در این دنیا قانونی وجود دارد که هیچکس دلیلش را نمیداند.هر انسانی، اگر سالها در جستوجوی چیزی باش…
انتشار: 2026/07/30 00:10 UTCدریافت: 2026/08/15 04:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:17 UTC
در این دنیا قانونی وجود دارد که هیچکس دلیلش را نمیداند.هر انسانی، اگر سالها در جستوجوی چیزی باشد که واقعاً برایش اهمیت دارد، شبی از شبها آسمان دوم را میبیند.بقیه مردم فقط ستارهها را میبینند.اما آنها که آسمان دوم را دیدهاند، میدانند پشت این آسمان، شهری دیگر وجود دارد.شهری که هیچ نقشهای ندارد.(در ایستگاه)او تازه فهمید که چرا بعضی قطعهها فقط قشنگ بودند و بعضی دیگر رهایش نمیکردند. زیرا بعضی موسیقیها را دوست داریم… اما بعضی موسیقیها، خاطرهای را به یادمان میآورند که هرگز زندگیاش نکردهایم.پیرمرد آخرین جمله را گفت و چراغ ایستگاه را خاموش کرد.روزی پولت آنقدر میشود که همهٔ این آلبومها را بخری. اما آن روز دیگر مهم نیست. مهم این است که امشب، برای اولین بار، فهمیدی دنبال چه صدایی هستی.#دیالوگ


