تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-14 12:17 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
Eitaa.com/saemkashani
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 66 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
💠💠💠💠💠💠💠💠جمکران چشم اویار، مثلِ بایِ بسم الله می آید ز راهجمعه عشق است و آن دلخواه می آید ز راهمی تراود از سبوی کهکشان، گلخندِ مهرمهربانم از مسیرِ ماه می آید ز راه ماه می چیند دلم از کوچه باغِ انتظارماهِ سبز آیینِ من، ناگاه می آید ز راه دیدم از شطرنجِ چشمانِ بهار آوازه اشای پیاده باوران، آن شاه می آید ز راه مثنوی ها از نگاهش نم نمِ باران سرودتا شود این قصّه ها کوتاه، می آید ز راه معتکف در جمکرانِ چشمِ او هر صائم استروزه دارانِ سخن را ، ماه می آید ز راه #صائم_کاشانی#بروجرد_بهمن1387#کنگره_سراسری_سیمرع_انقلاب#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ💠💠💠💠💠💠💠💠
*چند رباعی به پیشگاه والای سلطان سریر ارتضاحضرت امام رضا علیه آلاف تحیه و الثنا*"همسایه دیوار به دیوار"تنها به جهان، دلم خریدارِ شماستیارِ دلِ من تویی، دلم یارِ شماستخوشبخت کسی که هست در توس مقیم همسایه ی دیوار به دیوارِ شماستصائم کاشانی......................................................."غریب"بر زائرِ خسته جان، طبیبی آقابر عاشقِ آشنا، حبیبی آقابا آن که زحد فزون تو را باشد یاردانم که هنوز هم غریبی آقاصائم کاشانی...................................................."جرعه مشتاقی"دل هست و هزار جرعه ی مشتاقیمیخانه ی عشق و یارِ هشتم، ساقیاینجاست که دل همیشه گیرد آراماینجاست که جان همیشه باشد باقی#صائم_کاشانی https://eitaa.com/saemkashani
به پیشگاه والای هشتمین خورشید آسمان مهربانی" جانم جوانی می کند "شعرِ زیبای شرف، فصلی ز دیوانِ شماوین غزالانِ غزل، ای جان غزلخوانِ شمادل، کبوتر وار، سوی آسمانت پَر کشیدتا شود آیینه دارِ بام و ایوانِ شماگوشِ دل بسپرده ام، یک عمر بر آوای عشقتا مگر سازی زنم، با سوزِ الحانِ شمابا فروغِ مهرتان، کاشانه ام روشن که هستشهرِ کاشانِ من ای جان، شهرِ کاشانِ شمابسته ام با بی قراری ها اگر عمری قرارزلفِ ذوقم بوده از اوّل پریشانِ شماداغدشتِ شوقِ من، مجنونِ لیلای تو شدآهوی ذوقم، شتابان است و حیرانِ شماقامتِ نُه آسمان خَم در خُمستانت،که هستآسمان، پیمانه نوشِ بزمِ پیمانِ شمابی کلامت شعرِ ِهستی هیچ گه موزون نبوداین تفأل را زدم روزی به دیوانِ شماسیبِ عشقت را بنازم، قوّتِ جان است و دلجان و دل افتاده در چاهِ زنخدانِ شماچون تویی جانانه ام، جانم جوانی می کندای بهشت ِآرزو، جانِ من و جانِ شمابر ستیغِ آسمان، سر سایم از فرخندگیدر سنابادِ سخن، هستم ثنا خوانِ شماسایه ی خود را زمن، ای