[ادامه]مدعیان اپوزیسیون و طرفداران خارجنشینش که بیخبر از زندگی مردم عادی، و بلایی که بر اثر تحمیل…
انتشار: 2026/08/14 15:37 UTCدریافت: 2026/08/15 00:29 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:29 UTC
[ادامه]مدعیان اپوزیسیون و طرفداران خارجنشینش که بیخبر از زندگی مردم عادی، و بلایی که بر اثر تحمیل و توجیه تحریمها و جنگ بر سرشان آورده، انتظار دارد زیر بمباران سکوت کنند یا در حمایت از جنگ به خیابان بیایند تا کار یکسره شود.اما مردم عادی نه چپ هستند نه راست، نه طرفدار تسلیم به آمریکا و نه تسلیم آخوند، بلکه میخواهند زندگی کنند و این اولین و مهمترین حق تمام آنهاست که تمام حقوق دیگر ذیل آن و از طریق همان تعریف و محقق میشود. و در این میان، مردم طبقات فرودست، استحقاق بیشتری برای رسیدن به این تجربه از زندگی را دارند که تاکنون از آنان دریغ شده؛ البته اگر طبقۀ مسلط و ذینفع از حکومت و نیز اپوزیسیون خارجنشین که هیچ نسبتی با این فرودستان ندارند، بگذارند.حکومت مستقر که نتواند به مردم «کیفیت» واقعی از «زندگی» عرضه بدارد، محکوم است به شکست. اینکه چقدر طرفدار دارد، چقدر موشک و پهپاد و چقدر نفت یا اینکه چند پیامبر، امام و شهید را برای خود بسیج میکند، چندان تفاوتی در نتیجۀ ماجرا نخواهد کرد. چنانکه نیروی مخالف حکومت اگر نتواند «امید» واقعی به «زندگی» را به مردم عرضه بدارد، نیرویی است محکوم به شکست. اینکه چقدر سیاستمداران خارجی را برای خودش بسیج کند، چقدر موشک بر سر مردم بریزد و چقدر صندوق اعانه برای خود جمعآوری کند، و چقدر سلبریتی اینستاگرامی و ماهوارهای بسیج نماید، همگی بیاهمیت است.مردم میخواهند زندگی کنند و این چیزی است که هر نیروی سیاسی و اجتماعی باید بدان توجه کند. تعریف از زندگی و امکانات تحقق آن، باید در اولویت هر برنامۀ اجتماعی و سیاسی باشد؛ وگرنه کاسبی حکومت با «خون شهدا» برای بازداشتن مردم از میل به زندگی یا کاسبی اپوزیسیون با «خون جاویدنامها» جهت تحقیر و تخطئۀ میل مردم به زندگی دور از خطر جنگ و فشار تحریم، دو روی یک سکه است. چرا مردم باید برای مطالبۀ حق زندگی احساس بدهکاری به کسانی داشته باشند که خود عوامل اصلی فروکاست زندگیشان به رنج دائمی هستند؟درک این مسائل بدیهی برای اپوزیسیون نوظهور راستگرای عمدتاً خارجنشین که سیاست را به شکل هیجانی و ناگهانی در فضای مجازی آغاز کرده و پیش برده، دشوارست، چرا که باید دانست که مبارزه طولانی و پرهزینه است و نمیتوان انتظار داشت با توهم دو شب حضور خیابانی با دست خالی، یا توهم تسخیر شهر با چند گروه کوچک مسلح و بیبرنامه، یا حتی مداخلۀ خارجی آن، مبارزه را تمامشده و کمهزینه فرض کرد.اما تجارب تاریخی چپ، خاصه کنشگران چریکی خود که خود را نیروی آوانگارد و پیشمرگ تودۀ عادی مردم تلقی میکردند (استراتژی مبارزۀ مسلحانۀ اقلیتی از نیروهای چپ جامعه، بدیل استراتژی تحریک و سازماندهی تودۀ مردم بود) میتواند درسهای جالبی پیش روی ما قرار دهد. چنانچه یکی از کنشگران چپ مائوئیست در سالهای پیش و پس از انقلاب، در باب دگماتیسم در مبارزه به بهای ناچیز شمردن زندگی رزمندگان از جلال طالبانی، از رهبران آنزمان اپوزیسیون کرد عراق، نقل میکند: «شرایطی فراهم کنید که اگر رفیقی خسته شد بدون آنکه به تسلیمطلبی متهم شود، کنار بکشد. ما کردها برای این حالت بیان خاصی داریم. میگوییم "دانشتن"، یعنی میخواهد بنشیند. چرا چنین امکانی را از یکدیگر سلب میکنید؟ ما پیشمرگهای داشتهایم که سالها مبارزه کرده بود. وقتی خسته شد، پول و آذوقهاش را گرفت و رفت پیش زن و بچهاش. یکی دو سالی گذشت خودش بازمیگردد و اگر بازنگشت مانعی ندارد؛ انتخاب خودش است. شرایطی را فراهم سازید تا اگر بچهها خسته شدند بتوانند بدون سرشکستگی کنار بکشند و اگر خواستند بتوانند به مبارزه بازگردند.» (شوکت: ۱۳۸۶، ۲۸۳)فراتر از منع انتخاب میان زندگی دو مبارزه به خود کنشگران انقلابی، درک این مطلب اهمیت دارد که نباید مبارزۀ دائمی را به مردم تحمیل کرد و آنان را از زندگی، که نه بدیل مبارزه که خود هدف مبارزه است، بازداشت. چنانچه میرحسین موسوی، بیانیۀ شمارۀ ۱۳ خود گفته بود: «مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است، زندگی است.» شاید برخی طرز تفکر موسوی را اصلاحطلبانه یا محافظهکارانه بخوانند، اما گذشت زمان نشان داد که او و همسرش با تحمل سالها حصر خانگی و نیز رنج کشتنشدن خواهرزادهاش در خیابان، هزینۀ این مبارزه را شخصاً پرداختند، اما به مردم تحمیل نکردند.با همین طرز فکر بود که او سیل جمعیت معترض خرداد ۱۳۸۸ را از افتادن به کام مرگاندیشان بازداشت؛ حال آنکه مانع مشابهی برای جلوگیری از کشتار سیل مردم معترض دی ۱۴۰۴ وجود نداشت و همان کشتهشدگان بدل به بهانهای برای دخالت خارجی و مرگهای بیشتری شدند که نه براندازی، که سزارین حکومت اسلامی را در پی داشت.اما آنچه در نهایت میتواند این سیستم مرگاندیش و ماشین مرگ را از کار بیندازد، تفکری است که زندگی را در بستر عدالت و آزادی برای عموم ارج مینهد؛ بدینسان پیروزی از آن زندگی است.@RezaNassaji
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- جامعهشناسانِ ایرانی · تطابق دقیق — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۱۳
- Reza Nassaji · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۲۹
- مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱:۰۳
- حسن معین - خودشناسی · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
