✍بچه که بودم یه بار رفتم خانه یکی همسایهماون با بچشون بازی کنم ،وقتی برگشتم نشستم برای پدرم تعریف…
انتشار: 2026/08/11 14:05 UTCدریافت: 2026/08/13 22:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 22:45 UTC
✍بچه که بودم یه بار رفتم خانه یکی همسایهماون با بچشون بازی کنم ،وقتی برگشتم نشستم برای پدرم تعریف کردم چه گفتن وچه نگفتن.. پدرم یه نصیحت کردو بهم گفت #ڕوڵەگیان : وقتی میری جایی اتفاقی میفته یاچیزی میشه برای کسی تعریفش نکن تو دل خودت بذارش اگه هم بهت بد گذشت بیا تعریف کن بگو خوش گذشته و حرمتمو گرفتن چون ممکنه با حرفای تو دید من نسبت بهشون خراب بشه .عزیزان اینو خواستم بهتون بگم: که آدمای قدیمی واقعاً خیلی قلب بزرگتری نسبت به آدمای امروزی داشتن. و راز نگه دار بودن سعی کنیم اگه مهمون خانه ای هستیم یا در هر مجلسی که هستیم حرمت اون مجلس و حرف های خصوصی که در اون مجلس زده میشه برای دیگران بازگو نکنیم╲\╭┗╯\╲