✔️اودیسه: از تروای هومر تا ترومای نولان✍🏻سهند ایرانمهر«اودیسه»ی جدید نولان، در نگاه نخست، همان روای…
انتشار: 2026/07/25 20:53 UTCدریافت: 2026/08/06 09:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 09:57 UTC
✔️اودیسه: از تروای هومر تا ترومای نولان✍🏻سهند ایرانمهر«اودیسه»ی جدید نولان، در نگاه نخست، همان روایت کهن هومر است؛ اما او اسطورهای باستانی را وام گرفته تا تصویرگر روزگار خویش باشد. میرچا الیاده میگفت: اسطورهها موجوداتی زندهاند که هر نسل، اضطرابها، ارزشها و پرسشهای تلخ خویش را در آئینهی آنها بازمیآفریند. اودیسهی نولان نیز اگرچه نام اسطوره را بر دوش میکشد، اما داستان انسان امروز است؛ انسانی رهاشده در میانهی جنگ، بحران هویت، غربت، حافظه و ترومایی که خانه را از او گرفته است. از همین روست که هلن در این روایت، چهرهای متفاوت دارد و در میان یاران یونانی اودیسئوس، آدمهایی از تبارها، فرهنگها و هویتهای گوناگون به چشم میخورند.هنگام نگارش کتاب «از رسن تا رستن» (خوانش هرمنوتیکی هفتپیکر که اکنون زیر چاپ است)، ناگزیر اودیسه را با دقتی دوباره خواندم. از اینرو، تماشای این فیلم برایم نه یک سرگرمی، که یک ضرورت بود. نخستین نکته جالب فیلم برای من، مهر تأکیدی بود که نولان بر اندیشهی الیاده و رولان بارت میزد، او «تروا» را برای قهرمانش نه فتحی بزرگ و افتخارآمیز -آنگونه که هومر میدید - بلکه زخمی عمیق و ترومایی درمانناپذیر مییافت. نولان غبار قرون را از تن اسطوره میزداید و آن را در برابر انسان غمگین امروز مینشاند؛ انسانی که دیگر از هیولاها نمیترسد، بلکه از پوچی، بیوطنی و از دست رفتن معنای خویش در هراس است.شاید ژرفترین گسست نولان از هومر همین باشد که در حماسهی هومر، اودیسئوس قهرمانی است که عزم بازگشت به خانه دارد؛ اما در قاب دوربین نولان، با مردی روبهروییم که دیگر اطمینان ندارد خانهای که ترک کرده، هنوز بر جای مانده باشد. جنگ، تنها میان تروا و ایتاکا( موطن قهرمان داستان)فاصله نینداخته، بلکه گسستی عمیق میان گذشته و حال انسان، و میان او و حقیقت خویش پدید آورده است. این همان اندوه سرآمدهای است که جوامع پس از جنگ، انقلاب یا بحرانهای متمادی، در سکوت خود تجربه میکنند.آنچه برای هومر «روایت بازگشت» بود، برای نولان به «حقیقت تغییر» بدل میشود. فیلم با طنینی اندوهناک میگوید: هیچکس واقعا از جنگ بازنمیگردد؛ هرکس از آن معرکه بیرون میآید - چه پیروز و چه شکستخورده- پارهای از روح خود را جا گذاشته و باری از دردهای سنگین به دوش میکشد. نولان این اندوه را در یکی از تکاندهندهترین صحنهها، در گفتوگوی اودیسئوس با «آگاممنون» در جهان مردگان، برملا میکند. آگاممنون تلخکامانه یادآوری میکند: «من به خانه رسیدم، اما خانه پایان جنگ نبود؛ همانجا که قرار بود پناهگاهم باشد، به قتلگاهم بدل شد.» این کلام، تنها سرنوشت یک تن نیست؛ جوهرهی نگاه نولان به سایهی سنگین جنگ است. جنگ هرگز پس از پایانش، از روان انسان رخت برنمیبندد؛ بازگشت واقعی تنها زمانی رخ میدهد که انسان بتواند با پیکر تراشیدهشده و زخمیاش از دل جنگ، کنار بیاید.نگاه فیلم به زمانهی ما نیز درخور تامل بود. ما نیز در جامعهای نفس میکشیم که نگاهش به گذشته گره خورده و چشمانش از آینده بیمناک است. نسلی از قهرمانیها و فداکاریها یاد میکند و نسلی دیگر، از تاوانها و رنجهای بهجامانده میپرسد. یکی افتخار را فریاد میزند و دیگری درد را نجوا میکند. یکی از وطن میگوید و دیگری غمگینانه میپرسد وطن کجاست؟ و شگفتا که «اودیسه» دقیقاً در مرکز این گفتوگوی دردناک ایستاده است.«تلماخوس»، پسر اودیسئوس، در این فیلم تصویر نسلی است که دیگر نمیخواهد بسنده به روایات پدران باشد. او بر خلاف داستان کهن، بیش از آنکه در پی بازیافتن پدر باشد، در جستوجوی پاسخهای خویش است. او از پدر شرح حماسهآفرینی نمیطلبد؛ میخواهد بداند چرا تروا به تروما بدل شد؟ او شبیه نسلی است که خود در آتش جنگ نسوخته، اما بار خاکستر آن را بر دوش میکشد. او در پی قصههای قهرمانی نیست؛ میخواهد بداند این همه رنج، این همه خون و این همه فتح و شکست، قرار بود کدام فردا را بسازد؟ پرسشی تلخ که تمام ملل رنجدیده از بحران، روزی در برابرش سکوت خواهند کرد.هنر دیگر نولان، کشاندن دشمن از برون به درون است. در ظاهر، این پوزئیدون (خدای دریاها) است که طوفان بر میانگیزد، اما اگر فیلم را در ذهن مرور کنیم، درمییابیم که هیچ فاجعهای جدا از تصمیمهای خود اودیسئوس نیست. غرور او در برابر سیکلوپ-آنگاه که نامش را با فریاد بر زبان آورد- سرنوشت تیره اش را رقم زد. از آن پس، پوزئیدون تنها خدای خشمگین دریا نیست؛ بلکه صورت مجسم پیامدهایی است که انسان میپنداشت میتواند از آنها بگریزد. نولان میخواهد بگوید آنچه ما - چه به عنوان یک فرد و چه یک ملت - تقدیر، شوربختی یا توطئه مینامیم، غالبا بازتاب همان انتخابهای گذشتهی ماست که هنوز دست از سر زندگیمان برنداشتهاند.ادامه در متن بعدی👇🏼

