رسانه فرانسوی LQC – Le Quotidien Connecté اعلام کرده است که ویدئویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده…
انتشار: 2026/07/25 00:26 UTC
رسانه فرانسوی LQC – Le Quotidien Connecté اعلام کرده است که ویدئویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که ادعا میشود صحنهای از وقوع یک حادثه برای دونالد ترامپ هنگام خروج از کاخ سفید را نشان میدهد. این رسانه تأکید کرده که اصالت ویدئو، زمان و مکان ثبت آن و جزئیات حادثه همچنان در دست بررسی است و اگرچه ارزیابیهای فنی اولیه نشانهای آشکار از تولید آن با هوش مصنوعی نشان نداده، هنوز هیچ نتیجه قطعی حاصل نشده است. LQC همچنین اعلام کرده برای دریافت توضیحات رسمی با دفتر مطبوعاتی کاخ سفید تماس گرفته و تا زمان تکمیل راستیآزمایی، نمیتوان این ادعا را تأیید کرد.@sahandiranmehr
پستهای تلگرام — سهند ایرانمهر
حضور در این مراسم رونمایی کتاب برای همه علاقهمندان آزاد و برای من که توفیق دیدارتان نصیبم میشود، مغتنم است.@sahandiranmehr
✔️آیا آمریکا واقعاً ممکن است علیه ایران از سلاح هستهای استفاده کند؟✍🏼سهند ایرانمهرمارجری تیلور گرین، نماینده سابق کنگره آمریکا ادعا کرده است که مقامهای آمریکایی در جلسات راهبردی خود گزینه استفاده از سلاح هستهای علیه ایران را بررسی میکنند، البته میان اینکه یک گزینه در اتاقهای تصمیمگیری بررسی شود و اینکه ترامپ تصمیم گرفته باشد آن را اجرا کند، فاصله زیادی وجود دارد با این همه کارنامه دولت ترامپ نشان میدهد حتی سناریوهای افراطی نیز ممکن است روی میز قرار بگیرند. پرسشی که اکنون مطرح میشود این است که آیا میتوان چنان انسدادی را در راهبرد ترامپ متصور شد که چنین امکانی را فراهم کند؟ اگر آمریکا در این مقطع چنین تصمیمی بگیرد به این معناست که خط قرمزی که از سال ۱۹۴۵ تاکنون به عنوان «تابوی هستهای» معروف شده بود، مشمول اما و اگر شده است. البته که صرف بررسی موضوع به معنای تحقق حتمی آن نیست اما به فرض دور تحقق آن جهان شاهد بازگشت ایده استفاده از بمب اتم در محاسبات کشورهای دارنده این سلاح از کره شمالی تا روسیه، هند، پاکستان و متحدان اروپایی امریکا خواهد بود. روی دیگر این سکه این است که جنگی که به ادعای ممانعت از هستهای شدن ایران به راه افتاده است به آغازی دوباره برای استفاده از آن در گستره وسیعیتری از جهان خواهد انجامید. پیام چنین اقدامی بسیار صریح است: « نداشتن سلاح هستهای به منزله نابودی است».اگرچه دونالد ترامپ را نمیتوان فقط با چارچوب دکترینهای کلاسیک تحلیل کرد و هیچ سناریویی را نمیتوان به راحتی و قطعی غیرممکن دانست اما مواضع علنی او نشان میدهد که ترجیح میدهد فشار نظامی و اقتصادی را به اهرمی برای دستیابی به توافقی از موضع قدرت تبدیل کند، اگر واشنگتن همچنان از تحریم، فشار اقتصادی، محدودکردن صادرات نفت و کنترل مسیرهای دریایی برای افزایش فشار بر تهران استفاده میکند، میتوان فهمید که هنوز به دنبال ساختن اهرم برای معامله است بنابراین آنچه در صحنه دیده میشود بیشتر با راهبرد «فشار برای اعمال شرایط دلخواه منجر به توافق» منطبق است تا آمادگی برای جنگ هستهای ضمن اینکه ایران هنوز وارد آن مرحله تهدید وجودی که مقدمه واکنش اتمی است، نشده است اما اگر واقعاً بحث استفاده از سلاح هستهای در جلسات راهبردی مطرح شده باشد هرچند فاصله تا آن زیاد باشد، معلوم میشود که دامنه گزینههایی که برای بدترین سناریوها بررسی میشوند، گستردهتر شده است.@sahandiranmehr
