فرض کنید شما مدیر یک صندوق سرمایهگذاری در بورس ایران هستید. یکی از مهمترین وظایفی که دارید، ساختن…
انتشار: 2026/07/19 13:10 UTC
فرض کنید شما مدیر یک صندوق سرمایهگذاری در بورس ایران هستید. یکی از مهمترین وظایفی که دارید، ساختن پرتفویی است که واقعاً متنوع باشد، نه فقط روی کاغذ متنوع به نظر برسد. این موضوعی است که اخیراً در بازار آمریکا به وضوح خود را نشان داد و درسهای عملی مهمی برای مدیران صندوق در هر بازاری، از جمله ایران، به همراه دارد.در ژوئن ۲۰۲۶ در بازار آمریکا اتفاق جالبی رخ داد. شاخص S&P 500 که معمولاً بعنوان نماد تنوع شناخته میشود، در یک روز معاملاتی ۱٫۴ درصد افت کرد. بررسیها نشان داد که این افت عمدتاً ناشی از حرکت منفی تنها سه سهم بود. بقیه شرکتهای موجود در شاخص نقش چندانی در این کاهش نداشتند.دادههای همان دوره نشان میدهد که سه شرکت میکرون، انویدیا و آلفابت به تنهایی بیش از ۴۰ درصد از کل رشد تخمین سود شرکتهای S&P 500 را در سال ۲۰۲۶ به خود اختصاص داده بودند. ده شرکت بزرگ نیز بیش از ۳۵ درصد وزن شاخص را تشکیل میدادند و بخش فناوری به تنهایی سهمی بیش از ۳۰ درصد داشت.این وضعیت نمونهای کلاسیک از ریسک تمرکز است. یعنی پرتفویی که از نظر تعداد سهام متنوع به نظر میرسد، در عمل به شدت وابسته به تعداد محدودی از شرکتها یا یک موضوع خاص شده است.برای شما بعنوان مدیر صندوق در بورس ایران و من بعنوان یک سرمایه گذار شخصی، این اتفاق یک هشدار عملی است. ممکن است پرتفوی صندوق شما شامل دهها سهم باشد، اما اگر بخش عمدهای از ارزش آن وابسته به چند صنعت خاص (مثلاً فلزی، پتروشیمی یا چند شرکت بزرگ) باشد، در واقع با ریسک تمرکز روبرو هستید. در چنین شرایطی، افت همزمان چند سهم کلیدی میتواند بازدهی کل صندوق را به شکل قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.چگونه باید این ریسک را مدیریت کنیم؟اول، بطور منظم وزن واقعی صنایع و سهام بزرگ پرتفوی را بررسی کنیم. صرفاً به تعداد سهام اکتفا نکنیم. ببینیم چند درصد از ارزش پرتفوی وابسته به پنج یا ده موقعیت اصلی است.دوم، همبستگی میان سهام موجود در پرتفوی را ارزیابی کنیم. اگر چند سهم بزرگ در شرایط مشابه بازار هم جهت حرکت میکنند، تنوع واقعی وجود ندارد.سوم، در تخصیص داراییها تعادلی میان سهام بزرگ و شرکتهای متوسط و کوچک ایجاد کنیم تا وابستگی به چند نام خاص کاهش یابد.چهارم، در زمان رونق یک صنعت یا موضوع خاص، مراقب افزایش تدریجی وزن آن در پرتفوی باشیم. رشد ارزش بازار برخی شرکتها بطور طبیعی وزن آنها را بالا میبرد و اگر اقدام اصلاحی انجام نشود، تمرکز بصورت خاموش افزایش می یابد.درس اصلی که از تجربه اخیر بازار آمریکا میتوان گرفت این است که تنوع واقعی نه با تعداد سهام، بلکه با میزان وابستگی بازدهی پرتفوی به تعداد محدودی از موقعیتها سنجیده میشود. مدیر صندوقی که این موضوع را جدی بگیرد، در بلندمدت کنترل بهتری بر ریسک خواهد داشت و در دورههای نوسان، عملکرد پایدارتری ارائه خواهد داد.این اصل در هر بازاری، از جمله بورس ایران، کاربرد دارد و یکی از پایههای حرفهای مدیریت پرتفوی محسوب میشود.@salarsafaie

