آیا نسلهای جدید سریعتر پیر میشوند؟ شاید همین موضوع یکی از دلایل افزایش سرطان در جوانان باشد.من ق…
انتشار: 2026/07/20 16:18 UTCدریافت: 2026/08/15 00:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:26 UTC
آیا نسلهای جدید سریعتر پیر میشوند؟ شاید همین موضوع یکی از دلایل افزایش سرطان در جوانان باشد.من قبلا در مورد سن بیولوژیک و سن تقویمی و اختلاف بین آنها بر اساس مدل های (ساعتهای) مختلف به دست آمده از آنالیزهای پروتئومیکس، متابولومیکس و تصویربرداری و تاثیر مدت زمان خواب بر روند پیری بیولوژیک نوشته بودم :t.me/Scientometric/7207%D8%AD%D8%A7%D9%84… مطالعهای جدید که در Nature Medicine منتشر شده (لینک)، نشان میدهد افراد متولد نسلهای جدید از نظر سن بیولوژیک سریعتر از نسلهای قبل پیر میشوند و این موضوع ممکن است با افزایش بروز سرطانهای زودرس (Early-onset cancers) مرتبط باشد.پژوهشگران با بررسی دادههای بیش از ۱۵۴ هزار نفر از UK Biobank دریافتند افرادی که بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۴ متولد شدهاند، نسبت به متولدین ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۴ فاصله بیشتری بین سن بیولوژیک و سن تقویمی خود دارند. به عبارت دیگر، بدن آنها سریعتر از آنچه انتظار میرود پیر میشود. این یافته در یک جمعیت مستقل شامل بیش از ۱۰ هزار نفر از آمریکا نیز تایید شده است.در پیگیری ۱۵ ساله، افرادی که سن بیولوژیک بالاتری نسبت به سن واقعی خود داشتند، بیشتر در معرض ابتلا به سرطانهای زودرس، بهویژه سرطان ریه، دستگاه گوارش و رحم بودهاند.نویسندگان تاکید میکنند که این مطالعه رابطه علّی را ثابت نمیکند، اما نشان میدهد افزایش سن بیولوژیک ممکن است یکی از مکانیسمهای مهم در افزایش سرطانهای زودرس باشد. عواملی مانند تغییرات سبک زندگی، رژیم غذایی، چاقی، آلودگیهای محیطی و سایر مواجهههای جدید میتوانند در این روند نقش داشته باشند.این یافته اهمیت توجه به سن بیولوژیک را، فراتر از سن تقویمی، در پیشگیری و شناسایی افراد در معرض خطر سرطان برجسته میکند.
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — Scientometrics
▫️اصول نگارش علمی و انتشار آثار زیستپزشکی: راهنمای سردبیران JAMA برای نویسندگانعنوان انگلیسی:Principles of Scientific Writing and Biomedical Publication: A JAMA Editors Guide for Authorsراستش یه کم عجیب است که کتابی به این خوبی در سال ۲۰۲۴ منتشر شده و من تازه دارم باهاش آشنا میشوم! کافیست چند پاراگراف اول فصل اول را بخوانید تا کیفیت بالای کار دستتان بیاید.این کتاب یک راهنمای کاملاً کاربردی برای تقریباً تمام مسیر تبدیل یک پژوهش به مقاله چاپشده است؛ از شکلدادن به استدلال علمی و نوشتن مقاله گرفته تا انتخاب مجله، ارسال مقاله، فرآیند داوری، پاسخدادن به داوران و در نهایت انتشار. هدفش هم فقط آموزش انگلیسی آکادمیک نیست، بلکه میخواهد نشان بدهد یک مقاله علمیِ قابلچاپ از نگاه سردبیرها دقیقاً چه شکلی باید باشد.