«شخصى آمد خدمت مرحوم حاج شیخ حسن على اصفهانى(رحمه الله علیه) معروف به نخودکى و گفته بود: آشیخ یک سِ…
انتشار: 2026/08/05 14:16 UTCدریافت: 2026/08/07 09:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 09:10 UTC
«شخصى آمد خدمت مرحوم حاج شیخ حسن على اصفهانى(رحمه الله علیه) معروف به نخودکى و گفته بود: آشیخ یک سِرى ملخ آمده اند دارند مزرعه مرا مى خورند.آقا فرموده بود: تو حق فقراء را نمى دهى ، زکات نمى دهى خُب حق فقرا را ملخ ها مى خورند. چون زکات نمى دهى آنها بر مى دارند، آیا قول مى دهى زکات بدهى ؟گفت : بله آقا.آقا یک دعا برایش نوشت و فرمود: برو این دعا را توى آن زمین چال کن و از قول من به آن ملخ ها بگو، ملخ ها شیخ حسن على گفته بلند شوید بروید پاى این ساقه هاى گندم و علفهاى هرزه زمین را بخورید، من زکات مى دهم .من آمدم دعا را در زمین چال کردم و حرف آشیخ حسن على را هم براى ملخ ها گفتم . ملخ ها از روى خوشه هاى گندم بلند شدند و پاى ساقه هاى گندم نشستند و شروع کردند علف هاى هرزه را خوردن ، علف¬هاى هرزه را مى خورند و سیر مى¬شدند.کم کم گندم ها رشد کردند و مزرعه ما آن سال محصول بسیار عالى داد و ما هم به قول خودمان عمل کردیم.»@rooshanfekr




