یونگ: «پرسش شما موجه است: در واقع چه کسی پشت کتابهایی که من نوشتهام ایستاده است؟پاسخ به این پرسش…
انتشار: 2026/08/11 18:49 UTCدریافت: 2026/08/14 10:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 10:50 UTC
یونگ: «پرسش شما موجه است: در واقع چه کسی پشت کتابهایی که من نوشتهام ایستاده است؟پاسخ به این پرسش بسیار دشوارتر از آن چیزی است که گمان میکنید. برای پاسخگوییِ رضایتبخش به آن، لازم است دقیقاً بدانم که چه کسی هستم، تصویری تطبیقیافته از خودم به شما ارائه دهم و در نهایت به شما ثابت کنم که گزارش من صرفاً بازیِ پوچ با واژگان نیست. حتی اگر پرسش خود را به «دین» یا «جهانبینی» من محدود کنید، باز هم کلِ شخصیت من را تحتتأثیر قرار خواهد داد؛ زیرا من متقاعد شدهام که «جهانبینیِ» هر کس تنها زمانی میتواند ادعای اصالت داشته باشد که از رویاروییِ تماموجدانیِ انسان با جهانِ پیرامونش سرچشمه گرفته باشد. اگر چنین نباشد، چیزی جز گزافهگویی نخواهد بود. اما از آنجا که #آگاهیِ من محدود است و تواناییِ درکِ کل در تمامی ابعاد آن را ندارد، هر گزارهای چیزی جز تکهدوزی نخواهد بود. مایه تأسف است که ما همواره تنها بخشهایی از یک کل هستیم، هرچند که درک سویههایی از آن امکانپذیر است.من به خود اجازه نمیدهم به دلخواه درباره چیزهایی که نمیشناسم چیزی را باور کنم. من این کار را گستاخانه و ناموجه میدانم. هر کس که من بدون دلیل او را دروغگو و دزد بدانم، قطعا برخورد مرا بسیار به دل خواهد گرفت؛ درست همانطور که اگر او را مقدسی بپندارم، به دیدهی تحقیر به من خواهد خندید. شما میتوانید به آسانی از کتابهای من دریابید که درباره دین چه میاندیشم (مثلاً در کتاب «روانشناسی و دین»). من هیچگونه «باوری» را ابراز نمیدارم. من میدانم تجرباتی وجود دارند که باید توجهی «دینی» به آنها معطوف داشت. اینگونه تجربيات تنوع فراوانی دارند. در نگاه نخست، تنها وجه اشتراک آنها «نومینوئیته» یا همان بار عاطفیِ خیرهکنندهشان است. اما با بررسی دقیقتر، معنایی مشترک نیز کشف میشود. به روایت دیدگاه باستان، واژهی «ریلیجیو» (religio) از «ریلیگره» (religere) گرفته شده است و نه از واژهی پاتریستیکِ «ریلیگاره» (religare). معنای نخستین، «دقت و مداقه کردن یا با دقت نگریستن» است. این ریشهشناسی، پایگاهی تجربی و درست به مفهوم «ریلیجیو» میبخشد که همان شیوهی زندگیِ دینی است؛ امری متمایز از صرفِ زودباوری و تقلید که یا دینِ دستدوماند و یا جایگزینی برای دین. این دیدگاه برای «الهیدان» بسیار ناخوشایند است و او آن را به روانشناسیگرایی متهم میکند؛ حال آنکه در واقع مشخص میشود او دیدگاه بسیار ضعیفی نسبت به روان دارد که همان هسته مرکزیِ تجربهی دینی است. به همین دلیل نیز او دیدگاه #فروید را بسیار بیشتر از دیدگاه من میپسندد؛ زیرا دیدگاه فروید این خدمت را به او میکند که با عقلانیسازیِ تجربیاتِ ناخوشایند، همگی را زیر فرش جارو کند. من خود، هم از منظر فکری و هم اخلاقی، خود را متعهد به چنین تجرباتی میدانم. همانطور که گفتم، این تجربیات انواع گوناگونی دارند. کتابهای من اطلاعات مشروحی در باب آنها ارائه میدهند. همچنین میتوانید از نوشتههای من دریابید که من با مسئلهی دین، هیچگونه بازیِ فکری، زیباشناختی یا صرفاً پندآموزی انجام نمیدهم.»¹ دبیرستانی جوانی بود که چندین کتاب یونگ را خوانده بود و به شدت تحتتأثیر آنها قرار گرفته بود. او میخواست بداند «چه کسی پشت این واژگان ایستاده است، چه باوری شما را به جلو میراند؟»~ نامه به گونتر ویتور، ۱۰ اکتبر ۱۹۵۹، مجموعهنامههای کارل گوستاو یونگ، جلد ۲: ۱۹۵۱-۱۹۶۱، صص. ۵۱۷-📍@ravantahlil | گروه آموزشی روان تحلیل 📚۵۱۸