گلبنِ هستی مگیرمن همان خارم که روییدم به بستانِ شمامَکرُمت شرمنده ی اکرام بی پایان تانمعرفت آیینه نوش ِجامِ عرفانِ شمادر بهارِ شعرِ من، هر گز نمی روید خزانبر سرِ گل ها تراود اشکِ بارانِ شمااین محبّت را پذیرا باش از شاگردِ خویشصائمِ کاشانم و طفل ِ دبستانِ شمامن نه اقبالم ولی از دولتِ اقبالتان" چون چراغِ لاله سوزم در خیابانِ شما"مثلِ حافظ از فراقت آمده جانم به لب" باز گردد یا بر آید، چیست فرمان شما؟"گرچه شد کاشانه ام کاشان ولی دل می زندبوسه ها از دور بر خاکِ خراسان شما#صائم_کاشانینقل از کتاب " دل هست اینجا کبوتر" کتاب منتخب سال 1390سروده های رضوی صائم کاشانیhttps://eitaa.com/saemkashani
"انگور های باغ غزل"حالا که برده چشمِ تو از دل قرار رامشکن به رسمِ عاطفه، قول و قرار راچشمانِ هر غزالِ غزل، آفریده استدر سایه سارِ امنِ حرم، شاهکار راوقتی بر آستانِ تو سر آورم فرودبر تن کنم به جای زمستان بهار راآهو نگاهِ من! ز نگاهت فروغ بخشچشمانِ خیس و منتظرِ روزگار راخورشیدِخاکِ پاکِ خراسان!نظاره کنجاری ز چشمِ زائرِ خود، آبشار راشمس الشموس هستی و چشمِ تو داده استدر دستِ ماه، آینه ی اعتبار راانگور های باغِ غزل، گریه می کنندشب های غربت و سحرِ انتظار راصائم شدم که شعر بگویم برای توقندِ غزل برم سفرِ قندهار راصائم کاشانیمرداد 1388 مشهد مقدسبرداشت از مجموعه "دل هست این جا کبوتر" اشعار رضوی صائم کاشانی و کتاب منتخب سال 1390
💠💠💠💠💠💠💠💠حُسنِ حَسَـــــــنحُسنِ حَسن است مایه شوکت و نازبرحُسنِ حَسن، مراست پیوسته نیازدرباورِدل، فروغِ مهرش، جاری ست مِهرِ حَسن اَست مُهر جانگاهِ نماز #صائم_کاشانیhttps://eitaa.com/saemkashani💠💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠💠به پیشگاه والای پیشوای صلح و شکیبایی 💠حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام💠آیینه توحیدآن که آیینـــــه توحیــــــــــد،ز وَجهِ حسن استدومین شمسِ درخشانِ ولایت حسن استسیـرت و صورتِ او هست چو نامش نیـــــکووصفِ این مهرِدل افروز،نه درحدّ من است؟نازم آن عُقـــــده گشایـــی که دلِ شیفتـــــگانبی گلِ روی دل آراش،چو بیت الحزن استمجتبــــــــی چشمه نورانـــی الطافِ خداستمهرِ این ماهِ تمام است،که پرتوفکن استتربتش غُربتِ عشـــــق است،به دامانِ بقیعدل از این ماتمِ جان سوز،سرای محن استصائما! حُسنِ حَســـن گلشـنِ ولای ولاستوصفِ این ماهِ فلک جاه،فزون از سخن است#صائم_کاشانی#دی1378https://eitaa.com/saemkashani💠💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠💠💠شعر آزاد: "کوچه سار کهکشان"دیشب کـه بارانِ چشمانــمدامانِ خدا را خیس می کردتـــــــو در کوچــــه سارِ کهکشانغزلوارهی مهتاب را مُرور می کردیمن اشک هایم را به قندیلِ آه می آویختم تو چشم هایت رابه مــــــــژگـان ماه#صـــــائــــم_کاشانیhttps://eitaa.com/joinchat/2314535277Cf073001908💠💠💠💠💠💠💠💠
