سقوط کرامت / صعود فلاکت۲۴ مرداد ۱۴۰۵آیا میتوان از این دوران سخت عبور کرد در حالیکه کرامت انسانی مردمانمان در شرف سقوط است؟مقدمه: در آستانهی "گذار تمدنی"، کرامت انسانی، به عنوان زیربنای هر جامعهی پویا، در حال فروریختن است. سازمان بهداشت جهانی هشدار میدهد که ۱۳۸ میلیون نفر در اروپا در فقر مفرط زندگی میکنند؛ میلیونها سالمند، در انزوا و بیکرامتی، سالهای پایانی عمر را سپری میکنند . این، یک "اورژانس سلامت عمومی" است که "خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و زوال عقل را تا ۳۰ درصد" افزایش میدهد . این، تنها گوشهای از "سقوط کرامت" و نشانه ای از زنجیرهی نابرابریهای ساختاری است که "فلاکت" را به "عادتِ زندگی" تبدیل میکند.یکم: "سقوط کرامت"، با "انکارِ حقوقِ بنیادین" آغاز میشود. گزارشگر ویژهی سازمان ملل، بر این نکته تأکید دارد که "سلامت بدون کرامت، و کرامت بدون سلامت، ممکن نیست" . این گزاره، یعنی "زندگیِ شرافتمندانه"، در گروِ "دسترسیِ برابر" به امکاناتِ اولیه است. اما در بسیاری از جوامع، "تبعیدِ اقتصادی" و "طردِ اجتماعی"، "دایرهی کرامت" را به "اقلیتیِ خاص" محدود کرده و "فلاکتِ مزمن" را به "اکثریتِ محروم" تحمیل کرده است.دوم: "فلجِ ساختاری" و "فسادِ نهادینه"، "سقوطِ کرامت" را تسریع میکنند. در چنین شرایطی، "قانون" و "عدالت"، از "تاروپودِ جامعه" گسسته میشوند و "نهادهایِ مسئول"، به "بخشی از مشکلات حاد جامعه" تبدیل میگردند . گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که "نابرابریهایِ بهداشتی" و "شکافِ دیجیتال"، به "تولیدِ مجددِ فقر" و "انسدادِ مسیرِ توسعه" دامن میزنند . این، یعنی "صعودِ فلاکت"، زمانی اجتنابناپذیر میشود که "ساختارهایِ تصمیمگیری"، "عاملیتِ انسانی و حقوق شهروندی" را نادیده بگیرند و "نظارتِ عمومی" را به حاشیه رانده و با "تقدسگرایی" به دنبال "تخدیر افکار عمومی " باشند..سوم: "انسدادِ جامعه" در "گذار تمدنی"، نتیجهی "سقوطِ کرامت" است. وقتی "انسان"، از "سوژه" به "ابژه" تنزل مییابد، "امید" به "ناامیدی"، "پرسش" به "سکوت"، و "کنش" به "انفعال" تبدیل میشود. سازمان ملل، هشدار میدهد که "کودکان و جوانان"، به دلیل "شکافِ بین نسلی" و "عدمِ دسترسی به آموزش و مهارت کاربردی روز"، از "فرصتِ مشارکت" محروم میشوند و "جریانِ توسعه" از "نسلِ آینده" تهی میگردد . این، یعنی "تمدنِ جدید"، در "خاکِ بیحاصلِ فلاکت"، ریشه نخواهد دواند.به اعتقاد این کنشگر مدنی:❇️ به نظر میرسد "کرامت" و "رفاه"، دو رویِ یک سکهاند. "سقوطِ کرامت"، به "صعودِ فلاکت" میانجامد و "صعودِ فلاکت"، "مسیرِ گذار تمدنی" را مسدود میکند.❇️ به نظر میرسد " ایرانی تمدن ساز"، در " چرخه ی نمایش کرامت ظاهری" گم شده و زمانی که "کرامت"، به "وعدهای" غیر قابل دسترس تبدیل شود، رسیدن به تمدنِ نوین و سعادتمندی، "سرابی" بیش نخواهد بود.❇️ به نظر میرسد راهِ نجات، نه تنها"پاسخگو سازی"؛ بلکه حذف غیر پاسخگویان است. "پاسخگویی" در برابرِ "سقوطِ کرامت" و "صعودِ فلاکت" و "حذف غیرپاسخگویان" برای رسیدن به "بازتعریفِ امنیت/کرامت"، " نظام حکمرانی برخواسته از آرای عمومی نسل حاضر" و خروج از "چرخهیِ فلاکت"، لازم و حتی ضروری به نظر می رسد.توجه، توجه: "سقوطِ کرامت"، یک "رخداد" نیست؛ یک "روند" است. روندی که با هر "بیعدالتی"، عمیقتر میشود و با هر "سکوت"، تثبیت میگردد. اگر امروز، در برابرِ "سقوطِ کرامت" بایستیم، فردا، "فلاکت" نه "صعود"، که "سقوط" خواهد کرد.❇️ پاینده باد ایران و مردمِ خردمندی که "سقوطِ کرامت" را به "صعودِ انسانیت" تبدیل میکند ❇️✍️ غلامرضا رضائی (کنشگر مدنی، نظریهپرداز و محقق حوزه تحول تمدنی و هوش مصنوعی)#ارسالی از نویسنده #اجتماعی@Roshanfkrane
