درود برشما.این نوشته نقدی است به عملکرد انجمن ویراستاران و نویسندگان؛ نهادهایی که مدعی پاسداری از ز…
انتشار: 2026/08/02 21:33 UTCدریافت: 2026/08/04 00:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 00:47 UTC
درود برشما.این نوشته نقدی است به عملکرد انجمن ویراستاران و نویسندگان؛ نهادهایی که مدعی پاسداری از زبان فارسی، اخلاق حرفهای و مسئولیت فرهنگی در قبال جامعهاند.ادارهٔ این انجمنها و ترکیب مدیریتی آنها، بهجای گردش نخبگان و مشارکت گستردهٔ نویسندگان و ویراستاران، سالهاست که با پیوندهای خانوادگی و روابط نزدیک مدیران محدود شده است و مدیریت انجمنها بیش از آنکه بر رقابت حرفهای استوار باشد، در اختیار یک حلقهٔ بسته است. اما آنچه بیش از همه تأملبرانگیز است، معیارهای دوگانهٔ این انجمنها در واکنش به رخدادهای اجتماعی است. در روزهایی که بنابر گزارشهای داخلی، بیش از چهل هزار ایرانی جان خود را از دست دادند (و همچنان نیز عدهٔ کثیری در صف مرگ ایستادهاند) از این نهادها نه پیام همدردی دیده شد، نه تسلیتی رسمی و نه حتی یک استوری ساده. گویی جان انسانها، تا وقتی در چهارچوب نگاه ایدئولوژیک خاصی نگنجند، ارزش همدردی ندارد.در مقابل، برای برخی چهرههای مورد احترام مدیران انجمنها و نظام، پیامهای رسمی، نشستهای یادبود و مراسمهای متعدد برگزار میشود و برای عدهای نیز هر سال بزرگداشتهای مختلف ترتیب میدهند.مسئله این نیست که چرا برای یک شاعر، نویسنده یا استاد یادبود برگزار میشود؛ مسئله این است که چرا مرگ انسانهای بیشمار، آنقدر کماهمیت تلقی میشود که حتی شایستهٔ یک جمله همدردی نیست.اگر نهادی خود را نمایندهٔ وجدان فرهنگی جامعه میداند، باید پیشاز هر چیز، نسبت به رنج مردم همان جامعه احساس مسئولیت داشته باشد. وگرنه ادعای دفاع از فرهنگ و اخلاق، چیزی جز شعاری توخالی نخواهد بود.ما، نویسندگان و ویراستاران، امانتداران حافظهٔ تاریخی یک ملتیم. سانسور و ممیزی شاید زبان را محدود کند، اما نباید وجدان را خاموش سازد. وظیفهٔ ما ثبت حقیقت است؛ اگر نتوان آن را آشکار نوشت، باید چنان نوشت که آیندگان حقیقت را از میان سطرها بخوانند. سکوت، اگر آگاهانه باشد، خود نوعی تحریف تاریخ است.ایدون باد و ایدونتربه امید پیروزی ✌️