کهن شود همهکس را به روزگار ارادتمگر مرا که همان عشقِ اولست و زیادتگرم جواز نباشد به پیشگاه قبولتکج…
انتشار: 2026/08/03 21:19 UTCدریافت: 2026/08/15 03:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:25 UTC
کهن شود همهکس را به روزگار ارادتمگر مرا که همان عشقِ اولست و زیادتگرم جواز نباشد به پیشگاه قبولتکجا روم که نمیرم بر آستان عبادت؟مرا به روز قیامت مگر حساب نباشدکه هجر و وصل تو دیدم، چه جای موت و اعادتشنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفانتبم گرفت و دلم خوش، به انتظار عیادتگرم به گوشهٔ چشمی شکستهوار ببینیفلک شوم به بزرگی و مشتری به سعادتبیایمت که ببینم، کدام زَهره و یاراروم که بی تو نشینم، کدام صبر و جلادتمرا هر آینه روزی تمامکشته ببینیگرفته دامن قاتل به هر دو دست ارادتاگر جنازهٔ سعدی به کوی دوست برآرندزهی حیات نکونام و رفتنی به شهادت🖤#سعدی_شیرازی