
چرا نگفتی «درد» داری؟!من «بغل» داشتم.تا وقتی کتابی برای خوندن و فیلمی برای دیدن وجود داشته باشد، تا وقتی ترانه سروده شود و موسیقی قلب کوچکم را به تپش بیاندازد، اینجا هستم.🌚📕🎶🌇🌝
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 93 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 95 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
"هر چی هست رو زبونشه" هم یه چی مثل عذرِ بدتر از گناهه، لَجنترم هس تازه.
من سه تا ایده خیلی قشنگ دارم که بعد از ساختمان سایه بنویسم. ولی بدبختی اینه که عمده مخاطبا دنبال رمانای استاددانشجو، اربابرعیت، ازدواجاجباری بخصوص با خانزاده و اینان. هپلای بیسلیقه😔نشستم با امیر و بچه بحرفم دربارش. حالا به جای ۳ تا ایده، ۴ تا دارم😐😂
قرار بود ناهار با من باشه ولی در نهایت امیر داره پخت و پز میکنه. واقعا پسری که آشپزی بلده>>>😭😭🤌🏼
میدونی ذوق چی رو دارم؟ازون ۵ تایی که واسه نویسنده قراره بفرستن، یکیشو بدو بدو ببرم واسه دبیر انشای نهمم:))همش واسم جایزه میگرفت، تشویقم میکرد. خوشبخانه همسایهمونم هست توی یه کوچهایم🥹
از پلی لیست سریال Off Campus مطلوب برای سرظهر
وقتی با امیر بیرون میرم باید واسه "صفر تا صدش تو ۳ ثانیهست" یه جوری ذوق کنم که ناراحت نشه.
بچهها زنگ زدم از ارتوپد وقت بگیرم، دقیقا واسه ۳ ماه بعد وقت داد :)
کم بدبختی دارم، قاب ایرپاد توتفرنگیم میخواممم :))))🌿 @Herochnl
از آدمایی که میگن چقد گوشی دستت میگیری یهجور دیگه حرصی میشم. چیکا کنم بشینم تو رو نیگا کنم عن آقا؟
آدما بهت میگن اگه مشکلی پیش اومد بیا باهام حرف بزن، دردودل کن. و وقتی اینکارو میکنی ناپدید میشن. (خودمو میگم، خاک تو سرم واقعا!)
من سه تا ایده خیلی قشنگ دارم که بعد از ساختمان سایه بنویسم. ولی بدبختی اینه که عمده مخاطبا دنبال رمانای استاددانشجو، اربابرعیت، ازدواجاجباری بخصوص با خانزاده و اینان. هپلای بیسلیقه😔
اینترنت شما هم به طرز گریهداری ضعیف شده؟ من اصن آنتن ندارم !
جدیدا ورود به سایت اموزشیار سختتر از هک کردنش شده. اول که دوبار اطلاعاتو وارد میکنی تا کد بفرسته. کد رو که میزنی و وارد سایت میشی میگه تایمت منقضی شده. حالا دوباره از اول!
هربار کامنتای یه زن موفقو میبینم(مخصوصا بلاگرا) از هاریِ ایرونی جماعت وحشت میکنم.
دوروز پیش طی یک حرکت کاملا جوگیرانه، زدم اینستامو پاک کردم. الان یوتوب اسکرول میکنم😀
چیه این پیاماس؟ نشستی سریال ترکی قدیمیتو ریواچ میکنی و با وجود اینکه میدونی پایانِ همه اینا خوبه، زار زااااار گریه میکنی.
واسه شازده غذا خشک گرفتم شد یه تومن و خردی. وقتشه بری اون بیرون و برامون مرغ شکار کنی عزیزم.
داشتم به سمت مرگ میرفتم که یادم اومد امروز پنجشنبهست و کلاس رقص دارم. پس تابوتمو باز کردم خاکارو کنار زدم آرایش کردم و رفتم با خانومیا قِر دادم.🕺
صادق هدایت:حس میکنم از دور خودم را میبینم که دارم غرق میشوم، و کاری از دستم ساخته نیست....🌿 @Herochnl
امروز tea هستم. یک tea سرد و از دهنافتاده که مزه زهرمار میده🧎♀➡️
ازینکه کارمو خوب انجام ندم خوشم نمیاد. امروز خوشم نیومد مثلا.
چندروز بود تو وایبِ "نه من دیگه نمینویسم" اصلا نویسندگی نون و آب نمیشه" و فلان بودم. دیروز رفته بودیم دره و تپه. همونجا سرپا با دیدن منظره جلوم یه داستان ساختم. فهمستم واسه متوقف شدن دیگه دیره. من اینجوری بار اومدم/=
بچه رو مسخره کردم که چرا هرروز رو بازیگرا و خوانندههای کرهای کراش میزنه. برگشت گفت توهم همسن من بودی واسه جومونگ ادیت عاشقانه میزدی توش گل و بلبل میبارید. منطقی.
