پارسال نزدیک به ایام اربعین یه سفری به اهواز داشتماز محل اقامتم یه اسنپ گرفتم یه جوان حزب اللهی بود…
انتشار: 2026/08/09 21:46 UTCدریافت: 2026/08/12 19:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 19:31 UTC
پارسال نزدیک به ایام اربعین یه سفری به اهواز داشتماز محل اقامتم یه اسنپ گرفتم یه جوان حزب اللهی بود که خیلی هم ناراحت بود بهش گفتم چی شده گفت مداحی روشن بوده مسافر قبلی توهین کرده گفته این خرافات چیه گوش میکنیباهاش صحبت کردم و آروم شدگفت داداش من اصالتا سوسنگردی هستم چندتا داداشیم به اتفاق بقیه دوستان هر سال موکب میزاریم، یه موکب ایران داریم یه موکب هم عراق میزنیمامسالم که میبینی من اسنپم از کار بی کار شدم اومدم که خرجی خونم رو در بیارم و برم دوباره موکبباهام که احساس راحتی کرد یه خاطره تعریف کرد:گفت داداش پارسال برای موکب عراق پول کم اورده بودیمنمیدونستیم چیکار کنیم که داداشم زنگ زد به یکی از دوستان عراقیشگفت یه لندکروز دارم میفروشم خرج موکب کنیدبهش گفتیم بابا این ماشین زیر پاته گفته برای امام حسینه مشکلی ندارمخلاصه فروخت و خرج موکب کردیمبعد چند ماه ازش پرسیدیم فلانی چیکار کردی گفت امام حسین خواست و الان دوتا لندکروز دارماین خاطره رو یکی از میلیون ها خاطره ای هست که دوستداران امام حسین تجربه کردناین خاطره که مالی و دنیوی بود ما جانمان رو برای راه او خرج میکنیم ❤️



