🔰 #روایت | نذر آقا🔸 کل سال، روزها رو میشمردم تا برسیم به روز شهادت امام حسن(ع). من و مامان یه رس…
انتشار: 2026/08/12 17:45 UTCدریافت: 2026/08/13 06:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:15 UTC
🔰 #روایت | نذر آقا🔸 کل سال، روزها رو میشمردم تا برسیم به روز شهادت امام حسن(ع). من و مامان یه رسم قشنگ مادر و دختری داریم؛ هر سال با هم شلهزرد میپزیم و بین همسایهها پخش میکنیم.🔹 اما امسال همهچیز فرق داشت. آقا شهید شده بود و دل و دماغ هیچ کاری رو نداشتیم. رفتم پیش مامان و گفتم: «مامان! ما باید امسال هم شلهزرد بپزیم؛ به یاد آقا و همه شهدا.»🔸 مامان لبخند زد. منم آستینهام رو بالا زدم و با هم شروع کردیم. شلهزرد که آماده شد، کاسهها رو یکییکی پر کردیم.🔹 وقتی آخرین کاسه رو گذاشتم کنار بقیه، به عکس آقا نگاه کردم و گفتم: «آقا! امسال هم نذرمو ادا کردم. به یاد شما و برای سلامتی رهبرمون، آقاسیدمجتبی.»@rahbari_plus