حالا چون من خواب بودم تو باید بذاری بری!؟ بیتربیت من هرروز کد پیگیری مرسوله میزدم بستهمو چک میکردم. نمیتونستی یکم بیشتر در بزنی تا بیدار شم بیام بستهمو بگیرم؟ چی ازت کم میشد؟😭😭
مثال میزنم. یه جمع خانومانه رو متصور بشید. همه دارن از اندام خانم A تعریف میکنن. یهو خانم B میپره وسط که: من قبلا از A هم خوشاندامتر بودم.انگار وقتی توجه روی کس دیگهای باشه، به این آدم حمله شده.
هیچوقت نتونستم یه بحث بدردبخور با آدمای خودشیفته داشته باشم، شاید از ناشی بودن منه. ولی این آدما جز تایید، چیز دیگهای رو قبول نمیکنن.
آدمای خودشیفته واقعا سردردن. اینا اولین لازمه درمان، که پذیرش نیاز به درمانه رو ندارن و واسه همینم اطرافیانشونو پیر میکنن رسما.
امروز چندمه؟ پولام تموم شد🕺
مامانا هم موجودات جالبی هستن. داد میزنن که: "یا خودت میندازیش بیرون یا اینقدر میزنم تا صدا سگ بده" بعدم دیر میان سرسفره چون داشتن غذای گربه رو میدادن.
گوشوارههامو🎀🐰
چندروزیه رغبت نمیکنم بنویسم. لپتاپو باز میکنم، فایلو باز میکنم، دو بند مینویسم بعد کلمهم نمیاد. میبندم. غصهدارِ گرونیام همش.
گویی ما دانههای تسبیح بودیم که نیاز بود همهمان را به نخ بیاویزند.
۶- در چه سنی بهترین سال عمرت رو داشتی؟تو نوزده سالگی وارد دانشگاه شدم، برای کسی مثل من آسون نبود. دوست پیدا کردم، عاشق شدم و کار کردم. سه تجربهای که اون سالو برام "بهترین" کرد.
DialogueBox – Episode 43موردعلاقهترینم🫂❤️🩹
اپیزود جدید آدمها، خاطرات و موسیقی...
چرا دیگه نمیشه تو پیویها، مسیج چند روز قبلتو ادیت کنی؟ وا 😂😂
وای این کیدرامایی که دارم میبینم خیلی ملوعه. اینقدر آروم و منطقی پیش میره همه چی، که واقعا کوچیکترین توحهاشونم بهم میچسبه. مثلا سریال نصف شده ولی هنوز در حد "خانم چا باعث میشه لبخند بزنم" هستن. گوگولیای خرو نیگا آخه:)
یکی از بچههای فامیل، ننهباباش واسش تارا خریدن. دختره دانشجوعه درامدی هم نداره. خاله من، بعد از ۱۷ سال کار کردن تازه تو سن ۳۶ تونست تارا بخره. وقتی ازین جهت بهش نگاه میکنی ترسناک نیست؟ خیلی. خیلی ترسناکه.
بابا اینقد زور نزنید ۵/۵/۵ بزایید. منو ببینید ۴/۴/۴ دنیا اومدم ولی هیچ پوخی نشدم.
آگاهم که دارم زانوهای ناسالمم رو به چوخ میدم. ولی نمیتونم با هر حرکتی که یاد میگیرم از ذوق نَمیرم:)
من بعد از تکتک جلسات رقصم:
۲- چه چیزهای کوچکی در زندگی رو دوست داری؟کومان دیدن با امیر.کرانچی.خوب دراومدن عکسام.خوندن با آهنگ، بلندبلند. سرگیجهی بعد از قلیونِ زیاد. وقتی تو جمع حرف به سمتِ رمانام کشیده میشه.تبریکای تولد امیرو.(دوستی و مکالمهای هم نداریم ولی هرسال یادشه بهم تولدمو تبریک بگه:)نرم و خمیری شدن ماکارونی. اَلک کردن آردقنادی وقتی تاره از یخچال دراوردمش. فیلم دیدن تو تیوی وقتی تنهام.خوابیدن غرغرو رو پام + اسپنک زدن به باسنش از پشت تورِ پنجره.
پ.ن امروز : دیگه هیچوقت تو مسجد وظیفه اسکون جمعکردنو تقبل نکن احمق.
۱- سه هدف برای این ماه تعیین کن و آخر ماه بگو بهشون رسیدی یا نه.۱. ساختمان سایه رو به ۴۵ کا کلمه برسونم.۲. رقص آهنگ نانسی رو یاد بگیرم.۳. کتاب صوتی مادران سمی رو تموم کنم.
