غلامحسین ساعدی و "تخیل جامعهشناختی"در اینجا بحث ما بر سر این نیست که ساعدی "سوسیولوژیست" بود یا نب…
انتشار: 2026/08/08 19:08 UTCدریافت: 2026/08/12 23:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 23:11 UTC
غلامحسین ساعدی و "تخیل جامعهشناختی"در اینجا بحث ما بر سر این نیست که ساعدی "سوسیولوژیست" بود یا نبود بل ثقل نکته ما این است که میتوان آثار ساعدی را ذیل مفهوم "تخیل جامعهشناختی" سی رایت میلز مورد بازخوانی قرار داد. به عبارت دیگر، در آثار ساعدی میتوان ردپای پر رنگ یا سایه غیرقابل انکار "تخیل جامعهشناختی" را مشاهده کرد. اما پیش از آنکه به این وادی ورود کنیم اجازه دهید مقدمتاً نکاتی درباره "تخیل جامعهشناختی" بگوییم.سی. رایت میلز جامعهشناس آمریکایی است که مفهوم «تخیل جامعهشناختی» را ابداع کرد. او تخیل جامعهشناختی را شیوهای از تفکر توصیف میکند که به افراد امکان میدهد ارتباط میان «مشکلات شخصی» و «مسائل اجتماعی» را دریابند. حال اگر این صورتبندی میلز را به خاطر بسپاریم و از این منظر به افکار و اندیشههای ساعدی بیاندیشیم آنگاه امکانهای بیشماری پیش چشمان ما گشوده خواهد شد. به عبارت دقیقتر، اگر به مجموعه آثار غلامحسین ساعدی بر اساس تعریف میلز از تخیل جامعهشناختی بنگریم، میتوانیم در آثار او نوعی دغدغهمندی فکریِ مستمر را مشاهده کنیم که میکوشد میان «مشکلات شخصی» و «مسائل اجتماعی» پیوند برقرار سازد. برای نمونه، او در رساله دکترای خود در دانشگاه تبریز تلاش میکند تا «نِوروز» (روانرنجوری) را نه صرفاً به عنوان مشکلات روانشناختی، بلکه به مثابه مسائلی که ریشهای عمیق در ساختارهای اجتماعی دارند، بررسی کند، یا هنگامی که شخصیتهایی همچون «علی» و پدرش و زنی به نام «زهرا» (که در بخش خدمات بیمارستانی در تهران کار میکند) و دیگر شخصیتهای رمان «آشغالدونی» را به تصویر میکشد، بهشدت توجه ما را به این نکته جلب میکند که مشکلات افراد در ساختارهای اجتماعی ناعادلانه را نمیتوان صرفاً به خودِ افراد و ساختار روانیشان تقلیل داد؛ بلکه برعکس، ساختار روانی آنها محصول همان ساختارهای اجتماعی ناعادلانه است. این دقیقاً همان نکتهای است که متفکرانی همچون هورکهایمر، آدورنو، فروم، رودولف سیبرت، فرانتس فانون، کورنل وست، علی شریعتی، سید حسین العطاس و سی. رایت میلز بر آن تأکید ورزیدهاند. پس از این مقدمه کوتاه شاید بتوان به این مقوله پرداخت که رمان «آشغالدونی» اثر غلامحسین ساعدی — و حتی تمامی آثار او — قابلیت تفسیری لازم ذیل "تخیل جامعهشناختی" را دارند. اما پرسش اینجاست که چگونه میتوان این "قابلیت تئوریک" را اثبات کرد و با ارجاع به ساختار آثارش نشان داد.بخش اولسیدجواد میری@seyedjavadmiri
