اشراق و معنویت در خوانش غلامحسین ساعدیآیا امکان خوانش اشراقی از آثار ساعدی ممکن است؟ بسیاری که از ن…
انتشار: 2026/08/06 15:56 UTCدریافت: 2026/08/09 03:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 03:10 UTC
اشراق و معنویت در خوانش غلامحسین ساعدیآیا امکان خوانش اشراقی از آثار ساعدی ممکن است؟ بسیاری که از نزدیک با او حشر و نشر داشتهاند این امکان را منتفی میدانند ولی به نظرم نباید چندان به این نوع برداشتها (و شاید هم بهتر است بگوییم سوءبرداشتها) اعتناء متدولوژیک کرد. زیرا بسیاری از این افراد دچار "حجاب مجاورت" بودهاند و این حجاب باعث میشده است ساعدی را در آیینه آثارش نبینند و یا نتوانند ببینند. اما ما که امروز با "شخص" او مواجه نیستیم دارای امکانهای بیشتری برای فهم "متن" او هستیم. البته ممکن است ناقدان بگویند ما هم از دسترسی به "شخص" ساعدی محرومیم و این خود امکانهایی را از ما سلب کرده است. این هم نکتهایی است ولی آنچه برای استراتژیهای هرمنوتیکی مهم و کلیدی است "متن ساعدی" است که در غیبت "شخص ساعدی" در دسترس ما میباشد و این خود امکانات بیشماری پیش روی هرمنوتیست یا مفسر میگشاید. اما اجازه دهید به این پرسش بیاندیشیم که آیا آثار ساعدی امکان خوانشی اشراقی را به ما میدهد یا خیر؟ البته زمانیکه ساعدی در قید حیات بود عبدالعلی دستغیب به این نکته اشاراتی کرده بود که نام مستعار ساعدی که "گوهر مراد" است دارای مضامین بلند حِکمی و عرفانی در تاریخ تفکر شیعی است ولی علیالظاهر ساعدی این تفسیر را رد کرده بود. اما داستان "گوهر مراد" در تاریخ تفکر شیعی چیست؟گوهر مراد اشاره به اثری است در حکمت و عرفان نوشته عبدالرزاق لاهیجی که داماد ملاصدرا بوده است و از قضا در مشی حکمی خود صدرایی نبوده است بل مشائی بوده است. این اثر به زبان فارسی تالیف شده است. "گوهر مراد" شامل امّهات مسائل کلام و حکمت و اخلاق و عرفان و اصول خمسه است، دارای یک مقدّمه و سه مقاله و یک خاتمه است که مقدّمه آن در مورد مرتبهٔ وجود انسان و نمودن راه خدا و فایده علم حکمت و کلام است و سه مقالهٔ آن در خودشناسی و خداشناسی و شناخت فرمان خدا و ابلاغ کنندگان و مجریان راستین آن یعنی انبیاء و امامان و نتیجه عمل به آن یعنی معاد است و خاتمهٔ آن نیز پیرامون تهذیب اخلاق و سلوک مقامات العارفین است. به عبارت دیگر، لاهیجی در "گوهر مراد" راه اشراق را به زبان حکمی برای سالکان طریقت صورتبندی نموده است. انتخاب این نام توسط غلامحسین ساعدی خود موضوع قابل تاملی است ولی ساعدی در گفتوگویی منتشرنشده دربارهٔ انتخاب این نام گفته است که در پشت خانهٔ مسکونیشان در تبریز، گورستانی متروک بود و او گاه ساعتها در این گورستان قدم میزده و در یکی از دفعات چشمش به گور دختری به نام گوهر، دخترِ مراد میافتد که بسیار جوان از دنیا رفته بوده و همانجا تصمیم میگیرد از نام "گوهرِ مراد" به عنوان اسم مستعار استفاده کند. به عبارت دیگر، بین گوهر مراد لاهیجی و اسم مستعار گوهرِ مراد ساعدی علیالظاهر ارتباطی وجود ندارد. اما آنچه حائز اهمیت است این است که به صورت "سمبلیک" اتصالی بین ساعدی و جریان تفکر اشراقی وجود دارد که در "گوهر مراد" به صورت رازورزانهای به هم رسیدهاند هر چند در ظاهر ربطی بین لاهیجی و ساعدی موجود نباشد. اما از این مهمتر محتوای آثار ساعدی است که به ما این اجازه را میدهد بین "گوهر مراد" لاهیجی و جوهر آثار ساعدی ارتباط بنیادینتری برقرار کنیم.بخش اول@seyedjavadmiri