"به پیشگاه والای هستی آفرین بی همتا"توصیف ِتو را، اگر چه گویند فزونسبحانک، سبحانک، عَمّا یَصَفونآنان که نبردند به اسرارِ تو پیَِفی سـَکْرِ تِهم بما لَدَیهم فَرِحُون#صائم_کاشانی ✳کانال اشعار صائم کاشانی👇🏻@saemkashani
" نوبهار عاشقی"گر چه مویم شد سپید اما جوانی می کنممست از جامِ شبابم، شادمانی می کنمپای تا سر نوبهارم، نوبهارِ عاشقیخویش را آسوده از رنجِ خزانی می کنمپرورم در بوستانِ عشق، گل های امیددر گلستانِ محبت، باغبانی می کنممی کنم پرواز ها بر شاخسارِ آرزوبلبلم، با دیدن گل، نغمه خوانی می کنمدوستانم دلربا و دلستان و دلنوازدر کنارِ دلنوازان، گل فشانی می کنمتاجرِ مهرم، که بُردم سود ها از کار خویشخوش به بازارِ ِوفا، بازارگانی می کنمصائم ِ عشقم، رُطب می چینم از لب های دوستروزه را افطار با آنی که دانی می کنمصائم کاشانی ✳
"خدا کند که بیایی"تو آفتابِ وفایی، خدا کند که بیایی فروغِ دیدهٔ مایی، خدا کند که بیایی زلالِ چشمهٔ نوری، صفای جامِ حضوری بهشتِ عاطفههایی، خدا کند که بیاییتو قلّه سارِ صفایی، تو چشمه سارِ وفایی طلوعِ سبزِ ولایی، خدا کند که بیایی.تو آفتابِ امیدی، تو ماهتابِ نویدیسفیرِ صبحِ صفایی، خدا کند که بیاییتو یوسفی که نداری به مُلكِ حُسن نظیری عزیزِ مصر وفایی، خدا کند که بیاییتو کوثری، تو بهشتی، تو کعبه ای، تو كِنشتی تو مروه ای، تو صفایی، خدا کند که بیاییتو مهرِ قائم و دائم، غزل سرای تو "صائم " خدا کند که بیایی، خدا کند که بیایی✍ صائم کاشانی
🥀🥀🥀🥀🥀🥀💠به ساحت والای حضرت💠 زینب سلام الله علیهاتصویر سازِ نینوا در نینوا بودبر دوشِ او اندوه نه،کوهِ بلا بودبازخم هاگاهی سخن می گفت وگاهیبر پیکرِ گل ها، صلابت را صلا بود شمشیرها او را به خوبی می شناسندبانوی باور، دخترِ خیبر گشا بودتاقرن ها پیغامِ او جاریست،جاریستاسطوره سازِ آیه《قالوا بلی》بوددر سرفرازی چون برادر،بی بدیل استاو یادگارِ شیر و خود شیرِ ولا بوداورا مخوان زن،مردِمیدان آفرین استبر مردهای روزگاران ، مقتدا بودتوفنده توفان بود صائم دُختِ غیرتوقتی سرِ خورشیدها بر نیزه ها بود#صائم_کاشانی#دی۱۳۶۵🥀🥀🥀🥀🥀🥀
گل های سپیده را، به سرخواهم زد از کوچه ی آفتاب ، سر خواهم زدهرچند "غروبِ عشقِ" من نزدیک است یک روز ، به خانه ی تو سر خواهم زد✍ #صائم_کاشانی
●🚩🚩به ساحت مقدّس حضرت🚩 ام کلثوم سلام الله علیهاردیف و قافیه ی شعرِدرد معلوم استکه عشق،درنفسِ سرخِ لاله،محکوم استفضای شهر،غم آلود و کوچه هابی تابغبارِغربت غم ها،غریب ومسموم استخزانِ عاطفه خونین و خاطری خستهاسیرِ پنجه ی تقدیر ، امّ کلثوم است کلام اوست به رگ های آسمان جاریومثل باب،شجاع است ومظلوم استوسرفرازترین زن چو زینبِ کبراستومثلِ مادرِپهلوشکسته،معصوم استبه داغدشتِ بلا ، کودکانِ غم دیدندگل همیشه بهار ازبهار محروم استزتیغ وخنجرِ شب باورانِ شوم آیینهنوزحنجرِمعصومِ عشق،مصدوم استبه وصفِ دخترِخورشیدوماه،صائم گفتردیف وقافیه ی شعرِ درد معلوم است#صائم_کاشانیلینک گروه یاران سخنhttps://eitaa.com/joinchat/2314535277Cf073001908
