✔️ جنگ و سایه عدد بر رنج آدمی✍🏻سهند ایرانمهردر روزهایی که صدای تهدیدهای نظامی میان ایران و آمریکا…
انتشار: 2026/07/24 00:02 UTCدریافت: 2026/08/06 09:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 09:57 UTC
✔️ جنگ و سایه عدد بر رنج آدمی✍🏻سهند ایرانمهردر روزهایی که صدای تهدیدهای نظامی میان ایران و آمریکا دوباره در فضای منطقه پیچیده است و سخن از زدن «زیرساختها» و فلج کردن توان حیاتی یک کشور به میان میآید، تکرار این پرسش قدیمی در هیاهوی جنگ ضروری مینمایاند که از کجا به بعد، سیاست و جنگ تنها هدفش مجازات جمعی یک ملت است؟جنگ همیشه پیش از آنکه با موشک و بمب آغاز شود، زشتی و توحش خود را با براق کردن واژهها آغاز میکند فیالمثل به ویرانگری «هدف راهبردی» میگویند، شبیخون و شکستن هنجارها «عملیات بازدارنده» خوانده میشود و در گزارشهای رسمی، به خطوطی روی نقشه و اعدادی در جدولها فروکاسته میشود اما روی زمین، آن واژههای بیروح، چهره دارند؛ خانهای که سقفش بر سر خانوادهای فرو میریزد، بیمارستانی که چراغهایش خاموش میشود، کودکی که شب را با صدای انفجار به خاطر میسپارد و مردمی که ناگهان میفهمند جنگ، آن چیزی نیست که در سخنرانیها دربارهاش حرف میزنند.شاید به همین دلیل است که یک کارتون سیاسی از سال ۱۹۷۵، هنوز بعد از نزدیک به نیم قرن، چنین تازه و تکاندهنده به نظر میرسد. این اثر ران کاب که در واپسین روزهای جنگ ویتنام خلق شد، تصویری ساده دارد، در این کارتون دو انسان معمولی و عادی کنار جادهای ایستادهاند و پشت سرشان زمین، از انفجارهایی مهیب آبلهرو ست. دهانههای عظیم روی خاک، شکل سایه هواپیماهای جنگی را به خود گرفتهاند؛ پرندههای آهنینی که از آسمان گذشتهاند، اما سایهشان را برای سالها بر زندگی آدمها باقی گذاشتهاند.در این تصویر، جملهای به شکل طنز گروتسک نوشته شده است «آنها دوباره با اقتصادشان مشکل دارند» گویی هر بار با بمباران کشوری دیگر، کسی با بیاعتنایی میگوید: «خب، باز هم اقتصادشان را به هم ریختیم.» همین بیتفاوتی، هسته انتقادی کارتون را شکل میدهد، جملهای که شاید در زبان سیاستمداران شبیه یک محاسبه نظامی به نظر برسد، اما در نگاه انسانی، مُوجّه کردن جنایت است و این سوال را مطرح میکند که چگونه میتوان رنج یک جامعه را به یک عدد، یک یا چند انفجار مهیب در زیرساختهای حیاتی، پیروزی تاکتیکی یا یک دستاورد سیاسی تبدیل کرد؟به دیگر سخن بحث بر سر این نیست که رویاروییهای سخت در سیاست جهانی وجود ندارد، آری! جهان واقعی، جهان لحظات و انتخابهای آسان نیست. اما خطرناکترین لحظهها در حیات اجتماعی- سیاسی آدمی، زمانی فرا میرسد که انسانها از قاب تصمیمگیری حذف میشوند؛ وقتی شهروندان یک سرزمین به عنوان انسان دیده نمیشوند، بلکه به عنوان «هزینه» در محاسبات قدرت ظاهر میشوند.زیرساخت، فقط مجموعهای از بتن، آهن و سیم نیست. پشت هر نیروگاه، بیمارستان، جاده یا شبکه ارتباطی، ریسمان ناپیدای زندگی میلیونها انسان کشیده شده است. وقتی این ریسمانها پاره میشوند، جنگ از میدان نبرد عبور میکند و به سفره مردم، کلاس درس کودکان و اتاق بیماران وارد میشود. ویرانی، برخلاف آنچه در گزارشهای نظامی گفته میشود، هرگز محدود به ساختمانهایی نیست که فرو میریزند؛ گاهی چیزهای نامرئیتر را نیز نابود میکند.قدرت این کارتون ران کاب در همین نکته است او علیه یک کشور یا یک ارتش خاص سخن نمیگوید؛ او علیه لحظهای سخن میگوید که زبان قدرت، چروک زشت و دژم چهره خشونت را بوتاکس میکند. لحظهای که پشت واژههای رسمی، انسان گم میشود و جای او را نمودارها، اهداف و آمارها میگیرند.امروز، در میانه جنگ بیش از همیشه نیاز است که رنج انسانها دیده شود، هیچ ملتی نباید قربانی مجازات جمعی شود به ویژه آنکه هیچگاه این مجازاتهای جمعی مسئلههای عمیق سیاسی و تاریخی را حل نکرده است.@sahandiranmehr

