افسانه انتقام کنشین 👇 #مهدی_آزاد @Samuraiazad کانال ساموراییافسانه انتقام کنشینسامورایی به نام کن…
انتشار: 2026/07/26 11:16 UTC
افسانه انتقام کنشین 👇 #مهدی_آزاد @Samuraiazad کانال ساموراییافسانه انتقام کنشینسامورایی به نام کنشین توسط یکی از اساتید کیوتو در دوئلی سخت کشته می شود.پس از مرگ وی پنج برادرش هر یک به خون خواهی او به کیوتو می روند ولی همگی در انتقام شکست خورده و کشته می شوند.همسر کنشین پسر 5ساله اش را نزد خانواده ای سامورایی می گذارد تا راه و رسم نبرد را بیاموزد تا روزی بتواند انتقام پدر و عموهایش را بستاند و خود نیز به خونخواهی شوهرش به پایتخت می رود.زمانی که سامورایی استاد از مبارزه با وی به علت زن بودن سر باز میزند, یکی از بازماندگان خاندان دنشیجیرو که صدای آنها را شنیده بود به عنوان نماینده ی زن با سامورایی دیگر مبارزه کرده و او نیز کشته می شود.زن که دیگر از شدت خشم نمی دانست چکار کند به سامورایی حمله کرد اما نتوانست به وی آسیب زند و با ضربه ی دسته ی شمشیر او بیهوش شد و حافظه اش را از دست داد.سالها گذاشت و پسر کنشین به هجده سالگی رسید و به سوی کیوتو برای انتقام پدر و دیگر اعضاء خانواده ی خود رفت.از قضا زمانی که وارد امارت سامورایی استاد می شود تا او را به مبارزه بطلبد با مادر خویش که کیمونویی سپید بر تن داشت و زیر درختی خرمالو بود مواجه می گردد.زن, پسر خود را نشناخته و به سرعت می گریزد و جوان که فکر می کند مادرش مورد تعدی و آزار سامورایی قرار گرفته عزمش برای انتقام بیشتر شده و به بدگویی و فریاد می پردازد.استاد به آهستگی در حالیکه انگار از پیش آماده بود پای به باغ گذاشته و خطاب به جوان روایت از دست رفتن حافظه ی زن و نگهداری وی را می گوید.سپس گفت: "دیگر نیازی به ریخته شدن خون کسی نیست, می توانی مادرت را با خود ببری. پیش از آن نیز خود همه چیز را به او می گویم".اما پسر جوان این را نپذیرفت و به سامورایی حمله کرد و در اولین ضربت کشته شد اما خونی که از بدنش خارج میشد بسیار بیشتر از خون یک مرد عادی بود.راهبی که شاهد این صحنه بود می گفت: "خون پای درخت خرمالو رفت و ناگهان درخت و شاخه هایش به رنگ سرخ در آمدند. سپس آسمان تیره و سرخ گشت و از اعماق زمین صدای فریاد انتقام به گوش می رسید, در آن لحظه همه ی ما کنشین را در حالیکه استخوانی و رنگ پریده بود مقابل خود دیدیم. او بدون گفتن جمله ای دیگر به مبارزه با استاد برخواست و در حالیکه دیگر نمی توانستیم ضربات آنها را ببینیم در یک آن سر از تن استاد جدا شد."شاهدان می گفتند کنشین سر سامورایی استاد را به دندان گرفت و دوباره به اعماق زمین بازگشت. پیش از غروب خورشید نیز همسر او جان از کف داد.نوشته: مهدی آزادسال ۱۳۹۶#مهدی_آزاد #افسانه@samuraiazadکانال سامورایی