با حرمت عشق ،از حرم آمده استبانوی حرم چه محترم آمده استگلبوسه زند به نعش خورشید چو ماهسرو است ولی ز غصه خم آمده استصائم کاشانی
💠💠💠💠💠💠💠💠💠#حضرت_حسینبنعلی_علیه_السلام💠 دریای عطـــشدریای عطـش لبان پــُرگــوهــر توگلــــزخم هــزار خنجــر و حنجــر توهنگام غروب بود و می کرد طلوعاز مشـــــرق نیـــــزه آفتاب سر تو #صــائــم_کاشانیhttps://eitaa.com/joinchat/2314535277Cf073001908💠💠💠💠💠💠💠💠
حنجر عشقحنجر عشق چه گلگون گردیدروی دستان عطش ، خون رشادت جوشیدو به تن کودک شش ماهه ی نورجامه ی شوق و شهامت پوشیدتیر بیداد شد از پنجه ی تزویر، رهاگل در آغوش پدر شد پر پرخونش از شهر افق کرد عبورآسمان داد بر آن غنچه ی شش ماهه سلامغنچه بی تاب افتادناگه از دست سحرناک شفققامت آینه از قاب افتادگشت قنداقه ی گل، برکه ی خونو شد افسانه ی هستی افسونآن زمان قلب زمین شد لرزاننوگل باغ محبت خندان و به گلبوسه ی تیرو در آن زمزمه ی آتش و آبنغمه ی نای جهانسوز رباببرد از دلها هوشو همین نغمه ی نابمی رسد تا که جهان است به گوشحنجر عشق چه گلگون گردید#صائم_کاشانی
قاموسِ عطشبا فانوسِ لبانِ خشکِ توو با رمز و رازِ هستیدر هم آمیخت، تو از زلالِ زمزمِ دوستسیراب شدیوشمشیرها از جاری خونِ تو،تو روی تاریخ را سپید کردیو شببا سیاهی پیمان بست،هنگامی که خونِ شش ماهه اتآبیِ آسمان را گلگون کردگلواژه ی شرفمعنا شدکربلای توسرخِ سرخِ سرخ بودوسپاهیانِ شبسیاهی در سیاهی تلّ زینبیهجبلِ نور استوهر وجب خاکِ کربلاکوهِ طور،خونی که ازگلویت تراویدپیمانه هستی را لبریز کردو "چراغِ خانه آفتاب "شد... #صائم_کاشانی
⚘⚘⚘⚘⚘⚘پیاله ی صبحغبارِ راهِ تو،گل قطره های باران استبیا که بی تو بهارِ دلم ، زمستان استفروغِ برق نگاهت ، در آسمان امیدکویرِ تشنه ی جان را نویدِ باران استفرازِ قُلّه ی مهتاب ، ای ستاره بتابکه از فروغِ تو چشمِ سحر فروزان استشرابِ مهرِ تو می جوشد از"پیاله صبح"دلت چو خانه خورشید پرتو افشان استبه جشنواره چشمت ، ترانه ها خواندمدر این شراب سرا،دل همیشه مهمان استاگر گلابِ غزل ، هدیه آورد " صائم "عجب مدار،که این ارمغانِ کاشان است#صائم_کاشانی
قاموسِ عطشبا فانوسِ لبانِ خشکِ توو با رمز و رازِ هستیدر هم آمیخت، تو از زلالِ زمزمِ دوستسیراب شدیوشمشیرها از جاری خونِ تو،تو روی تاریخ را سپید کردیو شببا سیاهی پیمان بست،هنگامی که خونِ شش ماهه اتآبیِ آسمان را گلگون کردگلواژه ی شرفمعنا شدکربلای توسرخِ سرخِ سرخ بودوسپاهیانِ شبسیاهی در سیاهی تلّ زینبیهجبلِ نور استوهر وجب خاکِ کربلاکوهِ طور،خونی که ازگلویت تراویدپیمانه هستی را لبریز کردو "چراغِ خانه آفتاب "شد... #صائم_کاشانی
