جنگ نامتقارن و "عوامل فرساینده درونی"جانوس تی. اچ. سیاهان در مجله "میدل ایست مونیتور" مینویسد""...…
انتشار: 2026/07/27 10:33 UTCدریافت: 2026/08/01 00:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:01 UTC
جنگ نامتقارن و "عوامل فرساینده درونی"جانوس تی. اچ. سیاهان در مجله "میدل ایست مونیتور" مینویسد""... در بیشتر چهار دهه گذشته، بحث استراتژیک در مورد ایران حول یک فرض تکراری میچرخیده است که تهران اساساً یک قدرت واکنشی است. چه در پاسخ به تحریمها، ترورها، حملات سایبری یا حملات نظامی، ایران اغلب به عنوان کشوری به تصویر کشیده شده است که اقداماتش عمدتاً با انتقامجویی هدایت میشود. این فرض، وضعیت نظامی واشنگتن را شکل داده، محاسبات امنیتی شرکای آمریکا در خلیج فارس را شکل داده و این باور را تقویت کرده است که برتری نظامی قاطع در نهایت جاهطلبیهای ایران را محدود میکند. این فرض به طرز خطرناکی منسوخ شده است.آخرین ارزیابی موسسه مطالعات جنگ (ISW) و پروژه تهدیدات حیاتی را نباید صرفاً به عنوان یک بهروزرسانی دیگر در میدان نبرد تلقی کرد. بهتر است آن را به عنوان هشداری درک کرد که بسیاری از سیاستگذاران همچنان ماهیت خود درگیری را به اشتباه تفسیر میکنند.ایران دیگر صرفاً برای پاسخ به حملات آمریکا نمیجنگد. این کشور یک طرح استراتژیک منسجم را دنبال میکند که هدف آن تغییر اساسی معماری امنیتی خلیج فارس و به تبع آن، تغییر توازن قدرت در سراسر خاورمیانه است.این تمایز عمیق است. انتقامجویی به دنبال انتقام است، استراتژی به دنبال تحول.برای دههها، سیاستگذاران آمریکایی موفقیت را با شمارش موشکاندازهای نابود شده، پهپادهای رهگیری شده، فرماندهان کشته شده یا زیرساختهای نظامی تخریب شده اندازهگیری کردهاند. با این حال، به نظر میرسد ایران چیزی کاملاً متفاوت را اندازهگیری میکند. هدف آن لزوماً پیروزی در نبردهای متعارف علیه ایالات متحده نیست، هدفی که تهران میداند از نظر نظامی غیرواقعی است. در عوض، ایران به دنبال تعریف مجدد شرایط سیاسی، اقتصادی و روانی است که قدرت آمریکا در منطقه تحت آن عمل میکند.این یک نمونه کلاسیک از استراتژی بزرگ نامتقارن است. ایران به جای رقابت مستقیم با ایالات متحده در مناطقی که واشنگتن از مزایای چشمگیری برخوردار است، در تلاش است تا قوانین رقابت را به طور کلی تغییر دهد. هدف آن تبدیل برتری آمریکا به یک مسئولیت پرهزینه، وابستگی به خلیج فارس به عدم قطعیت استراتژیک و امنیت دریایی به یک ابزار چانهزنی دائمی است." مبتنی بر این نگاه آمریکا به نوعی درگیر وضع نامتقارنی شده است که امکانهای ایران در این موقعیت برای عبور از چالشها مناسبتر به نظر میآید. اما این تحلیل بیرونی "عوامل فرساینده درونی" را مورد امعان نظر قرار نداده است. به عبارت دیگر، این که ایران توانسته در وضع نامتقارن "بازی سرنوستساز" خود را به آمریکا تحمیل کند نقطه امیداورکننده و مثبتی است اما بیالتفاتی بنیادین به عوامل فرساینده درونی در "جامعه ایران" میتواند این "معماری نامتقارن" را از جایی دچار شکست یا شکنندگی کند که معماران جنگ نامتقارن ایرانی انتظار آن را ندارند. به سخن دقیقتر، نگاه جدی و بنیادین به وضع فرساینده درونی یک "الزام حیاتی" است که صرفاً با شعارهای حماسی در میادین مرتفع نخواهد شد.سیدجواد میری@seyedjavadmiri
