۳.آشغالدونی و بازنمایی "تخیل جامعهشناختی"در فضای آکادمیک ایران "گفتمان ساعدی" هنوز شکل نگرفته است…
انتشار: 2026/08/11 08:39 UTCدریافت: 2026/08/16 02:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 02:50 UTC
۳.آشغالدونی و بازنمایی "تخیل جامعهشناختی"در فضای آکادمیک ایران "گفتمان ساعدی" هنوز شکل نگرفته است اما میتوان ادعا کرد که ساعدی از معدود متفکران معاصر ایرانی در سطح جهانی است که توانسته به عنوان طبیب-روانکاو-جامعهشناس از طریق فیلمنامه، رمان، نمایشنامه با "دیگری" ارتباط برقرار کند و وارد یک "دیالوگ مستمر" گردد. به عبارت دیگر، با ساعدی ساحت تفکر در ایران وارد یک پروسه تلفیقی بین تفکر، هنر، سینما، تئاتر، پزشکی و روانپزشکی در سطحی بسیار پیچیده میگردد. البته در اینجا یک نکته نباید مغفول بماند و آن حضور "تئاتر" در منظومه فکری ساعدی است که در ایران به یک سطح قابل قبولی از "پختگی" میرسد. قصه تئاتر در ایران و ارتباطش با آذربایجان و نسبت تبریز با "قفقاز" و مشخصاً "تفلیس" و رابطه تفلیس قرن نوزدهم با سنپطرزبورگ که به مثابه دالانی به سوی دنیای جدید بر ایرانیان گشوده شده بود و تئاتر و سینما و مظاهر جدید هنر از این دالان به سوی تبریز سرازیر میشد و در ساعدی این جریانها به بلوغ وصفناپذیری رسیده بود. شاید یکی از دلائل شاخص بودن ساعدی نسبت به متفکران و نویسندگان دهه چهل شمسی (یا دهه شصت میلادی قرن بیستم) همین مولفه آذربایجانیبودن او بود که ریشه در ارتباط تنگاتنگ قفقاز و سنپطرزبورگ و آنچه من آن را "مدرنیته قفقازی" مینامم میباشد که مثلاً در اصفهان و شیراز و کرمان و خراسان و بوشهر چنین رنگ و بویی نداشت ولی با گیلان و مازندران قرابتهای عمیقی داشت. اجازه دهید به یکی از رمانهای مهم ساعدی که به سرعت توانست با سینما ارتباط برقرار کند اشاراتی داشته باشیم. رمان آشغالدونی (که داریوش مهرجویی فیلم شاخص دایره مینا را بر اساس آن ساخت) یکی از برجستهترین نمونههای تجسد «تخیل جامعهشناختی» در ادبیات داستانی ایران است و قدرت بالای تفکر بصری ساعدی را هم به نمایش میگذارد. داستان این رمان را میتوان به انحاء گوناگون مورد تحلیل قرار داد ولی زاویه دید من از منظر "تخیل جامعهشناختی" است. الف) از مظلومیت تا مسخ: دگرگونی روانشناختی «علی»«علی» نوجوان روستایی/حاشیهنشینی است که همراه با پدر بیمارش از تنگدستی به تهران گریخته و در حواشی "بیمارستان" آوارهاند. در نگاه اول، فقر و گرسنگی علی یک «دغدغه شخصی» به نظر میآید. اما جریان قصه نشان میدهد که چگونه ساختار اقتصادی-اجتماعی جامعه، علی را از یک قربانی بیگناه به یک عنصر فاسد، دلالی خون، مخبر و استثمارگر بدل میسازد.• تحلیل میلزی: انحطاط اخلاقی علی ناشی از ذات فاسد او نیست؛ بلکه سازوکار زیست در «آشغالدونیِ ساختاری» جامعه است که برای بقا، امکانی جز بیرحمی و ادغام در شبکه فساد باقی نمیگذارد. ساختارهای اجتماعی سرکوبگر و ظالمانه، شخصیت روانی فرد را به صورت ویرانکننده بازسازی میکند یعنی اول وجود او را به "ابزاری" تبدیل میکنند سپس آن ابزار در خدمت ساختارهای سرکوبگر قرار میگیرند و خود بخشی از "نظم سرکوب" میشوند. ب) بیمارستان به مثابه نماد ساختار فاسدبیمارستان در ادبیات کلاسیک مکان درمان و شفابخشی است، اما در آشغالدونی به نهادی طبقاتی و انگلوار بدل میشود. خرید و فروش خونِ معتادان و فقراء و مغضوبین روی زمین (به زبان فرانتس فانون) برای بیماران متمول، استعارهای عریان از استثمار جسمانی و حیاتی طبقات فرودست و مطرود و فراموششدگان جامعه است.بخش پنجمسیدجواد میری@seyedjavadmiri
