✔️دکترین پاول چه راهحلی برای وضع کنونی آمریکا دارد؟گزارش تحلیلیکوری شیک، تحلیلگر سیاست خارجی آمر…
انتشار: 2026/08/08 08:35 UTCدریافت: 2026/08/17 17:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 17:57 UTC
✔️دکترین پاول چه راهحلی برای وضع کنونی آمریکا دارد؟گزارش تحلیلیکوری شیک، تحلیلگر سیاست خارجی آمریکا، در مقالهای در «فارن افرز» به سراغ یکی از قدیمیترین بحثها درباره جنگهای آمریکا رفته است، اینکه یک رئیسجمهور پیش از وارد کردن کشورش به جنگ دقیقاً باید بداند دنبال چیست. او برای پاسخ به این پرسش به «دکترین پاول» بازمیگردد؛ مجموعهای از اصول که نام کالین پاول، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در دوران جنگ خلیج فارس، با آن گره خورده است. در این نگاه، مسئله فقط این نیست که ارتش آمریکا میتواند چه مقدار از توان نظامی دشمن را نابود کند. پرسش اصلی این است که این قدرت قرار است به چه هدف سیاسیای خدمت کند. آیا منافع حیاتی آمریکا در میان است؟ هدف جنگ چیست؟ آیا رسیدن به آن هدف با زور نظامی ممکن است؟ هزینهاش چقدر خواهد بود و مهمتر از همه، قرار است جنگ در چه نقطهای تمام شود؟ شیک معتقد است دولت ترامپ در برخورد با ایران بخش مهمی از همین پرسشهای اساسی را کنار گذاشته است. به همین دلیل هم میان موفقیت در میدان نبرد و پیروزی در سیاست خارجی فاصله افتاده است. ممکن است یک کشور بتواند تأسیسات نظامی طرف مقابل را منهدم کند، فرماندهانش را از میان بردارد یا خسارت سنگینی به زیرساختهایش بزند؛ اما هیچکدام به خودی خود به معنای پیروزی نیست، مگر اینکه به نتیجه سیاسیای منجر شود که آمریکا از ابتدا برای آن وارد جنگ شده است.از نگاه شیک، مشکل دیگری که دکترین پاول میکوشد جلوی آن را بگیرد، جنگی است که آغازش روشن است اما پایانش نه. هدفی محدود آغاز میشود، اما در میانه راه اهداف تازهای به آن اضافه میشود؛ بعد پای تغییر حکومت، مهندسی سیاسی، بازسازی کشور و مجموعهای از خواستههای تازه به میان میآید و جنگ از آن چیزی که قرار بود باشد فاصله میگیرد. دکترین پاول دقیقاً برعکس این مسیر حرکت میکند: هدف باید از ابتدا روشن و دستیافتنی باشد و اندازه نیرویی که به کار گرفته میشود نیز با همان هدف تناسب داشته باشد. برای همین، شیک معتقد است ترامپ اکنون بیش از آنکه به فکر افزودن بر فشار نظامی باشد، باید تکلیف «پایان جنگ» را روشن کند. واشنگتن باید بداند چه چیزی را میخواهد به دست آورد، چه میزان از توان نظامی ایران را برای رسیدن به آن هدف کافی میداند و در چه نقطهای باید سلاح را کنار بگذارد و سراغ مذاکره برود. در این میان، حمایت افکار عمومی آمریکا و همراهی متحدان هم موضوع فرعی نیست. جنگی که هزینهاش برای مدت نامعلوم بر دوش آمریکا بماند و پشتوانه سیاسی لازم را از دست بدهد، حتی اگر در میدان نبرد موفق باشد، میتواند در نهایت به فرسایش قدرت آمریکا منجر شود.به همین دلیل، برداشت شیک از راه خروج، عقبنشینی بیقیدوشرط یا پذیرفتن شکست نیست. مسئله این است که آمریکا باید دستاوردهای نظامی خود را به یک نتیجه سیاسی قابل دوام تبدیل کند؛ نتیجهای که تهدید مورد نظر واشنگتن را محدود کند، اما آمریکا را هم در یک جنگ بیپایان گرفتار نکند. شیک رسیدن به یک پیروزی کامل و تعیینکننده آمریکا در ایران را بعید میداند، اما میان «پیروزی کامل» و «شکست فاجعهبار» فاصلهای وجود دارد و هنوز میتوان از افتادن در سمت دوم جلوگیری کرد. شرطش این است که ترامپ منطق جنگ را از نو تنظیم کند: هدفی که بتوان آن را تعریف کرد، نیرویی که بتوان ضرورتش را توضیح داد و پایانی که بتوان آن را تصور کرد. در نهایت، مسئلهای که شیک پیش روی کاخ سفید میگذارد بسیار سادهتر و در عین حال دشوارتر از بحث درباره قدرت نظامی آمریکا است: اگر واشنگتن نمیداند بعد از جنگ دقیقاً چه وضعیتی را میخواهد، صرف توانایی ادامه دادن جنگ لزوماً به معنای توانایی پیروز شدن در آن نیست.@sahandiranmehr

