۱. مقدمه و چارچوب نظری: مفهوم «تخیل جامعهشناختی» سی. رایت میلزمیلز در کتاب خود با عنوان *تخیل جامع…
انتشار: 2026/08/08 21:33 UTCویرایش: 2026/08/10 14:08 UTCدریافت: 2026/08/12 23:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 23:11 UTC
۱. مقدمه و چارچوب نظری: مفهوم «تخیل جامعهشناختی» سی. رایت میلزمیلز در کتاب خود با عنوان *تخیل جامعهشناختی* (۱۹۵۹)، این مفهوم را به مثابه تواناییِ پیوند دادن «مشکلات شخصی» با «مسائل عمومی/ساختاری» تفسیر میکند. با ابتناء بر چارچوب مفهومی میلز، فرد تنها زمانی میتواند تجربه زیسته، آسیبهای روانی و رنجهای روزمره خود را درک کند که جایگاه شخصیاش را در بستر تاریخ، ساختار طبقاتی و مناسبات قدرت در جامعه قرار دهد.• دغدغههای شخصی: این موارد در حوزه شخصیت فرد و روابط مستقیم او با دیگران شکل میگیرند؛ و حلوفصل آنها مستلزم ارزیابی ساختار روانی و زندگی خصوصی فرد است. •مسائل عمومی: این مسائل با نهادها و ساختارهای کلان اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی پیوند دارند و بازتابدهنده بحرانی در هنجارهای جامعه هستند.• غلامحسین ساعدی دقیقاً از همین منظر به انسان مینگرد؛ نه صرفاً به عنوان نویسنده و نمایشنامهنویسی آوانگارد، بلکه به مثابه پزشک، روانپزشک، اتنوگراف و -مهمتر از همه- سوشیال تئوریست انتقادی. ساعدی روانپزشکی نبود که فروپاشی روانی انسان را به اختلالات بیوشیمیایی یا ضعفهای فردی تقلیل دهد؛ بلکه او روانپریشی، بیگانگی، پارانویای جمعی و زوال اخلاقی را بازتابی از ساختارهای ناسالم (مشابه مفهوم مطرحشده توسط فروم در کتاب *جامعه سالم*)، وابستگی (آنگونه که آندر گوندر فرانک توصیف کرده است) و سرکوب میدانست.بخش دومسیدجواد میری@seyedjavadmiri