چیزی که این کتاب را متفاوت میکند همین نگاه سردبیری آن است. نویسندگانش سردبیران فعلی یا سابق مجلات مهم زیستپزشکی هستند، از جمله JAMA و مجلات شبکه JAMA، یا افرادی با تجربهی طولانی در حوزه نشر زیستپزشکی. کتاب ۴۱ فصل دارد و رویهمرفته نویسندگانش سابقه خیلی زیادی در چاپ مقاله و سردبیری مجلات علمی دارند.به نظر من ارزش اصلی کتاب این است که سه موضوعی را که معمولاً جدا از هم آموزش داده میشوند، یکجا کنار هم گذاشته: نگارش علمی (Scientific Writing)، فرآیند انتشار (Publication Process)، و اخلاق نشر (Publication Ethics). یعنی خواننده فقط یاد نمیگیرد چطور جملهها یا بخش Discussion را بهتر بنویسد، بلکه میفهمد سردبیر و داور وقتی دارند مقاله را داوری میکنند دقیقاً دنبال چه چیزهایی هستند.یک نکته خوب دیگر این است که کتاب فقط روی "چطور بنویسیم" تمرکز نکرده. مثلاً فصلهای مجزایی دارد درباره انتخاب مجله، پرهیز از اغراق در بیان نتایج، استفاده از جدول و شکل، پاسخدادن به داوران، مشکلاتی که سردبیرها ازشان بیزارند، معیارهای نویسندگی، سرقت علمی، تعارض منافع، و پریپرینت.تازه نگم برایتان که بصورت اوپن اکسس و رایگان توسط انتشارات آکسفورد منتشر شده است. این یعنی نور علی نور! 🔗 برای دانلود به این لینک مراجعه کنید:academic.oup.com/book/58841#book#academic… #publishing 🆔 @irevidence
▫️توئیکینگ: خطرناکترین نوعِ تقلب علمیدانشگاه MIT به تازگی کتابی را منتشر کرده که نگاه جدیدی دارد به مقوله تقلب در پژوهش و بحران اعتبار علم. این کتاب را Thomas Plümper و Eric Neumayer نوشتهاند:The Credibility Crisis in Science: Tweakers, Fraudsters, and the Manipulation of Empirical Results دو نوع تقلب در پژوهش وجود دارد که خیلی آشکار و واضح هستند و در غیراخلاقی بودن آنها شکی نیست. یکی دادهسازی (Data Fabrication) است؛ یعنی ساختن دادههایی که اصلاً وجود ندارند و دیگری دستکاری دادهها (Data Manipulation)؛ یعنی داده وافعی وجود دارد ولی پژوهشگر آنها را تغییر میدهد تا نتیجه دلخواهش حاصل شود.اما نویسندگان، Tweaking را نوع سوم و البته خطرناکترین نوع تقلب می دانند. یک پژوهشگر در Tweaking، بدون اینکه که دادهها را بطور مستقیم تغییر دهد، میآید طراحی پژوهش یا مدل آماری را طوری تغییر میدهد که نتیجه دلخواهش بدست آید. حذف دادههای نامناسب، تغییر تعریف متغیرها، انتخاب زیرنمونه خاص، اضافه یا حذف متغیرهای کنترل، آزمودن مدلهای متعدد و انتشار فقط نتایج معنادار، همگی میتوانند نتیجه را تغییر دهند. همچنین پژوهشگر ممکن است پس از مشاهده دادهها، فرضیهای بسازد، اما در مقاله وانمود کند که فرضیه از ابتدا وجود داشته است؛ رفتاری که HARKing نام دارد (Hypothesizing After Results are Known). هدف اصلی معمولاً افزایش معنیداری آماری، بزرگتر شدن اندازه اثر و تأیید فرضیه پژوهشگر استپژوهشگران ممکن است برای کسب منافع شخصی مانند چاپ مقاله بیشتر، چاپ در مجلات معتبرتر، افزایش استناد، گرفتن گرنت، ارتقای شغلی، افزایش حقوق و شهرت علمی دست به توئیک بزنند. چرا توئیک خطرناکتر است؟