تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 23:25 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
༺ بنام خالق زیبایی ༻1403/1/11 شنبه 📆5آذرمن تمام جاده را پابهپایت خواهم آمدهرجا که خسته شدی تکیه به شانهام بزنو خستگیات را بتکانبه جان خستهی منغمت نباشد من اینجایم#واعتبارجاده_بههمسفر_خواهدبود#روگا:یک پنجره رو به جادهیِ احساس 💝
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 26 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
علف، گور را محو میکندزمان، درد راباد، رد پای رفتگان راچرا که زندگیِ آدمی فصلی بس کوتاه است.#میخائیل_شولوخف ✍#دن_آرام 📕
هزار آغوش در سینهیِ من استتو اگر بیایی •••#بلال_راجح ✍
همه از غذای تکراری خسته میشوند.میدانی یوزف، در برابر هر زن زیبا، مَرد بدبختی هم هست که از بودنِ با اون خسته شده است.#اروین_د_یالوم ✍#وقتی_نیچه_گریست 📕#سپیده_حبیب 🔁
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بودنی نام ز ما و نی نشان خواهد بودزین پیش نبودیم و بدین سان بودیمپس از ما نیز چنان خواهد بود.#عمر_خیام ✍چقدر دنیا هیچ بود •••و ما برای همین «هیچ»،چه بسیار «همهچیز»مان را باختیم.#آناستازیانا ✍
امیدوارم روزی با آن بوسهای که برای دادنش همراه بودیم دوباره ملاقات کنیم •••#دیوید_بلر ✍مارک تنانت 🎨
همه چیز با عشق شروع میشود:و شادی و غم ما.و به چشمانت نگاه میکنمانگار همه ما در ابتدای راه هستیم #آندری_دمنتیف ✍
تنهاییِ همدیگر را بردارید!مثل تِکه نَخِ مانده روی لباس!همینقدر ساده.#صابر_ابر ✍
هرگونه رشدی نیازمند وداع استوداع با ارزشهای سابق، رفتار سابق عشقهای سابق و هویت سابق تاناز این رو رشد، گاهی با چاشنی اندوه همراه است.#مارک_منسن ✍#هنرظریفرهاییازدغدغهها 📕
هر یک نفری که بیدار میشود، امکانِ بیداریِ آگاهیِ جمعی را قوّت میبخشد. هر یک نفری که بیدار میشود، امکان بیداری دیگران را آسانتر میکند.#اکهارت_تول ✍#مسیحا_برزگر 🔁#زمینی_نو 📕
من پس از رفتن تو لب شطبانگ پاهای تند عطش رامیشنیدم.آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است،ای پرنده •••#سهراب_سپهری ✍#اینجا_پرنده_بوده
معشوق آنقدر در ذهن و احساس عاشق حضور دارد که مرز میان خیال و واقعیت محو میشود.#پابلو_نرودا ✍تو را از خیال بیرون میآورم،آنقدر نزدیککه دیگر ندانمتو واقعی شدهاییا مندر رؤیایِ تو گم شدهام.#آناستازیانا ✍
میدانید آتشی که زیر خاکستر میماند چه دوام و ثباتی دارد؟عشقِ پنهانی، عشقی که انسان جرأت نمیکند هرگز با هیچکس درباره آن گفتگو کند،به زبان بیاورد، به هر دلیلی که بخواهید از لحاظ قیود اجتماعی، از نظر طبقاتی، به سبب اینکه معشوق ادراک نمیکندو به هر علت دیگری آن عشق است که درون آدم را میخورد و میسوزاند و آخرش مانند نقره گداختهشفاف و صیقلی میشود •••#بزرگ_علوی ✍چشمهایش 📕
