جهان همه یکپارچه و زیباستهیچ موجودی و هیچ کسی در این دنیا اضافی نیست و هر موجودی نقش خود را ایفا می…
انتشار: 2026/06/21 17:09 UTCدریافت: 2026/08/15 05:28 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:28 UTC
جهان همه یکپارچه و زیباستهیچ موجودی و هیچ کسی در این دنیا اضافی نیست و هر موجودی نقش خود را ایفا می کند و ساز خود را در این سنفونی می نوازد.و کسی که به معنای واقعی انسان باشد و عشق را بفهمد، ساز خود را به زیبایی می نوازد...اشو@raaz20
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — راز💗
انسان کاملا آزاد است.آزادی، گوهر وجود انسان و بزرگترین هدیه الهی به او است.انسان بدون برنامه ریزی قبلی قدم به این دنیا می گذارد و مجبور به پیروی از طرحی از پیش تعیین شده نیست.انسان خود، خالق خویش است.انسان هر چه از آب در آید،به خودش بستگی دارد.او میتواند موجودی الهی همچون بودا شودیا یک دیکتاتور و آدمکش مانند دیکتاتور های دنیااشو@raaz20
زندگی یك مسابقه و رقابت نیستپس دلیلی هم برای مقایسه خودت با دیگران وجود ندارد.هیچكس نمیتواند تو را تغییر دهد.تنها خودت قادر به تغییر خودت هستی.اصیل بودن و واقعی بودن نهایت زیبایی است.اصیل بودن یعنی:واقعی بودن همه چیزت. خندههایت، گریههایت، نفرت ات و عشق ات و همه زندگی ات باید واقعی باشد تا اصیل باشی.آنان كه اصالت ندارند؛ برای پر كردن احساس تهی بودنشان نقش بازی میکنند، انواع بارهای اضافی را با خود حمل میكنند.اشو@raaz20
عارف حقيقي تارك دنيا نيست. رياضت كش نيست. عاشق زندگي است. از زندگي لذت مي برد. اشو @raaz20
سکوت تجربه بی همتای زندگی استزندگی بسیار پر سر و صداست.در بیرون سر و صداست. در درون سر و صداست.و این سر و صداها برای دیوانه کردن هر انسانی کافیست. آنها همه دنیا را به جنون کشانده اند. تو باید سر و صدای درونت را خاموش کنیمهار سر و صدای بیرون از توان ما خارج است و نیازی هم به این کار نیستاما می توانیم سر و صدای درون را خاموش کنیم. همینکه سر و صدای درون فرو نشیند و سکوت حاکم شود، سر و صدای بیرون دیگر مشکلی نخواهد آفرید. می توانی از سر و صدای بیرون لذت ببری. می توانی بدون هیچ درد سری با آن بسر بریشنیدن سکوت درون، تجربه ای یگانه و بی همتا ست،هیچ تجربه ای دیگری نمی توان یافت که تا آن اندازه ارزشمند باشد، زیرا از پی این تجربه، دیگر تجارب زندگی می آیندبدون سکوت، هیچ حقیقت و آزادی و هیچ خدایی وجود نخواهد داشتبا سکوت، ناگهان چیزهایی که قبلا وجود نداشتند به وجود می آیند. و چیزهایی که وجود داشتند دیگر وجود نخواهند داشت. نگاه تو عوض شده، دور نمای تو تغییر یافته است. سکوت تو را به شناختِناشناختنی قادر می سازد.این یگانگی سکوت است.اشو@raaz20
مردم عادي وقتي كه تنها هستند خوشحال نيستند. احساس تهي بودن مي كنند. احساس مي كنند چيزي كم دارند. نمي توانند مدتي طولاني در تنهايي به سر برند. حتي يك ساعت كوتاه برايشان چندين ساعت به نظر مي آيد. آنان به روابط عاطفي پناه مي برند. اما رابطه عاطفي نوعي گريز از خويش است. يك ارتباط حقيقي نيست. مرد و زن به اين دليل در عشق هم مي افتند كه از تنهايي درآيند. ارتباط حقيقي چيزي كاملا متفاوت است. در ارتباط حقیقی، تو نمي كوشي از خودت بگريزي. خودت را همانگونه كه هستي دوست مي داري. تنهايی ات را دوست داري. از آن لذت مي بري و هرگاه فرصتي يافتي به سوي آن مي روي. اما در تنها بودن تو چنان شادماني فراواني ايجاد مي شود كه: چاره اي جز سهيم شدن آن با ديگران نداري. شور و شادماني تو همچون باري بر روي دوش يا همچون ابري پرباران است. ابر پرباران بايد كه ببارد. فرقي نمي كند كه آيا درختان تشنه باران هستند يا نه. بايد كه ببارد. بايد كه خودش را خالي كند. يادت باشد كه بزرگترين بار زندگي بار شادماني است. تو مي تواني بار همه چيز را با خود حمل كنيولي بايد بار شادماني را بر زمين بگذاري و آنرا ميان همه تقسيم كني.بار شادماني سنگين ترين بار است. شيرين و خوشايند اما كوهي از بار است. نمي تواني آنرا به تنهايي به دوش بكشي. به دوستاني نياز داري تا با تو شريك شوند. آنگاه ارتباط، حقيقي و مثبت مي شود. تو در عشق نمي افتي، در عشق به پا مي خيزي. آنگاه مرد در عشق زن به پا مي خيزد.اشو@raaz20
ما در این زمین بیگانه ایمخانه واقعی ما در ساحل دیگر است ما اینجاییم تا رشد کنیم، تجربه کنیم و پخته شویمتا بلکه بتوانیم در ساحل دیگر پذیرفته شویمما چون کودکانی که به مدرسه فرستاده میشوند وارد دنیا شده ایم،اینجا مدرسه ماست، خانه ما نیستپس هر قدر میتوانی بیشتر بیاموز و بیشتر تجربه کن، بگذار زندگی ات چند بُعدی شود، اما یک چیز را به یاد داشته باش، که اینجا خانه تو نیستپس به آن وابسته نشوآن را مُلک خود ندان خیمه ات را در آن برپا نکن عصر که میرسد، بچه ها از مدرسه به خانه باز میگردند. مدرسه لازم است، بدون مدرسه امکان رشد نیستما با وجود تمام درد و رنج های مدرسه، تمام حماقتها و خردمندی های آن، تمام خوشی ها و ناخوشی های آن،آرام آرام تعادل و تمرکز را می آموزیمبا پشت سر گذاشتن تمام غمها و شادی های آن، چیزی در درون ما رشد میکند و به کمال میرسد، آنگاه که آمادگی پیدا کنیم، قایقی از ساحل دیگر میرسد تا ما را به خانه بازگرداند.اما فقط زمانی که ما آمادگی پیدا کرده باشیم،و گرنه بارها و بارها به مدرسه فرستاده میشویم تا درس را فرا بگیریم.اشو@raaz20




