بسیاری موقعیتها را شخصا نمیتوانیم مورد سنجش درست قرار دهیم. یک مثال برای شما میزنم: فرض کنیم؛ فر…
انتشار: 2026/08/21 12:55 UTCدریافت: 2026/08/22 18:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 18:25 UTC
بسیاری موقعیتها را شخصا نمیتوانیم مورد سنجش درست قرار دهیم. یک مثال برای شما میزنم: فرض کنیم؛ فروشگاهی را میشناسید که فروشگاه ارزانی است و اجناس را بسیار ارزان عرضه میکند که حتی از قیمت کارخانه نیز ارزانتر است. پس اگر اینقدر ارزان است، بهتر است از این فروشگاه خرید کنیم!اینجا باید با قلب خود بسنجید چرا اینقدر ارزان میدهد؟! اولا من آنقدر فقیر نیستم که بخواهم تا این حد ارزان خرید کنم؛ اما چرا همهی اجناس را اینقدر ارزان میفروشد؟یکبار از ویزیتورهایی که برای هایپرهای بزرگ جنس میبرند بپرسید: «چرا اجناس را تا این حد ارزان میدهید؟»کارخانه به آنها گفته است مثلا؛ باید تا سر ماه ۲۰۰ میلیون تومان فروخته باشید و اگر موفق نشوند حقوق ندارند.ویزیتور مجبور است فردی یا گروهی تارگت یا هدف خود را بزند و به آن هدف برسد.گاها آخر ماه متوجه میشود که به هدفش نرسیده است و به یکی از این هایپرهای بزرگ میگوید؛ موفق نشده است به هدف میزان فروش خود برسد. فروشگاه نیز پیشنهاد میکند: «مشکلی نیست، اجناست را زیر قیمت کارخانه به ما بده و بقیهی مبلغ را از جیب خودت بگذار ما همهی آنها را از تو میخریم.» یعنی مفت و زیر قیمت از تو میخریم. با اینکه اگر از جیب خودش بگذارد ضرر میکند اما برای اینکه نمایندگیاش باطل نشود و تارگت خود را زده باشد که کارخانه او را تحت فشار قرار ندهد؛ کالاها را حتی با ۶۰٪ تخفیف میفروشد؛ این ۶۰٪ از جیبش رفته است! یا در مواردی ممکن است کارخانهداری در معرض ورشکستگی است و فروشندگان کالاهای او را زیر قیمت اصلی میخرند.سپس من خوشحال هستم از که با ۵۰٪ تخفیف کالایی را خریدهام؛ متوجه نیستم که آه و نالهی بسیاری پشت آن کالاست و کسی از روی اجبار این کار را کرده است. برخی از این کتابهای موفقیت ایران را که میخوانم بسیار شرمسار میشوم که چهقدر این موارد در فرهنگ ما در حال جا افتادن است؛ اتفاقا این کتاب جزو پر فروشترین کتابهای ایران است. نویسنده میگوید؛ بیشتر زمینهایی را که خریدهام روی پلههای دادگاه به یکدهم قیمت خریدهام.فردی راهی زندان است؛ میرود و روی پلههای دادگاه میایستد؛ اصلا برای معامله به بنگاه هم نمیرود، روی پلههای دادگاه میایستد و هر بازداشتی را میبیند به او میگوید: «بهخاطر بدهی راهی زندان هستی؟ آیا ملکت را میفروشی؛ من به یکدهم نقدا همینجا خریدارم!» آن فرد هم مجبور است و این گونه ملک را از او میخرید. اینگونه اعمال ممکن است در برخی از فرهنگها یا در بعضی از ملتها جواب دهد اما برای ملت ما جواب نمیدهد؛ زیرا ما نان حلال خوردهایم. اجداد ما انسانهای پارسایی بودهاند.چرا به ما میگویند سرزمین پارس؟ چرا به زبان ما پارسی میگویند؟ رفتار ما پارسا منشی بوده است. ما نمیتوانیم اینگونه نان بخوریم.شاید خرید از چنین فروشگاههایی از لحاظ اقتصادی بسیار جوابگو باشد اما آه و نالهی بسیاری پشت آن است.#برکتآفرینی #جلسهی_سوم#علی_مقدم@Revayateenoorصفحهی ۲۰