«شراب سخن»زندگی مثل یک سراب گذشتغم ندارم که از سر آب گذشتچه نویسم که این دو روزهی عمرگاه بیدار و گه به خواب گذشتبرلب بام مهربانی هاعمر ما مثل آفتاب گذشتاز همان کودکی خدا را شکرزندگانیْم با کتاب گذشتاز شراب سخن، چو بودم مستدل ز میخانه و شراب گذشتشعرهایم طراوت آیین استگرچه عمرم در التهاب گذشتدر دلم عشق بود و بی مهرانهرچه گفتند بی جواب گذشتزندگی زود اگر گذشت چه غمشکر صائم که بر صواب گذشت✍ #صائم_کاشانی@saemkashani
"منت از نامرد"شراب از ساغر حرمان چشیدنلبان آرزو از غم گزیدنندیدن خوان رنگارنگ ، هرگزبه حسرت نان خشکی را جویدنشبانگاهان به کنجی مویه کردنبه ناخن سینه ی ماتم دریدنمیان آستین سادگی هارتیل و مار و کژدم پروریدنو عمری در بیابان قناعتهزاران خار غم بر پا خلیدنتمام عمر، بودن در فلاکتو هرگز رنگ شادی را ندیدنهزاران بار صائم ، خوشتر از آنکه از نامردها، منت کشیدن#صائم_کاشانی سی ام اردیبهشت نود و سه
"آهنگ هستی"به نامِ نقش بندِ آشناییچراغ افروزِ بزمِِ دلرباییبه نامِ او، که سنبل آفریده ستبه مینای طرب، مُل آفریده ستبه نامِ خالقِ بالا بلندانغزالانِ غزل، گیسو کمندانبه نامِ نغمه سازِ چنگِ هستینوا آموز، برآهنگِ هستیبه نامِ او، که بر زلف بهارانبیاویزد زُلالِ آبشارانبه نامِ او، که با رقصِ سمن هاصفا بخشد، به دامانِ چمن هاز گِل آرد برون، گل های زیبادل انگیز و دل آویز و دل آراز صُنعش آسمان، کاخِ بلندیبه لوحِ آفرینش، نقش بندیز نور اختران، ریزد سحر هابه زلفِ شب، چراغی از گُهر ها***خداوندا به نای بی نواییبه شامِ وصل و صبحِ آشناییخداوندا به نازِ ناز دارانبه چشمِ آتش افروزِ خُمارانبه آتشگاهِ آه و اشکِ شبنمبه یاس و نسترن، مینا و مریمبه چشمانِ غزالانِ غزل نوشخُمارین نرگسانِ عشوه آغوشبه آهِ عشق بازانِ جگر سوزبه جشنِ مهرگان، یلدا و نوروزبه آن عاشق که فریادش نهانی ستو می داند، نشان در بی نشانی ستبه ساقِ ساقی ساغر به دستانبه سُکرِ ساغرِ مینا پرستانبه نازِ نو عروسانِ بهاریبه داغِ سینه سُرخانِ صحاریبه چشمانِ سحاب و اشکِ بارانبه گلرقصِ نسیمِ نوبهارانبه نرگس ها که صد ها ناز دارندو چشمانی خُمار آواز دارندبه کوهِ بیستون و طاقِ بستانبه شیرین و به فرهادو به مستانبه کاشان و سیلک و هگمتانهبه آوای نی و چنگ و چُغانهبه سازِ بو الحسن خان و نوایشبه آوای بنان و گوشه هایشبه رستم، پهلوانِ باستانیبه کاوه، وان درفشِ کاویانیبه تیرِ آرش و خونِ سیاووشکه در رگ های ایران می زند جوشبه آن شاعر، که خلّاق المعانی ستو در شعرش رموز آسمانی ستبه فردوسی، به کاخِ نظمِ آن پاککه شعرش می زند پهلو به افلاکبه سعدی، شاعر بی مثل و مانندکه در مُلکِ سخن، باشد خداوندبه خاقانی، به قاآنی، به خواجوبه ناصر خسرو، آن مردِ خدا جوبه رازِ خمسه ی نابِ نظامیبه گُلخندِ بهارستانِ جامیبه شعرِ حافظ و عرفانِ عطّاربه شورِ مولوی، آن مستِ هشیاربه سوزِ محتشم، حسّانِ ثانیبه باباافضل و فیضِ جهانیبه شوقِ شهریار و ذوقِ پروینبه آثارِ بهارِ نیک آیینبه شعرِ "صائمِ کاشان" و سهراببه هر شاعر که باشد شعرِ او نابمرا در عاشقی پیروز گردانزمستانِ دلم نوروز گردانصائم کاشانیبهار 1382✳کانال اشعار صائم کاشانی👇🏻@saemkashani
تا سمرقند لبانت، رودکی وار آمدمشرقی شعر تو را خورشید پندار آمدمدر سلوکستان باور، سالک ثانی توییسلک گوهر داری و آن را خریدار آمدمدر صبا می جستمت ، زلف صبا آشفته شدسنبلستان غزل را شانه بر تار آمدمدل تفآل ها زند بر حافظ اندیشه اتخواجه ی کاشان خود را برخی و یار آمدمشعله ی احساس بر دوش تو دیدم روز و شبمن هم این آتشفشان را شعله آثار آمدمجوشد از مینای شعرم، باده ی تجلیل یارناز چشمت ساقیا ، امشب شرربار آمدمتا شدم صائم به محراب شریف عاشقیروزه داران سخن را، نخل افطار آمدمصائم کاشانیچهارشنبه ششم مهرماه ۱۳۸۴کاشان
⚘⚘⚘⚘⚘⚘🍷پیاله صبحغبارِ راهِ تو،گل قطره های باران استبیا که بی تو بهارِ دلم ، زمستان استفروغِ برق نگاهت ، در آسمان امیدکویرِ تشنه ی جان را نویدِ باران استفرازِ قُلّه ی مهتاب ، ای ستاره بتابکه ازفروغِ تو چشمِ سحر فروزان استشرابِ مهرِ تو می جوشد از"پیاله صبح"دلت چو خانه خورشید پرتو افشان استبه جشنواره چشمت ، ترانه ها خواندمدر این شراب سرا، دل همیشه مهمان استاگر گلابِ غزل ، هدیه آورد " صائم "عجب مدار،که این ارمغانِ کاشان است#صائم_کاشانی
لینک کانال دلسروده های صائم کاشانی:https://eitaa.com/saemkashani☘🍀☘🍀☘🍀☘🍀لینک گروه یاران سخن:https://eitaa.com/joinchat/2314535277Cf073001908
💠💠💠💠💠💠💠💠آسمان هرسحر بر آستانت به خاک می افتد و ماه هر شباز آیینه زارانت سرک می کشدباران،پیشِ چشمهایت قطرهای بیش نیستابرها به احترامِ تو می بارنداگر سیلاب هم راه بیفتد" بی اجازه اشکهایت "هیج جا خیس نمیشود#صائم_کاشانی مرداد1388💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠💠🕊هر ایرانیسیاووشِ نگاهتکه بر مُلکِ فریدون میتراود"هر ایرانی "دارا میشودرستمِ دستانریزه خوارِ دستان مهربان توست#صائم_کاشانی مرداد1388💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠💠🕊سبک نگاهتدر یک دستِ مولوی، جامِ بادهو در دستِ دیگرش، زلفِ ارادتِ توستحافظ که الا یا ایّها السّاقی می گویدشیراز را به خراسان گره میزندسعدی پیاله نوشِ سقّاخانه توست" سبکِ نگاهت"، خراسانیست و هزاران رودکی و ناصر خسروشاگردان مکتبِ نگاهِ توانداین شاعر ناچیز چه میتواند بگوید؟#صائم_کاشانی مرداد1388💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠💠از آن شراب که نوشیدم از لب ِ نوشتهنوز خاطر ِمن، مست و نغمه خوان باشدشراب ِشعر ِ مرا جرعه جرعه می نوشندتو هم بنوش عزیزم، که رایگان باشد✍صائم کاشانی💠💠💠💠💠💠💠💠
