🟣حیف شد کرواتم را باز کردندروزی درکلاس استاد دکتر بنی احمد دانشجوئی پرسید استاد شما چرا همیشه کراوا…
انتشار: 2026/08/21 03:02 UTCدریافت: 2026/08/21 03:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 03:50 UTC
🟣حیف شد کرواتم را باز کردندروزی درکلاس استاد دکتر بنی احمد دانشجوئی پرسید استاد شما چرا همیشه کراوات می زنید؟استاد گفت از روزیکه در فرانسه دانشگاه رفتم. آنروزها در ایران به کراوات می گفتند افسار اما می دانید کراوات چه تغیری در زندگی من داد؟کسی که کراوات میزند باید یقه پیراهنش تمیز باشد پس باید پیراهن او تمیز باشد.کسی که کراوات می زند و پیراهنش تمیز است باید کت و شلوارش تمیز باشد.کسی که کراوات می زند پیراهن، کت و شلوارش تمیز است باید کفش او واکس زده باشد.کسی که کراوات می زند و لباس تمیز می پوشد و کفش او واکس زده است در خیابان درست راه می رود زیرا اگر لباس او کثیف باشد کراوات به گردن او گریه می کند ...چقدر سخت بود اما از فردا همه در دانشگاه کراوات زدیم راست گفت، درست راه می رفتیم به یکدیگر احترام می گذاشتیم با کسی که کراوات نمی زد دخترها نگاهش هم نمی کردند در ناهار خوری تنها می نشست.کم کم همه کراوات زدند عکس کارت دانشجوئی ما دیگر با کراوات بود.من یاد ندارم بدون کراوات جائی رفته باشم در اداره در مهمانی در سخنرانی و کم کم در زندگی تا اینکه انقلاب شد. در دانشگاه کراواتی ها را اخراج کردند در ادارات کراواتی ها را راه ندادند در خیابان کراواتی ها را می گرفتند.کم کم ترسیدم کراوات بزنم اول کت و شلوارم عوض شد بعد بدون اتو شد بعد پیراهنم کثیف شد بعد کم کم من ماندم با یک عرق گیر و یک زیر پیراهنی با یک جفت دمپائی پلاستیکی با یک عدد پیرژاما و یا یک شلوار کردی.دیگر از وسط خیابان رد می شوم فحشم می دهند مهم نیست من هم فحش می دهم.کنار خیابان دل و جیگر و یا سیراب شیردون می خورم آشغال توی خیابان می ریزم نه دیگر کسی به من سلام می کند نه من به کسی احترام می گذارم اتوبوس بی نوبت سوار می شوم نان را بی نوبت از نانوائی می گیرم چقدر تازگی ها حرف زشت می زنم.براستی خودم هم نمی دانم اونهمه احترام و ادب بخاطر کراوات من بود یا در جامعه ای زندگی می کردم که همه یاد گرفته بودیم برای پیشرفت در هر جامعه ای ابتدا باید کروات زد ...📌حیف شد کراواتم را باز کردند.
