🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود مردی به او نزدیک شد و گفت : مرا به شاگ…
انتشار: 2026/08/24 16:16 UTCدریافت: 2026/08/24 22:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 22:10 UTC
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود مردی به او نزدیک شد و گفت : مرا به شاگردی بپذیر ...حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت : کوتاهش کنمرد با کف دست نصف خط را پاک کردحکیم گفت : برو یک سال بعد بیایک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت : کوتاهش کنمرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند .حکیم نپذیرفت و گفت : برو یک سال بعد بیاسال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کندمرد این بار گفت : نمی دانم و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.حکیم خط بلندی کنار آن خط کشید و گفت حالا کوتاه شد.این حکایت ، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهدنیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست . با رشد و پیشرفت تو ، دیگران خود به خود شکست می خورند.به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده.با کوتاه کردن دیگران ما بلند نمی شویم و برعکس،بازتاب رفتار ما باعث کوتاهی مان میشود. #برایان_تریسی ♦️@seemorghbook


