«مرثیه زبان حال زینب کبری با برادر »شفیع روز محشر ، حسینم ای برادر سرت به روی نیزه،شد پاره پاره پیکر قاری رگ بریده ، تویی عزیز مادر بوسیده ام گلویت،راجای تیغ وخنجر برادر شهیدم ، برادر شهیدم (۲)نظر به چشم تر کن به کاروان نظر کنبیا خرابه امشب ، رقیه را خبر کنمهمان در خرابه، ظلمت شب سحر کنرقیه جان بیا و ، سخن تو با پدر کن برادر شهیدم ، برادر شهیدم (۲)از کربلا و کوفه ، تا شام در عذابمگودال قتلگاهت ، جانان شده سرابم یک کربلا پر از گل ، نبوده انتخابم نوحه گر تو هستم ، با دیدۀ خضابم برادر شهیدم ، برادر شهیدم (۲)بده مرا التیام ، از دست مردم شام محله ی یهودی، طعنه پس از ازدحاممجلس بزم شراب،روضه در یک کلامجسارت و حقارت،زخم زبان والسلام برادر شهیدم ، برادر شهیدم (۲)رسول چهارمحالی ( ساقی عطشان)