✅هشدار میدهم:نفتی را که قرار بود بر سر سفره مردم باشد، وارد بازی کثیف چند #دلال دزد و چند #جوجه_اطلاعاتی نکنید.✍️یاشار سلطانیدر موضوع نان مردم و منافع ملی، تا پای جان ایستادهام.اگر قرار باشد با صحنهسازی، قربانی کردن یک نفر و پروندهسازی، برای فاسدان اصلی حاشیه امن بسازید، هر آنچه میدانم و هر سندی که لازم باشد، منتشر خواهم کرد.به همان اندازه که معیشت مردم به عملکرد معدودی تراستی در مقیاس ملی گره خورد، بخش بزرگی از همین سرمایه ملی نیز به دست جماعتی دلال، غارتگر و بیوطن به تاراج رفت.در خرابههای زندگی مردم دنبال گنج نگردید.اجازه نمیدهم به پشتوانه چند #جوجه_اطلاعاتی و با طراحی سناریوهای کثیف، بیتالمال را غارت کنید، حقوق مردم را زیر پا بگذارید و بعد با قربانیسازی، رد پای فاسدان اصلی را پاک کنید.دوران پنهانشدن پشت عنوانهای امنیتی و محرمانهسازی فساد باید تمام شود.اگر این بازی ادامه پیدا کند، سکوت نخواهم کرد.#انتقادات#اجتماعی#سیاسی@Roshanfkrane
🌎 چرا مراجعِ دینی سکوت کرده اند ! 🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار🌐 تورم ؛ گرانی و کاهش مستمر قدرت خرید ؛ صرفاً مسئلهای اقتصادی نیست که این بحران مستقیماً با کرامت انسانی ؛ امنیت روانی خانوادهها و اعتماد عمومی پیوند دارد. هنگامی که هزینه مسکن ؛ درمان ؛ آموزش و خوراک از توان بخش بزرگی از جامعه فراتر میرود ؛ انتظار افکار عمومی از نهادهای اثر گذار فقط ارائه تحلیل اقتصادی نیست. جامعه از صاحبان نفوذ اخلاقی و دینی نیز انتظار دارد در باره رنج مردم موضعی روشن ؛ مسئولانه و قابل فهم اتخاذ کنند. در چنین شرایطی که از سنگ هم صدا بلند می شود ؛ سکوت یا واکنشهای کلی نهادهای مرجعیت دینی ؛ به ویژه مراجع سنتی به موضوعی قابل تأمل تبدیل شده است. بسیاری انتظار داشتند که مرجعیت ؛ دست کم از منظر اخلاقی و فقهی نسبت به گسترش فقر ؛ بی عدالتی اقتصادی ؛ احتکار ؛ رانت و ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی هشدار دهد. 🌐 با این حال در موارد متعددی ؛ واکنشها محتاطانه ؛ محدود و فاقد صراحت بود که نتوانست یا نخواست بازتاب دهنده عمق بحران اجتماعی باشد. این سکوت را میتوان از زوایای مختلف بررسی کرد. بخشی از آن شاید به تلاش برای حفظ جایگاه سنتی مرجعیت و پرهیز از ورود مستقیم به منازعات سیاسی و امنیتی دانست. بخشی دیگر ممکن است ناشی از ملاحظاتی مانند توصیه به حفظ ثبات سیاسی یا نگرانی از تشدید شکافهای اجتماعی باشد. همچنین میتوان این رفتار را نوعی فاصله گذاری تاکتیکی هم دانست. فاصلهای که به مراجع اجازه میدهد از ورود مستقیم به تقابل میان حکومت و جامعه پرهیز کنند و اعتبار اخلاقی خود را برای آینده حفظ نمایند. اما این محاسبه ؛ هزینههایی نیز دارد. سکوت در برابر رنج عمومی ؛ همیشه به معنای بی طرفی تلقی نمیشود. در جامعهای که مردم با دشواری معیشت ؛ بیکاری ؛ تبعیض و ناامنی اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند ؛ سکوت ممکن است به عنوان بی تفاوتی ؛ محافظه کاری یا حتی همراهی ضمنی با وضعیت موجود تفسیر شود. 