ساعدی از طریق این تقابل، یک پرسش بنیادین در تاریخ معاصر تفکر حتی پیش از فوکو در جهانی که ذیل سیطره…
انتشار: 2026/08/07 13:02 UTCدریافت: 2026/08/10 14:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 14:08 UTC
ساعدی از طریق این تقابل، یک پرسش بنیادین در تاریخ معاصر تفکر حتی پیش از فوکو در جهانی که ذیل سیطره دیکتاتوری سیارهای کاپیتالیستی قرار گرفته است میپرسد و آن سوال این است که آیا جامعه باید بر اساس منطق پادگان (سرکوب و انضباط نظامی) اداره شود، یا بر اساس منطق درمان-گاه (مراقبت، آسیبشناسی و درمان)؟ این بنیادیترین پرسشی است که سوشیال تئوری انتقادی ساعدی بر آن ابتناء یافته است و تاکنون کمتر از این منظر تئوریک در فضای جهانی به این متفکر معاصر ایرانی پرداخته شده است.۳. بازتاب نظم پادگانی و نظم مراقبتی در سایر آثار ساعدیاین دوگانه فقط محدود به تاتار خندان نیست؛ بلکه رگهٔ اصلی تفکر ساعدی در تمام کارنامهٔ فکری اوست:الف) سرکوب «اخلاق مراقبت» و غلبهٔ ترس در «عزاداران بیل» و «ترس و لرز»در روستاهای ایزوله و نابسامانِ عزاداران بیل یا روستاهای ساحلی ترس و لرز، نظم ساختاری شکسته شده است. اما حکومت مرکزی یا قدرتهای محلی به جای اعمال «نظم مراقبتی» (رسیدن به بهداشت، آموزش و رفاه مردم)، نوعی نظم امنیتی-پادگانی و استثماری را تحمیل میکنند. نتیجهٔ این وضعیت، پارانویای جمعی، توهم، جنون و روانپریشی عمومی است. ساعدی نشان میدهد جامعهای که از مراقبت محروم شود و با منطق ارعاب اداره گردد، فروپاشی روانی جامعه را تجزیه خواهد کرد.ب) نمایشنامهٔ «چوببهدستهای ورزيل» و «آی باکلاه، آی بیکلاه»در این نمایشنامههای مشهور، مردم یک آبادی برای دفع خطر گرازها یا تهدیدهای بیرونی، دست به دامن «شکارچیان» یا «قدرتهای مسلح» میشوند. اما این نیروهای نظامی/امنیتی که برای برقراری نظم آمدهاند، خود به غاصبان اصلی بدل میشوند و شهر/آبادی را به پادگان نظامی و زندان تبدیل میکنند. ساعدی در اینجا نشان میدهد که چگونه منطق نظم پادگانی، به اسم «امنیت»، مراقبت و زیستِ ارگانیک جامعه را ویران میسازد.ج) تکنگاریهای مردمشناختی (اهل هوا، ایلخچی، خیاو)ساعدی در پژوهشهای مردمشناختیاش تنها یک جامعهشناس آکادمیک نیست؛ او با نگاهی درماننگر و مراقبتمحور به سراغ حاشیهنشینان، زارزدگانِ جنوب (اهل هوا) و روستاییانِ محروم میرود. او نشان میدهد که این جوامع محلی، آیینهای خودافشایی و مراقبتِ جمعیِ خاص خود را دارند که بسیار انسانیتر و شفابخشتر از نظم بروکراسی نظامی و سردِ عقلانیت ابزاری است.۴. خوانش روانکاوانه از اندیشهٔ ساعدیاگر بخواهیم این ایده را با ابزارهای نظریِ پستساختارگرایی و روانکاوی بسط دهیم:۱. زیستسیاست (Biopolitics) و انضباط فوکویی: میشل فوکو در کتاب مراقبت و تنبیه و تاريخ جنون، چگونگی تبدیل شدن نهادهای مدرن (پادگان، بیمارستان، تیمارستان، مدرسه) به ابزارهای انضباطیِ ساختار قدرت را تحلیل میکند. ساعدی، دقیقاً همعصر و جلوتر از فوکو، در تاتار خندان نقد بنیادین درخشانی از این مسئله ارائه میدهد. شخصیت «رجب» میخواهد نهاد درمانگاه را که باید زیستسیاستِ حمایتی (Medical Care) باشد، به زیستسیاستِ انضباطی و سرکوبگر (Military Discipline) تبدیل کند.۲. روانپزشکی ضدساختار (Anti-Psychiatry) و روانشناسی اجتماعی: ساعدی به عنوان روانپزشک، خودآگاهانه با الگوی سرکوبگرانهٔ روانپزشکی کلاسیک و مؤسسات انضباطی مخالف بود. او آسیبهای روانی جامعه را نه ناشی از «ذات بیمار فرد»، بلکه حاصل «ساختار بیمار و پادگانی جامعه» میدید. در نگاه ساعدی، انسان معاصر در اثر نظمی که بر پایهٔ ترس، ارعاب، سلطه و پادگانسازی شکل گرفته، دچار «اضطراب بنیادی» و «تجزیهٔ روانی» شده است.۳. اخلاق مراقبت (Ethics of Care) در برابر قانون پدرسالارانه: در روانکاوی، پادگان مظهر «قانون پدر سرکوبگر» (The Law of the Father) و نماد اختگی و انضباط اجباری است. در مقابل، درمانگاهِ مورد نظر ساعدی مظهر «فضای واسطهای شفابخش» (Holding and Healing Environment) -به تعبیر دونالد وینیکات ( Donald Winnicott)- است؛ جایی که انسانها میتوانند رنج خود را بدون ترس از مجازات ابراز کنند.سخن آخرغلامحسین ساعدی در رمان تاتار خندان که در آن به تقابل با «رجب» اشاره میکند در واقع، یکی از عمیقترین تشخیصهای جامعهشناختی و فلسفی را دربارهٔ جامعهٔ ایران و وضع انسان معاصر را به زبان ادبی مطرح میکند. او هشدار میدهد که بزرگترین تراژدی جوامع سرکوبشده، «پادگانی شدن زیستجهان» (Militarization of Lifeworld) است؛ وضعیتی که در آن حتی درمانگاه، مدرسه، دانشگاه و خانواده تمایل پیدا میکنند تا الگوی پادگان را بازتولید کنند. ساعدی در برابر این انحراف، «نظم مراقبت» را پیشنهاد میکند؛ نظمی ارگانیک، انسانی، رنجشناسانه و مبتنی بر التیام که جامعه را نه یک «پادگان و پایگاه برای اطاعت»، بلکه یک «زیستبومِ انسانی برای زیستن و دریافتن و التیام یافتن» میداند.بخش سومسیدجواد میری@seyedjavadmiri
