🎙شهید چمران«ما وارث انبیاء هستیم و غایات الهی آفرینش انسان، در وجود ماست که معنا می یابد. ما از مرگ…
انتشار: 2026/08/08 17:18 UTCدریافت: 2026/08/11 10:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 10:50 UTC
🎙شهید چمران«ما وارث انبیاء هستیم و غایات الهی آفرینش انسان، در وجود ماست که معنا می یابد. ما از مرگ نمیترسیم که مرگ ما شهادت است و شهادت حیات عندَرَبّ. عقل های محجوب و آیینه های قیراندود فطرت بشر غربی، چگونه خواهند توانست که معنای حیات عِندَرب را دریابند. حیاتِ عندرب نقطۀ پایانیِ معراجِ بشریت است که به آن جز با شهادت دست نمیتوان یافت. ای وجدان های نیم خفته، چشم بیداری بگشایید و ای بیداران، گوش فرا دهید: ماییم که بار تاریخ را بر دوش گرفته ایم تا جهان را به سرنوشت محتوم خویش برسانیم. خون سرخ ما فلقی ست که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است. یا فالق الاصباح ما را در راهی که این چنین عاشقانه در پیش گرفته ایم یاری فرما.»«شیطان حکومت خویش را بر ضعف ها و ترس ها و عادات ما بنا کرده است. و اگر تو نترسی و از عادات مذموم خویش دست برداری و ضعف خویش را با کمال خلیفة اللهی جبران کنی، دیگر شیاطین را بر تو تسلطی نیست... بگذار آمریکا با مانورهای ستارۀ دریایی و جنگ ستاره ها خوش باشد؛ دریا؛ دل مطمئن این بچه هاست و ستاره ها؛ نور از ایمانِ این بچه مسجدی ها میگیرند. همان ها که در جواب تو میگویند: ما خط را نَشِکَستیم؛ خدا شکست. و همۀ اسرار در همین کلام نهفته است.»«گریه تجلی آن اشتیاق بی انتهایی است که روح را به دیار جاودانگی و لقاء خداوند پیوند میدهد و اشک، آب رحمتی ست که همۀ تیرگی هارا از سینه می شوید و دل را به عینِ صفا که فطرت توحیدی عالم باشد اتصال میبخشد. ساعتی بیش به شروع حمله نمانده است و اینجا آیینه تجلی همه تاریخ است. چه میجویی؟ عشق همینجاست... چه میجویی؟ انسان اینجاست... همه تاریخ اینجا حاضر است... بدر و حنین و عاشورا اینجاست... و شاید آن یار؛ او هم اینجا باشد... این شاید که گفتم از دل شکاک من است که برآمد... اهل یقین پیامی دیگر دارند؛ بشنو...»«اگر آفاق وسیع دلهای ما از آفتاب بی غروب توکل، نور و گرما نمیگرفت؛ بدون تردید هیچ یک از ما پای در راهی اینچنین نمی نهادیم. ما را اجبار و اِکراه به اینجا نکشانده است که دشواری ها؛ راه بر ما ببندند. راه حق محفوف در بلایا و دشواری هاست و اگر نه اینچنین بود کربلا را کربلا نام نمی نهادند. آنکه با پای اختیار قدم در طریق کربلا نهاده است میداند که اسرار جز بر سرهای بریده، فاش نخواهد شد. آنکه با پای اختیار قدم در طریق کربلا نهاده است میداند که خون حرم سِرّ سیدالشهداست که این نه رازی ست که بر اغیار فاش شود.»تو را با خدا چه عهدی بود که از این کرامت برخوردار شدی و خاکِ زمینِ تو سجدگاه یاران خمینی شد و حال چه میکنی در فراقِ پیشانیهایشان که سبب متصل ارض و سماء بود و آن نجوا های عاشقانه. دو کوهه میدانم که چقدر دلتنگی میدانم که دلت میخواد باز هم خود را به حبلِ دعای شهدا بیاویزی و با نمازشان تا عرش اعلاء بالا روی میدانم که چه میکشی دوکوهه، عمر تو هزار ها سال است و شاید هم میلیون ها سال، اما از آن روز که انسان بر این خاک زیسته است آیا جز اصحاب عاشورایی سیدالشهداء کسی را میشناسی که بهتر از شهدای ما خدا را عبادت کرده باشد؟ تو چه کرده ای که سزاوارِ کرامتِ اینهمه گشتهای که سجدگاه یاران خمینی باشی؟ چه پیوندی بوده است میان تو و کربلا؟ کدام رسول بر خاک تو زیسته است؟ تو کهف اعتکاف کدام عارف بوده ای؟ اشک کدام عزادار حسین بر تو چکیدهاست؟ چه کرده ای دوکوهه؟ با من سخن بگوحسينيه ات(۵:۴۰) نیز سکوت کرده است و دم بر نمیآورد ما که میدانیم زمان بستر جاری عشق است تا انسان هارا در خود به خدا برساند و به حقیقت تمامی آنچه در زمان حدوث مییابد باقیاست، پس از حسینیه حاج همت بخواه که مهر سکوت از لب برگیرد و با ما سخن بگوید اینجا حرم راز است و پاسدارن حریم آن شهدا اند شهدایی که در آن نماز شب اقامه کرده اند و با خدا راز گفتهاند شهدایی که در حسینیه، چشمِ مکاشفه بر جهانِ غیب گشودهاند شهدایی که همسفران عرشی امام بودهاند و اکنون میزبان او هستندبیا و بعثت دیگر باره انسان را تماشا کن. خداوند بار دیگر توبه انسان را پذیرفته و او را برای خویش برگزیده است. اینان دریادلان صف شکنی هستند که دل شیطان را از رعب و وحشت میلرزانند و در برابر قوه الهی آنان هیچ قدرتی یارای ایستادگی ندارد اما مگر نشنیدهای که آن اسدالله الغالب، آن حیدر کرار صحنه های جهاد که چون فریاد تکبیر برمیداشت و تیغ بر میکشید عرش از تکبیر و تح(۷:۹) ملائکه فرو میشد و رعد بر سپاه دشمن میغرید و دروازه خیبر فرومیافتاد او نیز شب که میشد... چه بگویم! از چاه های اطراف کوفه بپرس که هنوز طنین گریه ها و ناله های او را با خاطر دارند...@RIYAHNET| ریـــــاح🌷