خدا نکشتتون🤣🤣 تو تیوی قرآن میخوند، اونجا که میگفت عذابی سخت در انتظار کافران است عکس ترامپو مینداختن بک گراند آیه.😭😂
گلمَنگلی𓅦 pinned «چالش یک ماهه خاطرات مرداد ماه! هر روز درباره یکی از این موضوعها داستان یا خاطره یا حرف دلت رو بنویس!🌱🪐🖌 ۱- سه هدف برای این ماه تعیین کن و آخر ماه بگو بهشون رسیدی یا نه. ۲- چه چیزهای کوچکی در زندگی رو دوست داری؟ ۳- به خودِ پنج سال پیشت چه توصیههایی میکنی؟…»
چالش یک ماهه خاطرات مرداد ماه! هر روز درباره یکی از این موضوعها داستان یا خاطره یا حرف دلت رو بنویس!🌱🪐🖌۱- سه هدف برای این ماه تعیین کن و آخر ماه بگو بهشون رسیدی یا نه.۲- چه چیزهای کوچکی در زندگی رو دوست داری؟۳- به خودِ پنج سال پیشت چه توصیههایی میکنی؟ ۴- سختترین قسمت بزرگ شدن چیه؟۵- چه خاطرهای رو ترجیح میدی فراموش کنی؟۶- در چه سنی بهترین سال عمرت رو داشتی؟۷- روی یکی از اتفاقات امروز تمرکز کن و با جزئیات تعریفش کن.۸- به کدوم دستاوردت بیشتر از همه افتخار میکنی؟۹- چه فکری همیشه خوشحالت میکنه؟۱۰- چه ویژگیای داری که مردم راحت متوجهش نمیشن؟۱۱- خاطرهی محبوبت از کودکی چیه؟۱۲- آرزویی داری که دفن و فراموش کرده باشی؟۱۳- هرجا هستی، محیط اطرافت رو با حواس پنجگانه توصیف کن.۱۴- یکی از نظرات نامحبوبت در زمینهی غذا رو توضیح بده.۱۵- چی جلوت رو گرفته که دنبال بعضی خواستهها و آرزوها نری؟۱۶- مهمترین انگیزهی زندگی و کارهات چیه؟۱۷- چطور با شکست خوردن کنار میآی؟۱۸- برات مهمه که از خودت میراثی به جا بذاری؟۱۹- چه آهنگ(هایی) تو رو یاد سالهای کودکی میاندازن؟۲۰- چه ویژگی غیرمعمولی داری؟۲۱- اگر عزیزی از دست دادی یا خدای ناکرده بدی، بالای قبرش چی میگی؟۲۲- دوست داری روتین روزمره داشته باشی با هر روز ماجرای جدیدی باشه؟۲۳- توی بدنت راحتی؟ دوستش داری؟۲۴- اگه میتونستی یه قدرت ماورایی داشته باشی، انتخابت چی بود؟۲۵- چه ریسکی کردی که بابت انجام دادنش خوشحالی؟۲۶- خستگی ذهنی یعنی چی؟۲۷- چه چیزی رو در بچگی دوست داشتی، ولی الان نه؟۲۸- از بزرگترین چالشهایی که باهاشون روبهرو شدی بگو، حتی اگه به نظر دیگران کوچیکن.۲۹- الان چیزی هست که بابتش خودت رو نمیبخشی؟۳۰- نامهای به کسی که آزارت داده بنویس.۳۱- احساست به ماه گذشته چی بود؟✏️ @benevis_s
حالا بیا فردا فامیلو تحمل کن. واای
واقعیت اینه که هیچکدوم از استایلاتونو نمت بزنم. چون پیادم. باد میزنه. اگ شومیزمو نچپونم تو شلوارم، عین شِنل بتمن میره هوا. بعد شالم میوفته. موهام میره هوا. درک میکنی؟
عزیز رفتیکسال قبل.
من جدی کسیو ندارم باهاش اینارو شِر کنم، واسه همینه به شما میگم🙂↔️🦋
ساندویچو فکر نکنم قبول کنن.چون هم فانتزیه، هم لحن و روایتش عام پسنده. توصیفات آن چنانی نداره اصن.
حیف که قیمت و کیفیت موادت بهتر از جاهای دیگست مهتاب. وگرنه میرفتم یه جا دیگه آرت حرفهای میزدم میکردمش تو جفت چشات.
معلم نگارش نهم هم همسایهمونه.🤲🏼
هیچ شرمی بدتر ازین نیست که معلم چهارم ابتداییت فالوت داشته باشه.
من دوساعت به دردودلای تو گوش نکردم که تهش ناخونامو زشت کنی مهتاااب😭😭😭
بعد دوماه اومدم ترمیم، نتونست یه آمبره دربیاره. الانم برق قراره بره دیگ نمیشه کاریش کرد تا دوروز بعد.
خیلی راحت پول درمیارم.اومدم این زنیکه هم رید تو ناخونام.این چیه آخه!
چرا وقتی به مامان گفتم کمربند سکهایا(ازیناکهواسهرقصعربیمیبندن) یه تومنه، چشاش از تعجب گِرد نشد و ساده ازم عبور کرد!؟ انگار فقط منم که ذهنم هنوز با قیمتا جدید وفق پیدا نکرده.
قاش قاباقون یرنه گِدیردِ گوریم نیلمیشم✨🛐
پاییز سال قبل وقتی دیگه داشتم آخرای تینارو مینوشتم، یواشکی آرزو میکردم... "خدایا چی میشه تینار صدتا فروش بزنه؟" حتی فکرشم هیجانزدم میکرد، از محالات به نظر میرسید چون اولین رمانم بود. جهان طوری چرخید که تینار امروز سیصدتا فروشو رد کرد:) و من اینقدر خوشحالم که بخوام براش اشک بریزم.