چون بسیار رایجتر است، کشف آن بسیار دشوار است، معمولاً مجازاتی ندارد و ظاهر آن کاملاً علمی است. به همین دلیل نویسندگان معتقدند: بزرگترین تهدید برای اعتبار علم، توئیک است؛ نه دادهسازی. تعریف تقلب علمی از نگاهی دیگرنویسندگان تعریف دیگری از تقلب علمی ارائه میدهند که متفاوت از تعاریف موجود است:تقلب علمی یعنی هر گونه دستکاری عمدی نتایج آماری برای کسب منفعت پژوهشگر. بنابراین معیار اصلی قصد است، نه نوع روش. عناوین بخشها و فصول کامل کتاب در ادامه آمده است. بخش سوم کتاب، در خصوص مقابله با تقلب است که راهکارهای مفیدی را ارائه کرده است. راهحل محوری نویسندگان، شفافیت است: انتشار داده خام، کد تحلیل، روشها و تمام تصمیمهای پژوهشی. هر پژوهش باید از سه جهت ارزیابی شود: بازتولیدپذیری با همان داده و کد (Reproducibility)، تکرارپذیری با دادههای جدید (Replicability)، و استحکام (Robustness Test) در برابر تغییرات منطقی مدل. بخش اول: آیا علم دچار بحران شده است؟۱. سلامت پژوهش (Scientific Integrity) و نارضایتیهای پیرامون آن۲. انگیزههای متقلبان۳. نوکِ نوکِ کوه یخ۴. عوامل کشف تخلفبخش دوم: درجات آزادی پژوهشگر (Researcher Degrees of Freedom)۵. توئیکینگ در تحلیل دادههای مشاهدهای۶. توئیکینگ در طرحهای پژوهش تجربی۷. توئیکینگ در مدلهای علّیبخش سوم: مقابله با تقلب۸. سیاستهای بازدارندگی۹. برنامههای پیشگیری۱۰. راهبردهای کشف۱۱. دو گام به پیش۱۲. و یک گام به عقب#research_ethics#research_misconduct#book🆔 @irevidence
۷۵ دانشگاه ایرانی در نسخه جدید Times Higher Education World University Rankings که در ۳۰ سپتامبر منتشر میشود، حضور خواهند داشت و ایران از نظر تعداد دانشگاههای حاضر، یکی از کشورهای دارای بیشترین نماینده در این رتبهبندی خواهد بود.در مورد علت عدم حضور ایران در رتبهبندی مربوط به بخش تاثیرگذاری موسسه تایمز اینجا نوشتم. وقتی در پاسخ به تایمز اشاره کردم که محدودیتهای ناشی از تحریمها، هرچند در درجه اول بخشهای بانکی و مالی را هدف قرار میدهند، اما میتوانند بهعنوان یک خسارت جانبی بر دانشگاهها، پژوهش و شفافیت علمی نیز اثر بگذارند، آنها در ایمیل بعدی مجددا تاکید کردند که این موضوع فقط به Sustainability Impact Ratings مربوط است و شامل سایر رتبهبندیهای این مؤسسه نمیشود.تایمز اعلام کرد که دانشگاههای ایران همچنان در World University Rankings، Asia University Rankings و Interdisciplinary Science Rankings حضور خواهند داشت. همچنین اعلام کرد که ۷۵ دانشگاه ایرانی در نسخه جدید Times Higher Education World University Rankings که در ۳۰ سپتامبر منتشر میشود، حضور خواهند داشت و ایران از نظر تعداد دانشگاههای حاضر، یکی از کشورهای دارای بیشترین نماینده در این رتبهبندی خواهد بود.@Scientometric
