🔸روایتی از میرزا عباس خویی در غیابِ علامه زریابمحمدعلی موحد-تاریخنگار، حقوقدان، مولویپژوه و شمسشناس نامدار🔹سخن گفتن از عباس زریاب خویی، سهل و ممتنع است. سهل است از آن رو که هر گوشهای از پهنه دانش و فرهنگ ایران را که بنگریم، نشانی از ذکاوت و موشکافی او مییابیم؛ و ممتنع است زیرا دریای ذوق و فضل او را از هر سو که وارد شویم، بیدرنگ با اعماق سهمگین و ژرفای حیرتانگیزی روبهرو میشویم که قدم زدن در آن، جسارتی عالمانه میطلبد. 🔹اما فراتر از آن «علامه زریاب» که مقالاتش اعتباربخش دایرةالمعارفهاست و تحقیقاتش در زمینه فلسفه و تاریخ، مرجع همگان، من میخواهم از «میرزا عباس خویی» سخن بگویم؛ از دوست نازنینی که از سال ۱۳۲۱، آن زمان که جوانی جویای نام بود و همراه با باقر حکمت در تبریز به سراغ من آمد، تا واپسین روزهای حیاتش، پیوندی ناگسستنی با جان و دل من داشت.🔹در این جستار، هدف من کالبدشکافی مقالات علمی او نیست؛ بلکه میخواهم تصویری زنده و گویا از انسانی ارائه دهم که نبوغ و مهربانیاش پهلو به پهلو میزد. برای رسیدن به این مقصود، بهترین راه، نگریستن در آینه نامههای اوست.🔹 نامههایی که زریاب را نه در ردای استادی، بلکه در کسوت طلبیِ مشتاق، دوستی وفادار و ایرانیِ غربتکشیدهای نشان میدهد که هویت و غیرت ملیاش در تمامی سطور آن موج میزند.irna.ir/xjXYjq@IRNA_1313
دل ها که آرزوی امام رضا کنندگویا زیارت علی مرتضی کننددر سینه می تپد دل شیدای شیعیانهر دم که آرزوی امام رضا کننددر حسرت طواف تو ای آشیان قدسمرغان پر شکسته چه پرها که وا کننداستاد شهریار@safinehyetabriz
در سالروز رحلت غمبار نبی مکرم اسلام؛ حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله وسلم، یادی می کنیم از ادیب والامقام مرحوم آقای دکتر احمد مهدوی دامغانی رحمه الله علیه. اوایل دهه نود که مشغول تدوین ارجنامه آقای دکتر محمدعلی موحد بودم، تماس تلفنی با جناب استاد مهدوی…بعد التحریراین یادداشت را که درباره مقاله مرحوم استاد مهدوی دامغانی نوشتم یادم رفت بنویسم که مقاله مرحوم مهدوی دامغانی، به توسط استاد ارجمند ما، آقای دکتر محمود امیدسالار به دست اینجانب رسید. همین جا فرصت را مغتنم می شمارم و بعد از حدود سیزده سال، از لطف استاد امیدسالار تشکر می کنم. هر کجا هست خدایا به سلامت دارش...طاهری خسروشاهی، تبریز
نامه استاد فقید مرحوم دکتر احمد مهدوی دامغانی رضوان الله تعالی علیه به سردبیر مجله سفینه تبریزهو الله دوست گرامی جناب طاهری خسروشاهی دامت عزته و عمره سلام ای تبریزی نازنین و ای همشهری عزیز مشهدی که به استناد فرموده حضرت مولانا قدس الله روحه: گفت معشوقی به عاشق کی فتیتو به غربت دیده ای بس شهرها پس کدامین شهر از آنها خوشتر است گفت آن شهری که در وی دلبر استشما را همشهری خویش می شمارم که علاوه بر افتخار تبریزی بودن و منتسب به آن شهر دلاور مهرگستر دانش پرور؛ به افتخار انتساب به آستان مقدس امام ثامن ضامن سلام الله علیه که «وَ مَنْ صَارَتْ بِهِ أَرْضُ خُرَاسَانَ خُرَاسَانَ» ممتازید. انشاالله سلامت و سعادتتان مستدام باد.از پیامی که صفا و محبت از آن متجلی بود و برای من بنده توسط همسر مهربانم ارسال فرموده بودید، کمال سپاسگزاری را دارم. خدا حفظتان فرماید. سلام مرا به همسر خراسانی محترمتان برسانید.ای جوان عزیز نمی دانید من بنده وقتی نام تبریز را می شنوم یا میخوانم، چه صورتهای شریف نجیب و چه نامها و قیافه های جلیل نبیل در نظرم مجسم می شود. چونان حاج اسماعیل آقا امیرخیزی، ابوالحسن صادقی نژاد، حاج محمدآقا نخجوانی، آقا میرزا جعفر آ سلطان القرایی، ابوالفتحی، زاخری، علامه والامقام طباطبایی، آقا سیدحسن طباطبایی، علی اصغر مدرس و همدوره نازنینم دکتر مرتضوی و بدیهی است پیش از همه و بیش از همه، حضرت استاد اجل اکرم، آیت الله آقای آقا میرزا محمدعلی مدرس خیابانی رض که خدای همه شان را غریق رحمت خود فرماید که: نظیر خویش بنگذاشتند و بگذشتند. الحمدلله که جوانان فاضل و وطن خواه و ادب دوستی چون جنابعالی در همان صراط مستقیم هستید و انشاالله پای جای پای آنان خواهید گذارد که به فرموده مولای ما حضرت امام علی بن الحسین السجاد صلوات الله علیهما در موردی مشابه:«...ان تکونوا صغار قوم فیوشک ان تکونوا کبار قوم آخرین» سلام الله علیه. به خدا میسپارمتان و التماس دعا دارم و امیدوارم به زودی جشن نامه حضرت استاد دکتر موحد را زیارت کنم. احمد مهدوی دامغانی۱۳۹۲/۱/۲۵@safinehyetabriz