۳. فریدریش نیچه: زرتشت به عنوان تخلص اسطورهایهنگامیکه نیچه خواست رادیکالترین مفاهیم فلسفی خود یعن…
انتشار: 2026/07/23 18:26 UTC
۳. فریدریش نیچه: زرتشت به عنوان تخلص اسطورهایهنگامیکه نیچه خواست رادیکالترین مفاهیم فلسفی خود یعنی «ابرانسان»، «مرگ خدا» و «بازگشت ابدی» را مطرح کند، دریافت که نثر آکادمیک و فلسفیِ رایج ظرفیت این مفاهیم را ندارد. بنابراین، او شخصیت اسطورهای و پیامبرانه «زرتشت» را در کتاب چنین گفت زرتشت به عنوان همزاد خود ابداع کرد. آیا زرتشت نیچه شباهتی با شاندل شریعتی دارد؟ زرتشت برای نیچه یک نماد حماسی و شاعرانه بود. نیچه با ریختن افکارش در دهان پیامبر باستانی ایرانی، توانست با لحنی پیشگویانه، مقتدر و فراتر از چارچوبهای آکادمیک سخن بگوید. این دقیقاً شبیه کاری است که شریعتی با خلق «شاندل» انجام داد تا بتواند از مرزهای سخت کلام شیعی و جامعهشناسی غربی فراتر رفته و به زبان اسطورهای و جهانیِ انسان سخن بگوید.حال که توانستیم شاندل شریعتی را به صورت موجز در بستر جهانی طرح و صورتبندی کنیم باید به این سمت حرکت کنیم که چرا متفکران بزرگ به این روش پناه میبرند؟ اساساً چه نیازی به خلق این ژانر در جهان تفکر و ادب و هنر و فلسفه وجود داشته و دارد؟با مقایسه شریعتی با کارلایل، کییرکگور، و نیچه، میتوان سه انگیزه مشترک برای استفاده از «منِ دیگر» یا «همزاد» برشمرد:۱. گریز از انتظارات عمومی: روشنفکری که به یک نماد اجتماعی یا سیاسی تبدیل میشود (مانند شریعتی انقلابی یا کییرکگور مذهبی)، احساس خفگی میکند. همزاد ادبی مأوایی امن فراهم میکند تا نویسنده افکاری را بنویسد که شاید با «برند همگانی» او همخوانی ندارند.۲. ماهیت دیالکتیکی حقیقت: روح انسان فراتر از یک ایدئولوژی واحد است. شریعتی با شاندل به ستیزِ درونی خود میان «انقلاب» و «عرفان» رسمیت بخشید؛ همانطور که دیگران میان شک و ایمان، یا عقل و جنون خود پل زدند.۳. تأثیرگذاری غیرمستقیم: هنگامیکه ایدهای از لسان شخص ثالثِ فرضی (شاندل، تویفلزدرک، یا یوهانس خاموش یا حتی سقراط افلاطون و حی بن یقظان ابنطفیل) مطرح میشود، مخاطبان بدون پیشداوریهایی که درباره اسم مولف واقعی دارند، با خودِ فکر روبرو میشوند.به عبارت دقیقتر، بلهانهترین روش در مواجه با "شاندل" شریعتی که اوج نبوغ این متفکر معاصر جهانی ایرانی بوده این است که او را "شیاد" بخوانیم و بی-شعوری خود را کشف شعور-آفرین بنامیم. همانگونه که پیشتر اشاره شد "شاندل" شریعتی نقطه اوج تفکر شریعتی است و "مواجهه خجالتی" یا در انگلیسیApologetic Encounter ذیل عناوینی همچون این که در متن "علمی" شریعتی از شاندل استفاده کرده یا ... آدرس غلط دادن است. ما میدانیم که حتی در دهه چهل در ایران این فقط شریعتی نبود که "شاندل" داشت بل غلامحسین ساعدی هم "همزاد" داشت و نامش "گوهر مراد" بود. برای فهم پیچیدگیهای متفکران بزرگ خود را باید بزرگ کنیم نه این که آنها را کوچک کنیم تا اندازهی مغزهای فندقی "ما" بشوند و عدهای که مغزهایشان رنگ زده است برایمان کف برنند یا دشناممان بدهند چون با "مد غالب" همراهی نمیکنیم.سیدجواد میری@seyedjavadmiri
