شکر گویم دوست را در خیر و شرّزان که هست اندر قضا از بد، بتر#مثنوی_معنوی✍️ به نگارشِ#دکتر_علی_احمدپو…
انتشار: 2026/07/18 07:19 UTCدریافت: 2026/08/06 23:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 23:12 UTC
شکر گویم دوست را در خیر و شرّزان که هست اندر قضا از بد، بتر#مثنوی_معنوی✍️ به نگارشِ#دکتر_علی_احمدپورانسان، بهتر است که در همه حال، شُکْرَتِ خداوند را به جا آورد حتی در سختی ها و مصائب، زیرا که همه ی اتفاقات، از رویِ حکمت اند و ممکن است بدترین آن ها نیز به نفع ما بوده باشند امّا ما از حکمت و فلسفه ی آن، بی خبر مانده ایم، مانند آن گنجشک که به خدا گفت: "لانه ی کوچکی داشتم، آرامگاهِ خستگی ام؛ توفانت آن را از من گرفت. کجای دنیایت را گرفته بود؟!"خداوند گفت: "ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ی تو را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی! چه بسیار بلا ها که به واسطه ی محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی".بنابراین بسیاری از اتفاقات بد، درواقع به خیر و مصلحت ما هستند چراکه از بد، بدتر بسیار است؛ درحقيقت اگر گرفتار این بد نمی شدیم ممکن بود در آینده گرفتار بدتر از آن می شدیم.#حضرت_مولانا در مثنوی در این باب، حکایتی شنیدنی دارند و آن، حکایت مارگیری است كه بعد از مدت ها مارِ بسیار خوش خط و خالی را صید کرده بود و بدان واسطه بسیار خوشحال بود، امّا همان روز اول، مارش توسط دزد ابلهی ربوده شد و مارگیر همچون انسان های مصیبت زده، در ماتمِ مارش از خدا می خواست که دزد را بیابد و مارش را دريابد امّا زمانی که دزد را مرده یافت خدا را شکر می کرد که خواسته اش اجابت نشده و دعایش مردود گشته است:دزدکی از مارگیری، مار بُردز ابلهی آن را غنیمت می شمردوارهید آن مارگیر از زخمِ مارمار کُشت آن دزدِ او را زارِ زارمارگیرش دید، پس بشناختشگفت از جان، مارِ من پرداختشدر دعا می خواستی جانم از اوکِش بيابم مار، بستانم از اوشُکرِ حق را کان دعا مردود شدمن زیان پنداشتم، و آن سود شدبس دعا ها کان زیان است و هلاکوز کَرَم می نشنود یزدانِ پاک#مثنوی_معنویپس اولاً در بسیاری مواقع اگر گرفتارِ مشکل یا مصیبتی شده ایم در حقیقت به خیر ما بوده است زیرا اگر این چنین نمی شد، در آینده قطعا بدتر می شده است ثانیاً اگر این چنین هم نباشد، مگر نه این است که سختی ها و مشكلات، نمک زندگی هستند و شادی در کنار غم، یا آب در جوار تشنگی، ارزش می یابند پس همان طور که آهن، حرارتِ بسیار داغ کوره را تا مرز گداختگی، تحمل می کند و ضربات محکم پتک را تا شمشیر فولادین شدن، ما هم بهتر است با سرد و گرم و سختی های زندگی کنار بياييم تا اگر مانند آهنِ سرخ، یک دفعه در آب سرد فرو افتادیم و جِزّمان در آمد بدانیم که داریم آبديده تر و کامل تر می شویم چراکه به قول #حضرت_مولانا:زندگانی با همین غم ها خوش استبا همین بیش و همین کم ها خوش است@Rumi_house#خانه_ی_مولانا


