از شکوه اندیشه تا ابتذال زبانعبدالکریم سروش، خواه موافق او باشیم یا مخالف، یکی از اثرگذارترین چهره…
انتشار: 2026/07/28 05:42 UTCدریافت: 2026/08/15 02:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:12 UTC
از شکوه اندیشه تا ابتذال زبانعبدالکریم سروش، خواه موافق او باشیم یا مخالف، یکی از اثرگذارترین چهرههای سپهر اندیشهی ایران در چهار دههی گذشته است. نسلی از ایرانیان با آثار او جرئت پرسیدن یافتند، بسیاری از مسلمات را دوباره به محک نقد زدند و با مفاهیمی چون قبض و بسط شریعت، تکثر قرائتهای دینی، تمایز دین و معرفت دینی و ضرورت گفتوگوی انتقادی آشنا شدند. سهم تاریخی سروش در گشودن افقهای تازه در روشنفکری دینی را نه میتوان انکار کرد و نه از حافظه فکری ایران زدود.اما درست بههمین دلیل، مسئولیت او نیز از بسیاری دیگر سنگینتر است.اندیشمند حق دارد دیدگاه خود را تغییر دهد؛ تغییر رأی نه جرم است و نه عیب. آنچه نگرانکننده است، جایگزین شدن استدلال با تحقیر، گفتوگو با تخفیف، و نقد با ناسزا است. سرمایه یک متفکر تنها در نظریههای او نیست؛ زبان او نیز بخشی از میراث فکری اوست. هنگامی که زبان از وقار و انصاف تهی میشود، اندیشه نیز بخشی از اعتبار خود را از دست میدهد.در ماههای اخیر، بیش از آنکه تغییر مواضع سروش مرا به تأمل وادارد، تغییر منش و زبان او اندوهگینم کرده است. در نوشتههایش، واژگانی دیده میشود که بیش از آنکه در شأن یک فیلسوف و روشنفکر باشد، یادآور ادبیات حذف و تخفیف است. این همان چیزی است که بیش از هر چیز مایه تأسف است؛ زیرا سروش روزگاری خود از پیشگامان نقد جزماندیشی و دفاع از اخلاق گفتوگو بود.به گمان من، امروز میتوان و باید همزمان دو گزاره را پذیرفت:●عبدالکریم سروش در تاریخ روشنفکری ایران نقشی مهم و ماندگار داشته است.●عبدالکریم سروشِ امروز، در برخی مواضع و شیوه بیانش، بهگونهای سخن میگوید که سزاوار نقدی جدی و صریح است.این دو گزاره نهتنها ناسازگار نیستند، بلکه لازمه انصافاند. عدالت فکری یعنی نه گذشته را به خاطر امروز انکار کنیم و نه امروز را به احترام گذشته نادیده بگیریم.آنچه امروز مایه اندوه است، صرفاً دگرگونی دیدگاههای یک متفکر نیست؛ بلکه مشاهده فرسایش اخلاق گفتوگو در کسی است که خود زمانی از مهمترین مروجان آن بود. تلختر آنکه هرچه جایگاه یک اندیشمند بلندتر باشد، افول او نیز تأثیر عمیقتری بر سرمایهی فکری جامعه میگذارد.شاید اندوهبارترین رخداد برای یک جامعه، نه خاموش شدن یک اندیشمند، بلکه فروکاستن او از قلهای باشد که خود در ساختنش سهم داشته است. تاریخ، اندیشمندان را تنها با آنچه گفتهاند بهیاد نمیآورد؛ با چگونگی گفتن نیز درباره آنان داوری خواهد کرد.امروز، بیش از همیشه، به متفکرانی نیاز داریم که نه فقط در اندیشه، بلکه در زبان، اخلاق، فروتنی و انصاف نیز الگو باشند؛ زیرا شکوه اندیشه، بدون شکوه منش، دیر یا زود به ابتذال خواهد انجامید.ماهمنیر ایرانپور۶ مرداد ۱۴۰۵
