💢خارج از قاب▪️به یاد اکبر عبدیسالها پیش، از سر اعتماد بیجا به دوستی بدحساب، پذیرفتم مدتی در یک ب…
انتشار: 2026/07/26 14:53 UTCدریافت: 2026/08/03 03:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 03:57 UTC
💢خارج از قاب▪️به یاد اکبر عبدیسالها پیش، از سر اعتماد بیجا به دوستی بدحساب، پذیرفتم مدتی در یک برنامهی زندهی صبحگاهی تلویزیون، بهعنوان مجری، کارشناس و مسئول میز فرهنگ و هنر حضور داشته باشم. میان میزها، رقابتی نانوشته جریان داشت؛ هر میز میکوشید مهمانی دعوت کند که از مهمانان دیگر بخشها کماعتبارتر نباشد. روزی تصمیم گرفتم از زندهیاد حمید سمندریان دعوت کنم؛ استاد با بزرگواری همیشگیاش دعوت را پذیرفتت. روال برنامه چنین بود که در کنار مهمان اصلی، باید مهمان دومی نیز حضور پیدا میکرد؛ کسی که از زاویهای دیگر، شخصیت مهمان نخست را معرفی کند. با خودمان گفتیم مگر پیدا کردن چنین کسی برای حمید سمندریان کاری دارد؟ فهرست بلندبالایی از دوستداران و کسانی که سالها از شاگردی او گفته بودند، پیش رویمان بود. اما واقعیت، چیز دیگری شد، به هر کدام زنگ زدیم، بهانهای آورد. یکی گفت در کیش است؛ بعدها فهمیدیم تهران بوده. دیگری پیام را خواند و پاسخ نداد. یکی فیلمبرداری داشت، بهانهها متفاوت بودند، اما نتیجه یکی بود؛ هیچکس نیامد. تلختر از همه، لحظهای بود که خود استاد گفت: «چرا به فلانی زنگ نمیزنید؟» و ما، برای آنکه دلش نشکند، ناچار شدیم همان بهانهای را که شنیده بودیم، برای او تکرار کنیم؛ «استاد، ایشان کیش هستند...» بعدها، در مراسم تشییع پیکرش، همانها را دیدم که برای قرار گرفتن زیر تابوت ایشان از یکدیگر سبقت میگرفتند و از حسرتهای استاد، آرزوهای بر بادرفتهاش و حق بزرگی که بر گردن تئاتر ایران داشت، با شور و حرارت داد سخن میدادند. باری در آخرین لحظه، به ذهنم رسید با اکبر عبدی تماس بگیرم. او نه شاگرد سمندریان بود، نه سابقهی همکاری با او داشت و نه هرجا مینشست از شاگردی استاد سخن میگفت. تنها بازیگری بود که مردم دوستش داشتند. هنوز جملهام تمام نشده بود که با شنیدن نام «حمید سمندریان» گفت: «تا نیمههای شب بیرون از تهران سر فیلمبرداری هستم؛ اما خودم را میرسانم.» و رساند. صبح، رأس ساعت شش، کنار استاد نشست. عبدی، بیهیچ ژست و نمایشی، دستهای استاد را غرق بوسه کرد و با صداقتی کودکانه گفت: «حسرت به دلم مانده که یک بار مرا به کاری دعوت کنید، سر تمرین گوشم را بپیچانید و بازی یادم بدهید.».همانجا فهمیدم فروتنی، بزرگترین نقش اکبر عبدی بود؛ نقشی که هیچ گریم، هیچ نور و هیچ دوربینی لازم نداشت. سالها بعد، از زندهیاد حمید سمندریان نقل شد که : «عبدی بازیگری است که شاید تنها بیست درصد از استعداد شگفتانگیزش را به کار گرفته باشد.». یادشان گرامی.نادر برهانی مرند🔴 www.salisnews.ir🔴 instagram salisnews🔴 @salissweb