✔️آتلانتیک: راهبرد جدید ترامپ: راهبردِ هیچکاری نکردنگزارش تحلیلینشریه آتلانتیک گزارش داده است که کاخ سفید در هفتههای اخیر راهبرد تازهای در قبال ایران در پیش گرفته که بر تشدید فشار اقتصادی و تحریمها، بهجای اتکای همزمان به دیپلماسی و اقدام نظامی، متمرکز است؛ با این حال، موفقیت این رویکرد به توانایی دونالد ترامپ برای مهار واکنشهای آنی و حفظ یک خطمشی باثبات بستگی دارد. بر اساس این گزارش، دو مقام ارشد دولت آمریکا گفتهاند که دستیاران ترامپ در جلسات کاخ سفید و دستکم در یک تماس تلفنی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، تأثیر تحریمهای موجود بر اقتصاد ایران را به رئیسجمهور یادآوری کردهاند و استدلال کردهاند که تشدید تحریمها و اعمال محدودیتهای جدید میتواند رهبران تهران را به تسلیم وادار کند. به نوشته آتلانتیک، هدف این راهبرد «صبر و انتظار» است؛ به این امید که افزایش فشار اقتصادی از طریق تشدید تحریمهای مالی و محاصره دریایی بنادر ایران، سرانجام تهران را به مشارکت جدی در مذاکرات درباره بازگشایی تنگه و پایان جنگ وادار کند. این نشریه در عین حال هشدار داده است که چنین رویکردی مستلزم صبر و انضباط سیاسی ترامپ است؛ زیرا یک واکنش ناگهانی یا حتی یک پست خشمگینانه در شبکه اجتماعی میتواند به تشدید تنش و خروج کل راهبرد از مسیر مورد نظر منجر شود. آتلانتیک همچنین تأکید کرده است که حتی در صورت موفقیت این سیاست، اجرای آن با ریسکهای قابل توجهی همراه خواهد بود.@sahandiranmehr
اینجا کانال یوتیوب سهند ایرانمهر است؛ جایی برای مکث، فکر کردن و دوباره نگاه کردن به چیزهایی که هر روز از کنارشان میگذریم.در این کانال درباره ادبیات، تاریخ، جامعه، سیاست و فرهنگ حرف میزنیم؛ اما با یک تفاوت که گذشته را فقط برای گذشته نمیخوانیم. گاهی برای فهمیدن یک مسئله امروز، باید سراغ متنی رفت که چند قرن پیش نوشته شده است؛ از سعدی، حافظ، بیهقی و فردوسی تا نویسندگان و متفکران جهان معاصر.تلاش این کانال، پیدا کردن پیوند میان متنهای کلاسیک و مسائل امروز است؛ میان ادبیات و زندگی اجتماعی، تاریخ و سیاست، تجربه انسان گذشته و پرسشهای انسان امروز.اینجا قرار نیست همیشه جوابهای آماده بگیریم. قرار است بعضی چیزها را دوباره ببینیم، درباره باورهای قطعیمان تردید کنیم و سؤالهای دقیقتری بپرسیم.اگر به ادبیات، تاریخ، جامعه و ایدههایی که پشت خبرها و اتفاقات روز پنهاناند علاقه دارید، خوش آمدید.دیدن نخستین ویدیوی کانال:youtu.be/iV4-tv8I1_c%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8… کانال یوتیوب سهند ایرانمهر است؛ جایی برای مکث، فکر کردن و دوباره نگاه کردن به چیزهایی که هر روز از کنارشان میگذریم.