ترانه بهارگفتم غزلی در انتظار آورمتهمدوشِ ترانه بهار آورمتدیدم که بهار،بی رُخت پاییز استماندم که دلم را به چه کار آورمت#صائم_کاشانی✾◍⃟💠•┈✾✾◍⃟💠•┈✾💠◍https://eitaa.com/MyPezhvakk
"خدا کند که بیایی"تو آفتابِ وفایی، خدا کند که بیایی فروغِ دیدهٔ مایی، خدا کند که بیایی زلالِ چشمهٔ نوری، صفای جامِ حضوری بهشتِ عاطفههایی، خدا کند که بیاییتو قلّه سارِ صفایی، تو چشمه سارِ وفایی طلوعِ سبزِ ولایی، خدا کند که بیایی.تو آفتابِ امیدی، تو ماهتابِ نویدیسفیرِ صبحِ صفایی، خدا کند که بیاییتو یوسفی که نداری به مُلكِ حُسن نظیری عزیزِ مصر وفایی، خدا کند که بیاییتو کوثری، تو بهشتی، تو کعبه ای، تو كِنشتی تو مروه ای، تو صفایی، خدا کند که بیاییتو مهرِ قائم و دائم، غزل سرای تو "صائم " خدا کند که بیایی، خدا کند که بیایی✍ صائم کاشانی
گفته ام این نکته را با دوستداران بارهااز درخت دوستی بایست چیدن بارهاقامت غیرت مکن خم پیش نامردان که مرددارد ازسعی و قناعت ارزش و مقدارهاکی تواند بود درپیش خرد ورزان عزیزگرچه باشد بی خرد را جامه از زر، تارها جز متاع دوستی ای دوست از عاشق مخواهگر چه این کالا غریب افتاده در بازارهاکاوه شعرم درفش کاویان گیرد به دوشتا ستاند حق خود را از دهان مارهابا دو رویان دوستی بر خویش نوعی دشمنی ستازسر تدبیر گفتم این نصیحت بارهاشاعران صیاد و مضمون است صائم چون غزالوای اگر این صید افتد در کف کفتارها #صائم_کاشانی
به پیشگاه والای ثامن الحجج حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف تحیّه و الثنا "آیینه اشراق"ز نیشابورِ ذوقم می رسد اینک پرستوییو عطّارِ نگاهش، می فرستد باز، داروییو چشمک می زند از دور، ماهِ مهربانی هاچه دل ها می برد از عاشقان، گلخندِ شب بوییکه بر عاشق رسد پیغام، از شرقِ نگاهِ او و در آیینه ی اشراق جوشد نازْ آهویی ِّ بده تا خطِّ هفتم، هشتمین ساغر مرا ساقی!که از میخانه ی خاکِ خراسان برده ام بوییکنون تا فصلِ آهوهاست، از کاشان فراتر رو بزن مینا در آن سامان، که آن جا هست مینویی#صائم کاشانیخرداد 1388برداشت از کتاب: "دل هست اینجا کبوتر" کتاب منتخب سال 1390سروده های رضوی صائم کاشانیچهارشنبه های امام رضایی✳کانال اشعار #صائم_کاشانی@saemkashani