آیا فرزند چندم خانواده بودن با خطر ابتلا به بیماریها ارتباط دارد؟پژوهشگران در یک مطالعه بزرگ که در مجله Nature Health منتشر شده (لینک)، با بهرهگیری از دو طراحی مکمل شامل یک کوهورت بینخانوادگی (روی ۱/۶ میلیون نمونه همتاسازی شده) و یک مقایسه درونخانوادگی (روی ۵/۱ میلیون خانواده) به بررسی ۵۶۹ بیماری مختلف پرداختهاند تا تاثیر ترتیب تولد (Birth Order) را بر الگوی بروز بیماریها ارریابی کنند.بر اساس یافتههای این پژوهش، فرزندان اول (First-borns) بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات تکاملی-عصبی، بیماریهای روانی و اختلالات ایمنی و آلرژیک قرار دارند. در این گروه، بیماریهایی مانند اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD)، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)، سندروم تورِت (Tourette syndrome)، اضطراب، افسردگی، اختلالات خوردن (Eating disorders) و همچنین آلرژیهای غذایی و التهاب بینی آلرژیک، شیوع بیشتری نشان میدهند.در مقابل، فرزندان دوم (Second-borns) ریسک بالاتری را برای ابتلا به اختلالات رفتاری، گوارشی، عفونی و عضلانی-اسکلتی تجربه میکنند. سوءمصرف مواد، بیماریهای گوارشی (Gastritis / Duodenitis)، میگرن، سردردهای عودکننده، عفونتهایی نظیر زونا و بیماریهای منتقلشونده از راه جنسی، مشکلات عضلانی-اسکلتی مانند تنگی کانال نخاعی و همچنین آریتمیهای قلبی از جمله مواردی هستند که در فرزندان دوم غلبه دارند.تطابق ۷۴/۲ درصدی یافتهها در مفایسههای درونخانوادگی نشان میدهد که ترتیب تولد یک فاکتور ساختاری در الگوی بروز بیماریها در انسان است که احتمالا تحت تاثیر فاکتورهای محیطی اولیه و ایمونولوژیک در دوران کودکی شکل میگیرد. @Scientometric
چند روز پیش روز جهانی هپاتیت بود و من حالا اینجا نکاتی از گزارش جدید سازمان جهانی بهداشت برای سال 2026 را در مورد وضعیت جهانی مبارزه با هپاتیتهای ویروسی B و C بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ اینجا قرار می دهم. چشمانداز اصلی این سازمان، توقف کامل انتقال ویروس و حذف هپاتیت ویروسی به عنوان یک تهدید سلامت عمومی تا سال ۲۰۳۰ است تا همه افراد مبتلا، به خدمات پیشگیری، مراقبت و درمان ایمن، مقرونبهصرفه و موثر دسترسی داشته باشند. اهداف کلیدی تعیینشده برای سال ۲۰۳۰ شامل کاهش ۶۵ درصدی مرگومیر ناشی از هپاتیت B و C نسبت به سال ۲۰۱۵، کاهش ۹۵ درصدی موارد جدید ابتلا به هپاتیت B و ۸۰ درصدی هپاتیت C و رساندن میزان شیوع هپاتیت B در کودکان زیر ۵ سال به زیر ۰/۱ درصد است. همچنین در بخش خدمات بهداشتی، جهان باید تا سال ۲۰۳۰ به پوشش ۹۰ درصدی در واکسیناسیون نوزادان و تشخیص بیماران، و پوشش ۸۰ درصدی در درمان مبتلایان واجد شرایط دست یابد.سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی این مسیر، شاخصهای خود را به دو دسته کلیدی تقسیم کرده است: دسته اول «شاخصهای اثرگذاری» هستند که میزان ابتلا و مرگومیر را میسنجند و دسته دوم «شاخصهای پوشش خدمات» که میزان دسترسی جامعه به واکسیناسیون، تشخیص، کاهش آسیب و درمانهای دارویی را ارزیابی میکنند.در مورد ابتلا، در سال ۲۰۲۴ تعداد ۰/۹ میلیون مورد جدید ابتلا به هپاتیت B در جهان ثبت شده که نشاندهنده کاهش ۳۲ درصدی نسبت به سال ۲۰۱۵ است، اما با هدف تعیینشده سازمان جهانی بهداست یعنی کاهش ۹۵ درصدی تا سال ۲۰۳۰ فاصله زیادی دارد. در همین حال، میزان شیوع هپاتیت B مزمن در کودکان زیر ۵ سال به ۰/۶ درصد رسیده که هدف سال ۲۰۳۰ دستیابی به میزان ۰/۱ درصد است. در خصوص هپاتیت C نیز در سال ۲۰۲۴ حدود ۰/۹ میلیون مورد جدید ابتلا ثبت شده که کاهش آن نسبت به سال ۲۰۱۵ تنها ۸/۱ درصد بودهاست. رقمی که با هدف کاهش ۸۰ درصدی سال ۲۰۳۰ بسیار فاصله دارد. همچنین درصد افراد تزریقکننده مواد که سالانه مبتلا به هپاتیت C میشوند ۸/۶ درصد گزارش شده، در حالی که این شاخص باید تا سال ۲۰۳۰ به ۲٪ برسد.ارزیابی روند مرگومیر نشان میدهد که وضعیت هپاتیت B نگرانکنندهتر شده است. بهطوری که در سال ۲۰۲۴ حدود ۱/۱ میلیون نفر بر اثر سیروز و سرطان کبد ناشی از هپاتیت B فوت کردهاند که این میزان نشاندهنده ۱۷ درصد افزایش مرگ نسبت به سال ۲۰۱۵ است، در حالی که هدف ۲۰۳۰ کاهش ۶۵ درصدی آن است. هپاتیت C روند نسبتا بهتری را تجربه کرده و با ۲۴۰ هزار مورد مرگ در سال ۲۰۲۴، شاهد کاهش ۱۲ درصدی مرگومیر نسبت به سال ۲۰۱۵ بودهایم، اما این میزان نیز هنوز با هدف کاهش ۶۵ درصدی سال ۲۰۳۰ فاصله قابلتوجهی دارد.دلیل اصلی این عقبماندگی، شکاف عمیق در پوشش خدمات تشخیصی و درمانی است. بهطوری که در سال ۲۰۲۴ تنها برای ۲۷ درصد از مبتلایان به هپاتیت B مزمن بیماری تشخیص داده ششده است و میزان درمان افراد واجد شرایط تنها ۴/۳ ٪ بوده است، در حالی که اهداف سال ۲۰۳۰ به ترتیب ۹۰ درصد برای تشخیص و ۸۰ درصد برای درمان تعیین شدهاند. برای هپاتیت C نیز ۳۶ درصد از مبتلایان تشخیص داده شده و تنها ۲۰ درصد از افراد واجد شرایط درمان دریافت کردهاند. در بخش پیشگیری، پوشش دوز هنگام تولد واکسن هپاتیت B به ۴۵ درصد و دوز سوم آن به ۸۴ درصد رسیده است که با هدف ۹۰ درصدی فاصله دارند. همچنین به ازای هر فرد تزریقکننده مواد سالانه تنها ۳۵ عدد سرنگ و سوزن توزیع شده که با هدف ۳۰۰ عددی سال ۲۰۳۰ بسیار فاصله دارد، اگرچه در حوزه ایمنی خونهای اهدایی با ۹۸ درصد و تزریقات ایمن در مراکز درمانی با ۹۶ درصد، جهان در آستانه تحقق اهداف ۱۰۰ درصدی سال ۲۰۳۰ قرار دارد.