🌐 مرجعیت اگر در برابر دردهای ملموس جامعه سخن نگوید ؛ با این پرسش جدی روبهرو خواهد شد که نسبت میان آموزههای عدالت خواهانه دینی و عملکرد نهادهای دینی در عرصه عمومی چیست. در سوی دیگر ؛ نهادهای دینی نزدیک به ساختار قدرت از جمله برخی ائمه جمعه ؛ روحانیون رسمی و سازمانهای مذهبی وابسته به حکومت ؛ عموماً مواضعی صریحتر در دفاع از نظام سیاسی اتخاذ کردهاند. این مواضع غالباً از طریق خطبههای نماز جمعه و تریبونهای رسمی منتشر شده و در بسیاری موارد به جای تمرکز بر ریشههای اقتصادی بحران ؛ بر تهدیدهای بیرونی ؛ اعتراضات اجتماعی یا ضرورت حفظ نظم سیاسی تأکید داشتهاند. نتیجه این وضعیت ؛ شکل گیری نوعی گسست در موضع گیری نهاد دین است. بخشی از مرجعیت سنتی سکوت یا احتیاط را برگزیده و بخشی از نهادهای رسمی دینی ؛ دفاع فعال از ساختار سیاسی را در پیش گرفتهاند. این دو گانگی صرفاً اختلافی در ادبیات یا شیوه بیان نیست ؛ بلکه نشانه شکافی عمیق تر در باره نسبت دین ؛ قدرت و جامعه است.🌐 مرجعیت سنتی در آینده با آزمونی جدی روبهرو خواهد بود. اگر این سکوت ادامه یابد ؛ ممکن است بخشی از سرمایه اجتماعی و اخلاقی خود را از دست بدهد و اگر سخن بگوید ناگزیر باید میان ملاحظات سیاسی و مسئولیت اجتماعی ؛ انتخابی روشنتر انجام دهد. در جامعهای که رابطه مردم با نهادهای رسمی و دینی دستخوش بی اعتمادی شده ؛ اعتبار آینده مرجعیت نه فقط به استقلال آن از قدرت بلکه به تواناییاش برای دفاع آشکار از حقوق و کرامت مردم وابسته است. مسئله اصلی این نیست که مرجعیت باید وارد رقابت سیاسی شود یا نه ؛ مسئله این است که آیا میتواند در برابر رنج عمومی بی تفاوت بماند یا خیر. نهادی که مدعی نمایندگی اخلاق و عدالت در جامعه است ؛ نمیتواند نسبت به گرانی ؛ فقر و فرو پاشی قدرت خرید مردم صرفاً به بیانیههای کلی بسنده کند. سکوت در بزنگاههای اجتماعی ؛ خود نوعی موضع است. موضعی که دیر یا زود ؛ جامعه در باره آن داوری خواهد کرد.#ارسالی از نویسنده #انتقادات#سیاسی#مذهبی#اجتماعی@Roshanfkrane
✳️تسلیمه نسرین (Taslima Nasrin)، متولد ۱۹۶۲ در بنگلادش، پزشک، نویسنده، شاعر و فعال حقوق بشر است. او پس از سالها کار بالینی و مشاهده آسیبهای ناشی از خشونت علیه زنان، طبابت را رها کرد و به قلمزدن در دفاع از حقوق زنان، سکولاریسم و آزادی بیان روی آورد. نوشتهها و رمانهای صریح او، از جمله رمان معروف «شرم» (Lajja) در نقد بنیادگرایی مذهبی و تبعیض علیه اقلیتها موجب خشم افراطگرایان و صدور فتوا علیه او شد. این فشارها نسرین را از سال ۱۹۹۴ مجبور به زندگی در تبعید اجباری (عمدتاً در اروپا و هند) کرداو خود را انسانگرایی سکولار میداند و باور دارد نقد ادیان و سنتهای مردسالار، شرط لازم برای تحقق برابری جنسیتی است. نسرین جوایز بینالمللی معتبری چون جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه (۱۹۹۴)، جایزه PEN سوئد (۱۹۹۴) و جایزه سیمون دوبووار (۲۰۰۸) را به پاس شجاعت در دفاع از حقوق بشر دریافت کرده است#اجتماعی#بانوان@Roshanfkrane
🔴روز گذشته چند نفر رفتن روی سنگ نوشته باستانی خرمآباد که قدمتش به دوران ساسانیان برمیگرده با اسپری نوشتن اللهم عجل لولیک الفرج و به این اثر باستانی آسیب زدن!#اجتماعی@Roshanfkrane
🔻 اژهای: تغییر و جابجایی برخی مسئولان قضائی در راه استرئیس قوه قضاییه:🔹طبعاً یک تعداد از مسئولان و مدیران قضایی در دوره اخیر تغییر یا جابجا خواهند شد. این تغییر و جابجاییها برای تحرک بیشتر و برای تزریق خون بیشتر، جهت حرکت استوار در مسیر خدمترسانی به مردم است. #اجتماعی@Roshanfkrane