به نظرم هنوز در سطح جهانی مطالعهای مقارنهای در باب "شاندل شریعتی" و دیگر متفکران جهانی که از "همز…
انتشار: 2026/07/23 18:09 UTC
به نظرم هنوز در سطح جهانی مطالعهای مقارنهای در باب "شاندل شریعتی" و دیگر متفکران جهانی که از "همزاد ادبی" استفاده کردهاند انجام نشده است و اگر چنین مطالعهای صورت بگیرد آنگاه ما قادر خواهیم بود دقیقتر به ابعاد گوناگون این مسئله بدون حب و بغض بپردازیم. البته من بر این باورم که جامعه ما کماکان در سطخ "پیشا-تحقیق" قرار دارد و دلیل این همه فحش و ناسزا در مواجهه با مسائل هنری و فکری و ادبی این است که ذهن ایرانی معاصر دنبال "پاسخهای ساندویچی" است و اگر متفکری یا ادبائی پیچیده باشند و از فنون متنوع برای ابلاغ پیام باطن بهره ببرند این "ذهن ساندویچی" او را "شیاد" میخواند. اما آنچه مهم است این است که استفاده شریعتی از همزاد ادبی (Alter Ego) به نام «شاندل» که "تخلص معنوی" اوست، یکی از جذابترین ابزارهای فلسفی و ادبی شریعتی است که باید در مستوای جهانی در باب آن سخن گفت نه در سطوح نارل غنینژادی. همانطور که پیشتر اشاره کردم شریعتی در کتاب «کویر» از زبان شاندل سخن میگفت تا بتواند عمیقترین، شخصیترین، عرفانیترین و اگزیستانسیالیستیترین اندیشههای خود را بازگو کند؛ اندیشههایی که با پرسونای عمومی او به عنوان یک انقلابیِ فعال و نظریهپرداز چپ اسلامیستی فاصله داشت. شاندل به شریعتی این امکان را میداد که از قالبهای تنگ مذهبی و سیاسی فراتر رود و با زبانی جهانی و اگزیستانسیال مکنونات قلبی خود را به صریحترین وجه بیان کند.در تاریخ اندیشه، فیلسوفان و نویسندگان برجسته دیگری نیز وجود داشتهاند که از روشی بسیار مشابه بهره بردهاند؛ یعنی با خلق شخصیتهای خیالی، تقسیم روح خود به چند بخش، یا خلق «دگرنامها»، ساحات گوناگون فلسفه خویش را بیان کردهاند. اجازه دهید به برخی از این نویسندگان و متفکران در تاریخ جهان اشاره کنم.۱. توماس کارلایل: استاد خیالیِ خارجیشاید نزدیکترین معادل ساختاری به «شاندلِ» شریعتی، در آثار توماس کارلایل (۱۷۹۵–۱۸۸۱)، فیلسوف و مقالهنویس مشهور اسکاتلندی یافت شود.او در شاهکار خود به نام سارتور رسارتوس (خیاطِ وصلهخورده)، برای معرفی یک فلسفه رادیکال و شهودی به جامعه مادیگرای بریتانیا، شخصیت خیالی یک پروفسور آلمانی به نام «دیوگنس تویفلزدرک» (به معنایِ تفاله شیطان، زاده یزدان!) را خلق کرد که استاد «علوم عمومی» در آکادمی «نمیدانمکجا» بود.• آیا این روش کارلایل شباهتی با خلق شاندل شریعتی دارد؟ همانطور که شریعتی مکتوبات خود را به عنوان نقلقولهایی از «پروفسور شاندل» فرانسوی مطرح میکرد تا به آنها اعتبار علمی و بیرونی ببخشد، کارلایل نیز کل کتابش را به عنوان سعی یک «ویراستار بریتانیایی» برای ترجمه و فهم دستنوشتههای پریشان اما نبوغآمیز این پروفسور آلمانی بازنمایی کرد. این "ترفند" به کارلایل اجازه داد تا تندترین اندیشههایش را با نوعی فاصلهگذاری طنزآمیز بیان کند و خود را از گزند انتقادهای مستقیم در جامعه آن روز بریتانیا صیانت کند.۲. سورن کییرکگور: استاد «ارتباط غیرمستقیم»فیلسوف بزرگ اگزیستانسیالیست دانمارکی، سورن کییرکگور (۱۸۱۳–۱۸۵۵)، مشهورترین فیلسوفی است که از همزادها و نامهای مستعار استفاده کرده است. البته او این روش را به اوج عمق روانشناختی و فلسفی خود رساند. کییرکگور صرفاً از نام مستعار استفاده نمیکرد، بلکه برای هر کتاب، یک شخصیت و هویت کاملاً مجزا با جهانبینی خاص خود خلق میکرد.بعضی از مشهورترین همزادهای او عبارت بودند از:• ویکتور ارمیتا (پیروز گوشهنشین) که کتاب یا این یا آن را ویرایش کرد.• یوهانس د سیلنتیو (یوهان خاموش) که کتاب نبوغآفرین "ترس و لرز" را نوشت.• یوهانس کلیماکوس و آنتی-کلیماکوس که نمایانگر درجات مختلفی از ایمان و ذهنیت مسیحی بودند.اما این آفرینشهای کییرکگور چه ربطی به شاندل شریعتی دارد؟ همانگونه که شریعتی از شاندل استفاده کرد تا مرز میان کنشگری سیاسی و انزوای عرفانی خود را مشخص کند. کییرکگور نیز از این همزادها برای «ارتباط غیرمستقیم» استفاده میکرد. او بر این باور بود که حقیقتِ وجودی را نمیتوان به طور مستقیم تعلیم کرد؛ بلکه مولف باید «منازل مختلف طریق» (زیباشناختی، اخلاقی و مذهبی) را در چارچوب کاراکترهای گوناگون مجسم کند تا مخاطب خود در میان این جهانبینیها دست به گزینش بزند.