دسترسی به گزارش کامل: لینک@Scientometricچند روز پیش روز جهانی هپاتیت بود و من حالا اینجا نکاتی از گزارش جدید سازمان جهانی بهداشت برای سال 2026 را در مورد وضعیت جهانی مبارزه با هپاتیتهای ویروسی B و C بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ اینجا قرار می دهم. چشمانداز اصلی این سازمان، توقف کامل انتقال ویروس و حذف هپاتیت ویروسی به عنوان یک تهدید سلامت عمومی تا سال ۲۰۳۰ است تا همه افراد مبتلا، به خدمات پیشگیری، مراقبت و درمان ایمن، مقرونبهصرفه و موثر دسترسی داشته باشند. اهداف کلیدی تعیینشده برای سال ۲۰۳۰ شامل کاهش ۶۵ درصدی مرگومیر ناشی از هپاتیت B و C نسبت به سال ۲۰۱۵، کاهش ۹۵ درصدی موارد جدید ابتلا به هپاتیت B و ۸۰ درصدی هپاتیت C و رساندن میزان شیوع هپاتیت B در کودکان زیر ۵ سال به زیر ۰/۱ درصد است. همچنین در بخش خدمات بهداشتی، جهان باید تا سال ۲۰۳۰ به پوشش ۹۰ درصدی در واکسیناسیون نوزادان و تشخیص بیماران، و پوشش ۸۰ درصدی در درمان مبتلایان واجد شرایط دست یابد.سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی این مسیر، شاخصهای خود را به دو دسته کلیدی تقسیم کرده است: دسته اول «شاخصهای اثرگذاری» هستند که میزان ابتلا و مرگومیر را میسنجند و دسته دوم «شاخصهای پوشش خدمات» که میزان دسترسی جامعه به واکسیناسیون، تشخیص، کاهش آسیب و درمانهای دارویی را ارزیابی میکنند.در مورد ابتلا، در سال ۲۰۲۴ تعداد ۰/۹ میلیون مورد جدید ابتلا به هپاتیت B در جهان ثبت شده که نشاندهنده کاهش ۳۲ درصدی نسبت به سال ۲۰۱۵ است، اما با هدف تعیینشده سازمان جهانی بهداست یعنی کاهش ۹۵ درصدی تا سال ۲۰۳۰ فاصله زیادی دارد. در همین حال، میزان شیوع هپاتیت B مزمن در کودکان زیر ۵ سال به ۰/۶ درصد رسیده که هدف سال ۲۰۳۰ دستیابی به میزان ۰/۱ درصد است. در خصوص هپاتیت C نیز در سال ۲۰۲۴ حدود ۰/۹ میلیون مورد جدید ابتلا ثبت شده که کاهش آن نسبت به سال ۲۰۱۵ تنها ۸/۱ درصد بودهاست. رقمی که با هدف کاهش ۸۰ درصدی سال ۲۰۳۰ بسیار فاصله دارد. همچنین درصد افراد تزریقکننده مواد که سالانه مبتلا به هپاتیت C میشوند ۸/۶ درصد گزارش شده، در حالی که این شاخص باید تا سال ۲۰۳۰ به ۲٪ برسد.ارزیابی روند مرگومیر نشان میدهد که وضعیت هپاتیت B نگرانکنندهتر شده است. بهطوری که در سال ۲۰۲۴ حدود ۱/۱ میلیون نفر بر اثر سیروز و سرطان کبد ناشی از هپاتیت B فوت کردهاند که این میزان نشاندهنده ۱۷ درصد افزایش مرگ نسبت به سال ۲۰۱۵ است، در حالی که هدف ۲۰۳۰ کاهش ۶۵ درصدی آن است. هپاتیت C روند نسبتا بهتری را تجربه کرده و با ۲۴۰ هزار مورد مرگ در سال ۲۰۲۴، شاهد کاهش ۱۲ درصدی مرگومیر نسبت به سال ۲۰۱۵ بودهایم، اما این میزان نیز هنوز با هدف کاهش ۶۵ درصدی سال ۲۰۳۰ فاصله قابلتوجهی دارد.