
اینستاگرام:instagram.com/rezaghasemi.110توییتر: Twitter.com/rezaghasemi133
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 9 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/20 تا 2026/08/11
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 9 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
نذر خاک پای کریم اهلبیت علیهمالسلام#یا_امام_حسن_مجتبی_علیهالسلامتویی ضریحِ کرامت، تمام خلقْ دخیلانداگر کریم تویی، حاتمانِ دَهرْ بخیلاندغباری از قطراتِ تیمُّمِ تو طهارتبُحور، پیشِ نَمِ مسحِ پایت آبِ قلیلاندهزار مَن غزل آنسو در آسمانِ ترازومناقبِ تو در اینسو بدون وزن، ثقیلاندبه کاسهی مَلَکِ رزق، ریختند کمت رامجاورانِ گدایت به خرجِ خلق کفیلاندبه عزتت، که نیامد به چشمِ کورِ حسودانکه سنگریزهعیاران کنار کوه، ذلیلاندمیان آن همه سردارهای جنگندیدهسپاهیان سکوتِ تو جنگجوی اصیلاندندادهاند رضایت به حرمتت به نمکدانچه سنگها که به آیینهات هنوز گُسیلاندشرارههای درِ خانهای که داغ دلت شدقضای آتشِ نمرودها به جانِ خلیلاندگواهِ غربت صدّیقه شد جوانی پیرتقصیدههای سپیدِ تو آیههای دلیلاندنمیرسد به کفِ پای شوکتت قدِ شعرمقلم خمیده، رطبهای مدح تو به نخیلاند#رضا_قاسمی @rezaghasemi133
به نام پدر ...با جیبِ پینهدار، حساب و کتاب کردخود را برای خانه نرفتن مجاب کردهر شب برای سفرهی بینانِ خانهاشدر آتشِ دلش جگرش را کباب کردبدقول شد به دخترکِ بیدوچرخهاشچرخِ فلک دوباره پدر را خراب کردبین اجارهخانه و داروی مادرشبیاستخاره، کودکیاش انتخاب کردبعد از هزار زخم، به خود حقّ گریه دادخود را دوباره داخلِ آدم حساب کردبا مشتِ محکمی به دهانش شکست خوردآیینهای علیه خودش انقلاب کردوقتی سوالِ وامِ پدر بیجواب ماندبیفوت وقت، دکترش او را جواب کرد#رضا_قاسمی @rezaghasemi133
⚫️ سلامٌ علی قلبزینبالصبور ... 🍂 پس از یک چلّه مردن، جسمِ بیجانش به جان برگشت مزارِ خویش را از دور دید، از آن جهان برگشت پس از یک چلّه دردِ -همسفر با ساربان بودن- به سوی کاروانسالارِ عالَم، کاروان برگشت زنی روی مزارِ مقتلِ مکشوفه دَم میداد به خاکِ…جوانتر بود، وقتی ذبحِ اعظم را منا بردندزنی از نسل ابراهیم، پیر از امتحان برگشت#رضا_قاسمی @rezaghasemi133
زندگی در خانههای زیر آواریم مامردهای از یاد رفته، بیکسوکاریم مالحظهای بیرون نمیآییم از دنیای خویشدر جهانِ زندگان زندانِ سیّاریم ماهمچنان قهریم با آیینههای راستگوهمچنان از دیدنِ خود نیز بیزاریم ماکاسبِ بازارِ داغ خودفروشان نیستیمآبروداریم، آری بیخریداریم ماگردنِ ما زیر بار هیچ شمشیری نرفتسربدارانیم، بارِ چوبهی داریم مادر هیاهوی میان "مرگبرها" ساکتیمانقلابِ سایههای روی دیواریم مالشکر تاریکی آمد کشتمان، وقتی که دیددر دیاری که همه خواباند، بیداریم مایادگارِ مرگِ ما تندیسی از آزادگیستدر مزارِ خویش بذرِ سرو میکاریم ما#رضا_قاسمی @rezaghasemi133
با مسئله با جواب بازی کردندبا مردم تشنه آببازی کردندتا سر نرود حوصلهی جلاّدانبا گردنِ ما طناببازی کردند#رضا_قاسمی @rezaghasemi133
#غزل_عاشقانه همینکه سازِ دلت گرمِ تکنوازی شدترانه ساختنت هم بهانهسازی شددو همقطار، دو دنیای همسفر بودیمدلت که رفت، جهانهایمان موازی شدسرِ نباختنِ دل، دلِ مرا بُردیکه عشقبازیمان هم قماربازی شدطنابِ دارِ مرا بافت تارِ روسریاتکلاهِ آخرتاندیشیات که قاضی شدبه حکمِ مَحکمهات عاشقانههایم سوختدر انقلابِ دلت شعرم اعتراضی شدتو را نِشاند از آغوشِ من به سجادههمانکه با تو ملقّب به بینیازی شدبیا به کعبه بُتی را که ساختی بشکنخدای زندهبهگورت به مرگ راضی شد#رضا_قاسمی @rezaghasemi133
سلام و ارادتروزگارتون بخیربعد از مدتها میخوام یه غزل عاشقانه منتشر کنمغزلی که چند سال گوشهی پستوی سیاهمشقهام خاک خوردهازتون میخوام با این غزلِ از زندان آزاد شده مهربون باشیدممنونم از همراهیتون ♥️
به چشمانم چشاندم مزهی بیخواب بودن را به کامِ برکهام همخواب با مهتاب بودن را غرورِ تشنگی را بشکنم با خواهش از باران؟ کویرم، خاکِ من پس میزند سیراب بودن را مرا راندند مردم، هر زمان نزدیکشان رفتم که عمری زندگی کردم سوارِ تاب بودن را برای رودها وابسته…غرورِ تشنگی را بشکنم با خواهش از باران؟کویرم، خاکِ من پس میزند سیراب بودن رامرا راندند مردم، هر زمان نزدیکشان رفتمکه عمری زندگی کردم سوارِ تاب بودن را#رضا_قاسمی @rezaghasemi133
#برای_وطن الا ای مَهدِ شیران، ای که میخوانند ایرانت بخواب آرام در آغوشِ گلگونِ شهیدانت نترس از جوخهی اعدامِ دِژخیمان، ببین ما را که سنگر ساختیم از جانِ خود در تیربارانت الا ای مادهشیرِ بیشهی کفتارها برخیز بگیر ای مامِ میهن کودکانت را به دندانت مرا…#وطن 💔به آبادان قسم پابندِ آبادانیات هستیمبه ویرانی روند آنان که میخواهند ویرانت#رضا_قاسمی @rezaghasemi133