داستان شب 🌙روزی گنجشکی پرِ کوچکی روی زمین پیدا کرد. آن را برداشت و گفت:«این که خیلی کوچیکه، به هیچ…
انتشار: 2026/08/10 20:34 UTCدریافت: 2026/08/11 18:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 18:55 UTC
داستان شب 🌙روزی گنجشکی پرِ کوچکی روی زمین پیدا کرد. آن را برداشت و گفت:«این که خیلی کوچیکه، به هیچ دردی نمیخوره.»اما پیرترین گنجشک گفت:«گاهی چیزی که کوچک به نظر میرسد، اگر سر جای درستش قرار بگیرد، ارزش زیادی دارد.»گنجشک پر را کنار لانهای گذاشت که باد آن را خراب کرده بود. چند پرِ دیگر هم جمع کردند و با کمک هم لانه را محکم کردند.گنجشک کوچک لبخند زد و فهمید:هیچ کاری را فقط به خاطر کوچک بودنش بیارزش ندان؛ گاهی یک کار کوچک، شروع یک اتفاق بزرگ است. ❌ رستمکلانیوز در اینستاگرام 👇instagram.com/_u/rostamkola_news%E2%9E%96… عضویت در کانال تلگرامی رستمکلانیوز 👇Https://t.me/joinchat/AAAAAD4b4Z2doHw2M2MSFw