در این کانال درباره ادبیات، تاریخ، جامعه، سیاست و فرهنگ حرف میزنیم؛ اما با یک تفاوت که گذشته را فقط برای گذشته نمیخوانیم. گاهی برای فهمیدن یک مسئله امروز، باید سراغ متنی رفت که چند قرن پیش نوشته شده است؛ از سعدی، حافظ، بیهقی و فردوسی تا نویسندگان و متفکران جهان معاصر.تلاش این کانال، پیدا کردن پیوند میان متنهای کلاسیک و مسائل امروز است؛ میان ادبیات و زندگی اجتماعی، تاریخ و سیاست، تجربه انسان گذشته و پرسشهای انسان امروز.اینجا قرار نیست همیشه جوابهای آماده بگیریم. قرار است بعضی چیزها را دوباره ببینیم، درباره باورهای قطعیمان تردید کنیم و سؤالهای دقیقتری بپرسیم.اگر به ادبیات، تاریخ، جامعه و ایدههایی که پشت خبرها و اتفاقات روز پنهاناند علاقه دارید، خوش آمدید.دیدن نخستین ویدیوی کانال:youtu.be/iV4-tv8I1_c
✔️ورخوفنسکیهای زمانه ما✍🏻سهند ایرانمهربعضیها «قهرمان لحظههای تبآلود»اند؛ یکباره سروکلهشان پیدا میشود، شهرت پیدا میکنند، بر سرزبانها میافتند، ستاره مجالس شور و شراب و شورش میشوند، برق دندانهای تیز و خرناس رعبآورشان انگیزه ویرانی میشود، دمای جامعه را بالا میبرند، پیچیدگی واقعیت را به «ما و آنها» تقلیل میدهند، خشم را فضیلت جا میزنند و دیگران را به کاری هل میدهند که هزینهاش را خودشان نمیدهند. درست مثل پیتر ورخوفنسکی رمان «شیاطین» داستایفسکی؛ کسی که کارش فقط تند حرف زدن نیست، بلکه التهابسازی و رادیکالکردن دیگران است. بعد هم وقتی خرمن سوخت، خودش از صحنه کنار میرود؛ انگار نه انگار که دستی در آتش داشته است، خطوط خشم چهرهشان را محو میکنند، صدایشان را آرام میکنند و از گوشه صحنه راه خروجی را که برای این روز نشان کرده بودند، میگیرند و البته که قبلش سخنان قصار و گلایهآمیزی برای حسنختام معصومانهشان بر زبان میآورند. اینها علت نیستند، معلول فضایی هستند که پیشتر آماده شده است؛ فضایی که در آن خشم، از استدلال جلو زده، هیجان جای تحلیل را گرفته و جامعه چنان تشنه یک قهرمان فوری است که هرکس بلندتر فریاد بزند، شجاعتر به نظر میرسد. ورخوفنسکیها از خلا نمیرویند؛ محصول لحظهای هستند که عقل جمعی خسته است، ترس و خشم به هم آمیختهاند و آدمها بیش از آنکه دنبال پاسخ باشند، دنبال کسی میگردند که خشمشان را به جای خودشان فریاد بزند.ما فقط گرفتار چهرههای تبدار موسمی نیستیم با چرخهای روبهرو هستیم که جامعه در آن، آدمهایی را بالا میآورد که تب را بیشتر میکنند و بعد، وقتی تب به هذیان و هذیان به فاجعه بدل شد، همان جامعه دنبال کسی میگردد که تقصیر را گردن او بیندازد.شاید به همین دلیل است که ورخوفنسکیها معمولا ماندگار نیستند. آنها محصول بحراناند. با بالا آمدن موج، بالا میآیند و با فروکش کردنش، محو میشوند. اما آنچه میماند، خرمن سوختهای است که دیگر نمیتوان با چند جمله قصار و یک خداحافظی نجیبانه، مسئولیت آتشزدنش را از یاد برد.روزهای آینده از این ویدیوها بازهم خواهیم داشت.@sahandiranmehr