این حوالی کس نمیداند زبان عشق رابا که باید گفت تفسیر وبیان عشق را درکلاس عشق بازی مدعی مردود شدخوب دادند این حریفان امتحان عشق راپا به بام آرزو نگذاشت دیگر عاشقیتا شکستند این جماعت نردبان عشق راآسمان دیده بارانی ست اخترها غریبگو چه بر سر آمد امشب کهکشان عشق راغنچه های بی زبان دارند غوغامیکنندسربریدند ای دریغا باغبان عشق راتا به کار پاک بازان کار دارد مدعی می گدازد از شررها استخوان عشق راآنکه صائم شد به یاد وصل جانان هر سحرآستین ها می فشاند آستان عشق را✍ صائم کاشانی
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷وطن منپاینده و جاوید بماند " وطن من"بادا به فدای وطنم، جان و تن منایرانِ بلند اخترِ دارا و فریدونکاشانهی شیرانِ شرافت،وطنِ منیاد آورِ کورش بود این ملک، که باشدخَم پشتِ فلک، در بَرِ مُلکِ کهنِ منجزخاکِ وطن، مُلکِ دگر جایگهم نیستامّید، شود پرچمِ ایران کفنِ منبامهرِ وطن،شادم و خرسند که جاریستخونِ وطنِ خاطرهها در بدنِ منپروا نکنم هیچ که پروانهی عشقمخورشیدِ وطن، شمعِ من و انجمنِ منای دشمنِ بیمایه و نادان، نتوانیپیروز شوی بر وطنم، این سخنِ من"صائم"به خدا کاوه عشق است،نشانیدچرمینه درفشی ، لبِ بامِ وطن من#صائم_کاشانی#کانال_دلسروده_های_صائم_کاشانیhttps://eitaa.com/saemkashani#گروه_یاران_سخنhttps://eitaa.com/joinchat/2314535277Cf073001908
"ایران ما"خوش تر از هر جای دنیا کشورِ ایرانِ ماستدُردِ این میخانه ی مِهرآرین، درمان ِماستچند از بیگانگان گویی سخن ای آشنامُلکِ ایران، مهدِ شیران، عشقِ ما، ایمان ماستبا درفشِ کاویانی، کشورِ ما سربلندپهلوانِ پهلوانان، رستمِ دستان ماستخاتمِ ما را اگر بُردند دیوان و ددانباز هم نقشِ سلیمان، نقشه ی ایوان ماست در رگِ ایرانِ ما، خونِ سیاوش جاری استبابکان از ما و عدل از آنِ نوشروانِ ماستمُلکِ ایران، سرزمینِ کوروش و کیخسرو استبرتر از گردونِ گردان، ماهِ ما کیوانِ ماستجرعه ی باقی دهد ساقی به میخوارانِ عشقمستِ جامِ حُبّ ایران، جانِ ما، جانانِ ماستهشتمین خورشید بر ما سایه ها افکنده استشمسِ والایی که والی باشد و سلطان ماستاز فروغِ لاله ها ایرانِ ما بالنده استآفتابِ آرزو، خاکِ شهیدستان ماستگر تویی بازارگانِ شور و شوق و عاشقیسود در بازار ما و عشق در ایران ماستچشمه ی جوشانِ اشراق است اینجا موج زنآسمانِ آفرینش، واله و حیران ماستافضل الدین است در حکمت به عالم بی بدیلفیض بخشِ عالمان، فیضِ نکوبنیانِ ماستآسمان و انجم و خورشید، در دستِ غیاثعلم و عرفان، زاده ی فکرِ ابوریحان ماستنیست در آفاق و اَنفُس، همچو مولانا و شمس"شمس"، خورشید است و مولانا فروغِ جانِ ماستسعدی و فردوسی و حافظ، سه نورِ مطلق اندعطرِ عطّارِ بلندآوازه از بستان ماستزلفِ لیلای سخن را از نظامی نظم هاستهمچو خاقانی که در کاخِ ادب، خاقان ماستنازبانوی سخن، پروینِ اخترآفرینشهریار و خطّه ی تبریزِ جاویدان ماستیادِ سهراب و بهار و دهخدا بادا به خیرحالیا میدانِ عشق و "صائمِ کاشان" ماست #صائم_کاشانی ✳کانال اشعار صائم کاشانی👇🏻@saemkashani