تله هرمز؛ چرا آمریکا راه بردن ندارد ولی در عین حال هر تشدیدی ممکن استصادق الحسینیگره کور تشدید تنش…
انتشار: 2026/07/19 15:20 UTCدریافت: 2026/07/31 23:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:51 UTC
تله هرمز؛ چرا آمریکا راه بردن ندارد ولی در عین حال هر تشدیدی ممکن استصادق الحسینیگره کور تشدید تنش این روزها و عصبانیت ترامپ را باید در یک واقعیت خلاصه کرد: تنگه هرمز بسته است، فارغ از آنکه ایران کنترلی بر خود تنگه داشته باشد یا نداشته باشد. این تله هرمز برای ترامپ است و رازش نه در هزینه نظامی نه در شکاف تکنولوژی بلکه در جغرافیاست. برای ناامن کردن هرمز نیازی به حضور در هرمز نیست؛ از هر نقطهای در جنوب ایران، از سواحل و کوهستانها و عمق سرزمین، میتوان تنگه را با موشک و پهپاد هدف گرفت و عبور را ناممکن کرد. آمریکا حتی اگر سلطه نظامی کامل بر آبهای تنگه به دست آورد، چیزی را حل نکرده است، چون تهدید از خود تنگه برنمیخیزد، از سراسر خاک ایران برمیخیزد. این ریسکی است دائمی و کمهزینه که هیچ ناوگانی توان تحملش را ندارد، مگر آنکه حداقل تا یزد بتواند نیرو تخلیه کن و سرزمینهای جنوبی را بطور کامل کنترل کند که فارغ از بیش از ۱۰۰ هزار نیرو، با تمام توانش حداقل ۲ سال زمان میخواهد که ترامپ به هیچ وجه صبر و طاقتش را ندارد.اما چرا این وضعیت برای واشنگتن حکم تله را دارد؟ زیرا بسته ماندن هرمز درست به سه ضربه حیاتی به ترامپ میزند. اول، جهش قیمت سوخت و بنزین در امریکا. سپس، تورمی که دست فدرال رزرو را برای کاهش نرخ بهره میبندد. و سرانجام کشندهترین ضربه: باخت در انتخابات میاندورهای. گرانی و تورم یکراست به سفره مردم و از آنجا به صندوق رای سرازیر میشود و میتواند حتی این برای جانشینی ونس یا روبیو در دور بعد گران تمام میشود. آنچه در ظاهر تهدیدی علیه ایران مینمود، در عمل شمشیری است آویخته بر سر خود واشنگتن.در دل چنین معادلهای، ترامپ از همان گام نخست بازنده بود. و برای همین است که میگفتیم حمله به ایران اشتباه است و ترامپ اشتباه کرد و در تله نتانیاهو افتاد! با فهم این واقعیت، ترامپ به سراغ تفاهمنامه رفت، اما به الزاماتش پایبند نماند، چون پایبندی برایش هزینه داشت؛ لابی صهیونیستی با شور و غوغای رسانهای هزینع یک توافق واقعی نهایی را برایش زیاد کرد. و ایران هم بواسطه شرایط داخلیش آماده دادن هیچ امتیازی بیشتری نبود. اکنون که نه توان بستن توافق را دارد و نه یارای گشودن هرمز را، به نمایش پناه برده است. اهداف غیر استراتژیک بلحاظ نظامی را پیاپی هدف میگیرد تا چهرهای محکم و مهاجم از خود بسازد، حال آنکه این ضربهها ذرهای معادله را جابهجا نمیکنند. کثرت ضربهها را نباید نشانه کارآمدیشان گرفت؛ این تقلای گرگی است که پایش در تله مانده و هر تکان، دندانهها را ژرفتر در گوشت فرو میبرد.اما تقلایی که هر لحظه میتواند باعث جنگی بزرگتر شود. کشتهشدن حداقل دو سرباز آمریکایی در اردن یکی از نقاطی است که میتواند موجب تشدید عجیب و غریب شرایط شود. از ترور مقامات عالی تا زدن داراییهای ارزشمند تا هر حماقت دیگر!اما درست همینجا ظرافت کار ایران آغاز میشود. گرگ گیرافتاده خطرناکترین گرگ است. جانوری که راه فراری نمیبیند، از سر استیصال به هر سو چنگ میزند و جنوناش دامن همه را میگیرد. ادامه این وضعیت به سود ایران نیست. هر روز که جنگ فرسایشی کش پیدا کند، اقتصاد و زیرساخت کشور فرسودهتر میشود و خطر تصمیمهای جنونآمیز از سوی حریفی درمانده بالاتر میرود. هنر تهران در این لحظه، فشردن بیشتر تله نیست؛ گشودن یک راه فرار آبرومندانه برای گرگ است. باید مسیری ساخت که ترامپ با هزینه به اندازه کافی قابلقبول برای ایران ولی کمتر از سایر گرینههاب جنونآمیز، از این مخمصه بیرون برود. خروجی که او را در داخل آمریکا نسبتا پیروز جلوه دهد ولی ایران در واقعیت، امتیازش را بگیرد. برنده این بازی کسی نیست که امریکا را بیشتر در تله فشار دهد، کسی است که راه خروج را نشانش دهد و نشان دهد که چه با کنترل و چه بیکنترل هرمز همیشه یک تله برای دشمن و یک دارایی استراتژیک بازدارنده برای ایران باقی خواهد ماند چه کنترلش با ایران باشد چه نباشد! این ربطی به شکاف تکنولوژیک ایران و آمریکا ندارد این ناشی از ژئوپلیتیک است و ژئوپلیتبک غیرقابل تغییر است یا حداقل ۲۰ سال تغییرش زمان میخواهد و حداقل ترامپ زمان، معده و زور این تغییر را ندارد!@sadegh_alhosseini