دلیل اصلی این عقبماندگی، شکاف عمیق در پوشش خدمات تشخیصی و درمانی است. بهطوری که در سال ۲۰۲۴ تنها برای ۲۷ درصد از مبتلایان به هپاتیت B مزمن بیماری تشخیص داده ششده است و میزان درمان افراد واجد شرایط تنها ۴/۳ ٪ بوده است، در حالی که اهداف سال ۲۰۳۰ به ترتیب ۹۰ درصد برای تشخیص و ۸۰ درصد برای درمان تعیین شدهاند. برای هپاتیت C نیز ۳۶ درصد از مبتلایان تشخیص داده شده و تنها ۲۰ درصد از افراد واجد شرایط درمان دریافت کردهاند. در بخش پیشگیری، پوشش دوز هنگام تولد واکسن هپاتیت B به ۴۵ درصد و دوز سوم آن به ۸۴ درصد رسیده است که با هدف ۹۰ درصدی فاصله دارند. همچنین به ازای هر فرد تزریقکننده مواد سالانه تنها ۳۵ عدد سرنگ و سوزن توزیع شده که با هدف ۳۰۰ عددی سال ۲۰۳۰ بسیار فاصله دارد، اگرچه در حوزه ایمنی خونهای اهدایی با ۹۸ درصد و تزریقات ایمن در مراکز درمانی با ۹۶ درصد، جهان در آستانه تحقق اهداف ۱۰۰ درصدی سال ۲۰۳۰ قرار دارد.دسترسی به گزارش کامل: لینک@Scientometric
سازمان جهانی بهداشت (WHO) پیشبینی کرده است که تعداد موارد جدید سرطان در جهان تا سال ۲۰۵۰ ممکن است به حدود ۳۵ میلیون مورد در سال برسد. در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۱ میلیون مورد بوده است. افزایش سن جمعیت، مصرف الکل، چاقی و بهبود برنامههای غربالگری از جمله عواملی هستند که انتظار میرود باعث افزایش حدود ۶۷ درصدی موارد سرطان طی دو دهه آینده شوند.کشورهای با درآمد پایین و متوسط احتمالا بیشترین تاثیر را تجربه خواهند کرد زیرا دسترسی محدودتری به خدمات پیشگیری، تشخیص زودهنگام و درمان سرطان دارند.گزارش کامل در فایل پی دی اف ضمیمه پست قرار دارد. گزارش بسیار مهمی است که می تواند مورد توجه مسئولین وزارت بهداشت هم قرار بگیردآینده کنترل سرطان به انتخابهایی بستگی دارد که بهصورت مشترک انجام میدهیم: اینکه چه چیزهایی را ارزشمند میدانیم، چه مواردی را اندازهگیری میکنیم، به صدای چه کسانی گوش میدهیم و برای چه اقداماتی حاضر به سرمایهگذاری هستیم. این گزارش دعوتی است برای انجام این انتخابها در کنار یکدیگر، گزارشی که شواهد و چارچوب لازم را برای تصمیمگیری، پایش اجرای برنامهها و ارزیابی تأثیر آنها ارائه میکند.پیشرفت واقعی در کنترل سرطان زمانی امکانپذیر خواهد بود که:برنامههای جهانی و ملی سرطان با توانمندیهای بهتر و دادههای قابل اعتماد اجرا و پایش شوند، اثرات انسانی، مالی و اجتماعی سرطان با حمایتهای مؤثر کاهش یابد،پژوهش و نوآوری به سمت درمانهای با ارزشتر و نتایج بهتر هدایت شوند،و بیماران و مراقبان آنها بهعنوان شرکای اصلی در تصمیمگیریها حضور داشته باشند.از توصیه های کلیدی این گزارش می توان به مشارکت دادن افراد دارای تجربه زیسته سرطان (بیماران و مراقبان) در تمام تصمیمگیریهای مرتبط با سرطان،تقویت آگاهی و پیشگیری در سطح جامعه و افزایش حمایتهای اجتماعی،تقویت ظرفیت نظامهای سلامت برای ارائه خدمات جامع و یکپارچه سرطان،همسو کردن پژوهش و نوآوری با اولویتهای سلامت عمومی و نیازهای خدماتی کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط،بهبود هماهنگی و شفافیت دادههای جهانی سرطان درباره بار بیماری و عملکرد نظام سلامتو استفاده از برنامههای ملی کنترل سرطان بهعنوان محرک اقدامات راهبردی، اشاره کرد@Scientometric



