درود شمیرانی گرامی جاوید ایران پادشاهی شاهنشاهیپایان ایدئولوژی های چپ کمونیست و اسلامیت در نظم نوین…
انتشار: 2026/08/01 17:04 UTCدریافت: 2026/08/02 11:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 11:17 UTC
درود شمیرانی گرامی جاوید ایران پادشاهی شاهنشاهیپایان ایدئولوژی های چپ کمونیست و اسلامیت در نظم نوین جهانیجهان در سالهای گذشته و کنونی فهمید که راههایی که دههها با نامهای شیرینی چون برابری آهنین و حکومت بیطبقه پُر شده بود، جز ویرانی، فقر، گرسنگی، و دودستگی چیزی به بار نیاورده است. مردمی که روزگاری شیفتهی شعارهای چپ و اسلامیت ها و کمونیستی بودند، اکنون به چشم خود دیدند که این راه نه به پیشرفت، که به پسرفت میرسد؛ کارخانهها میخوابند، دارایی مردم آب میشود، آزادیها زیر گام حزب میسوزد و حکومتهای چپ، با دخالت در هر کار، رمق از پیکر کشور میگیرند و شور زندگی را میخشکانند. گیتی خسته شد؛ خسته از آزمونهایی که همیشه با شکست پایان یافته بودند.در همین هنگامه، نگاهها آرامآرام سوی ساختارهایی رفت که آزمون خود را در تاریخ پس داده بودند: ساختارهای راستگرا، اقتصادهای آزاد، پادشاهیهای پارلمانی، و کشورهایی که بر پایهی کار، آزادی، بازار و قانون استوار بودند. مردم دیدند که چرا سوئد، دانمارک، نروژ، ژاپن، هلند و بریتانیا با وجود دگرگونیهای بزرگ جهان، همچنان سرپا و توانمندند. راز در همین بود: ساختارهای راستگرایانه، بر پایهی کوشش فردی و بازار آزاد، توان و رفاه میآوردند و ساختارهای چپگرا و اسلامیت ها ، با دخالت بیاندازه در زندگی مردم، موتور پیشرفت را خاموش میکردند.گیتی دریافت که پیشرفت از آزادی میجوشد، نه از فرمان حزب. رفاه از کار و بازار زاده میشود، نه از کنترل و مصادره. آرامش از نهادهای پایدار میآید، نه از رهبران تندرو. مردم دیدند که پادشاهیهای پارلمانی، با آنکه فرمان نمیدهند، آرامش میآورند؛ چون بالاتر از جناحها میایستند، نماد یکپارچگیاند، و هنگامی که حزبها میسازند یا میریزند، کشور زیر و رو نمیشود. در حالی که ساختهای چپگرا، از ونزوئلا و اسلامیست ها در کشورهای ایران افغانستان تا اروپای خاوری، بارها نشان دادند که جز آشوب، چاپ پول، کمبود آذوقه و فرار مردم دستاوردی ندارند.در این بیداری بزرگ، مردم جهان یک حقیقت را با پوست و خون خود لمس کردند: راستگرایی، اگر با قانون و بازار آزاد همراه باشد، رفاه و پیشرفت میآورد. زیرا آزادی کار میدهد، انگیزه میدهد، سرمایه میسازد، نوآوری میزاید و کشور را نیرومند میکند. در سوی دیگر، چپ و کمونیسم و اسلامیست ، با بستن دست مردم، گرفتن آزادی کار، کنترل داراییها و از میان بردن انگیزه، کشور را به چاه میبرد؛ چاهی که شوروی، کوبا، کرهی شمالی و ونزوئلا افغانستان ایران نمونههای روشن آنند.در میان این بیداری، پادشاهی پارلمانی چون نگینی درخشان در چشم مردم جلوه کرد: ساختاری که نه دیکتاتوری است و نه هرجومرج حزبی؛ نه آشوب میآورد و نه آزادی را میگیرد. تاج، فرمان نمیدهد؛ یکپارچگی میآورد. پارلمان، آزادی میدهد؛ پیشرفت میسازد. و اقتصاد آزاد، رفاه میآورد. چنین ساختاری میتواند کشور را برابر بادهای سخت آینده پابرجا نگه دارد — چیزی که ساختارهای چپ و کمونیستی و اسلامیست ها هرگز نتوانستند.پس گیتی در آستانهی دگرگونی بزرگی ایستاده است: خستگی از چپ، و بازگشت به خرد راستگرایانه، و نگاه دوباره به تاجهای پارلمانی که نماد آرامش، پیوستگی و آیندهاند. جهان دریافت که پیشرفت از آزادی میآید، نه از شعار؛ و رفاه از ساختار راستگرایانهی قانونمند و بازار نیرومند زاده میشود، نه از توهم برابری آهنین. آیندهی جهان، دیگر در دستان حزبهای چپ نیست؛ در دستان نیروهایی است که به آزادی کار، کوشش فردی، قانون پایدار، و ساختارهای آزموده مانند پادشاهی پارلمانی باور دارند. این همان راهیست که کشورها را از آشوب به آرامش، و از فقر به توانایی میرساند. Mr Charismatic