باز هم صبحی زاده شد باز هم آبستن رویای من در حجم آتشین آفتاب معنا گرفتزاده ئ صبح خیالم بیا که آفتابِ صبح جام نوشین را برای لبهای تو کنار گذاشته مست کن دل رابه نازواره های چشمانِ صبح#مریم_قلیپور ✍
♬ ♪𝄞⌝@ROOGGAAA𝄞⌝♬ ♪
بعدش که از سر خاک مادرم بَرمیگشتم احمقها دلداریام میدادند که بقایِ عمر خودت! حالیشان نبود که من دارم روی تیغه مرگ راه میروم. حالیشان نبود که من مُرده بودم؛ من کشته شده بودم با شلیک خودم!نفس میکشم و صدای نفس کشیدن خودم را میشنوم، و هر لحظه منتظرم که دیگر این صدا را نشنوم. برای نفسنکشیدن چه علامتی روشنتر از خودِ نفسکشیدن؟ و برای نبودن چه علامتی روشنتر از خودِ بودن؟! چه سماجتی به خرج میدهند این دیوارها؛چه سماجتی!#محمود_دولتآبادی ✍#کلیدر 📕
باید پشت در خانۀ هر آدم راضی و خوشبختی، یکی با پتک بایستد و مدام با ضربههاش یادآوری کند که آدمهای بدبخت هم هستند و هر چهقدر هم آدم خوشبخت باشد، باز دیر یا زود زندگی آن رویش را هم نشانمان میدهد و فلاکت، بلا، درد و فقدان به سراغمان میآید.#آنتون_چخوف ✍
او روی لبهٔ خطر میرقصید؛نه چون از تیغ نمیترسید،چون یاد گرفته بودترس را همبه رقص وادارد.#آناستازیانا ✍
میبوسمت،با تمام شوقی که در دلم موج میزندمیفشارمت،میچرخم با نفسهایت،نگاهم را به نگاهت میدوزم،و در آغوشمپناهت میشوم •••تا عشق،رقصِ بیپایان ما باشد.#آناستازیانا ✍
هرگز؛ هیچ دو انسانی با روحیات و علاقهمندیهای مطلقاً مشترک، یافت نشده است.پس اگر در یک رابطهی دو نفره، هیچ مشکل و برخوردی به وجود نیاید، به این معنی ست که یکی از این دو نفر تمام حرفهای دلش را نمیزند •••#آلبادسس_پدس ✍#دیر_یا_زود 📕
مانند لطیفترین و پرشورترین عاشقان، منتظر اشارهاش بودم.و بدون شکایت، انتظارهای طولانی و بیپایانی را تحمل کردم که مرا از آن لحظه گرانبهایی که او تصمیم گرفت مرا به سوی خود بخواند، جدا میکرد، و از فداکاریای که با آن پاسخ دادم، لذت میبردم.فقط یک لحظه، نه بیشتر. لحظهای که در آن اجازه داشتم زانو بزنم، زیر سایه پایش تسلیم شوم، تا احساس کنم که، بدون لمس من، این [صدا] برایم مناسب و نشانهگذاری شده است.و در آن لحظه، چنان کوتاه و شدید، در انتظارهای بیپایان و خاموشی که در آن جمع شده بودم و او را صدا میزدم، میتوانستم سپاسگزار و مفتخر باشم که او مرا به عنوان بنده و برده خود به رسمیت شناخت.#چارمل_رزز ✍
بی تو خاموشم شهری در شَبمتو طلوع میکنیمن گرمایت را از دور میچشمو شهر من بیدار میشود#احمد_شاملو ✍
خودم را قضاوت کردم دیدم،یک آدم مهربانی نبودهام،من سخت، خشن و بیزار درست شدهامشاید اینطور نبودم تا اندازهای هم[زندگی و روزگار] مَرا اینطور کرد.#صادق_هدایت ✍
هر از گاهی نگاهی پشت سر بایدچه بودیم و چه ها کردیم •••؟!و حالایی که اینجاییمقضاوت با خودتآیا مسیرت، آرزویت بود ؟#محسن_شفیعی ✍