📜 #هــر_روز_یـڪ_حـدیث_ڪوتاه🔹عَنِ الأَسْوَدِ س قَالَ: دَخَلَ شَبَابٌ مِنْ قُرَيْشٍ عَلَى عَائِشَةَ،…
انتشار: 2026/08/01 06:27 UTCدریافت: 2026/08/11 08:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 08:15 UTC
📜 #هــر_روز_یـڪ_حـدیث_ڪوتاه🔹عَنِ الأَسْوَدِ س قَالَ: دَخَلَ شَبَابٌ مِنْ قُرَيْشٍ عَلَى عَائِشَةَ، وَهِىَ بِمِنًى، وَهُمْ يَضْحَكُونَ، فَقَالَتْ: مَا يُضْحِكُكُمْ؟ قَالُوا: فُلاَنٌ خَرَّ عَلَى طُنُبِ فُسْطَاطٍ، فَكَادَتْ عُنُقُهُ أَوْ عَيْنُهُ أَنْ تَذْهَبَ، فَقَالَتْ: لاَ تَضْحَكُوا، فَإِنِّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ يُشَاكُ شَوْكَةً فَمَا فَوْقَهَا، إِلاَّ كُتِبَتْ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ، وَمُحِيَتْ عَنْهُ بِهَا خَطِيئَةٌ». ✨مسلم/2572🔹از عایشه رضی الله عنه روایت است که ایشان در منا بود که یک جوان قریشی نزد او آمد در حالی که او و اطرافیانش میخندیدند. عایشه رضی الله عنه پرسید: چرا میخندید؟ گفتند: فلانی هنگام عبور کردن از بالای طناب خیمهای به زمین افتاد و چیزی نمانده بود که گردنش بشکند یا چشمش کور شود. عایشه رضی الله عنه گفت: نخندید؛ زیرا من شنیدم که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «به بدن هر مسلمانی که خاری بخلد یا به مصیبتی بزرگتر از آن، گرفتار شود، یک نیکی برایش نوشته میشود و یکی از گناهانش، محو و نابود میگردد». (مغفرت میشود).